پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
سالروز تولد
آخرین شعرها
آخرین نثرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی کاربران آنلاین
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 2
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 105
بازدید امروز 848
بازدید دیروز 3،389
کل بازدیدها 1،538،452
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

ای خدای قادرِ بی چند وچون!                              آگهی ازحالِ بیرون و درون!
اندکی علم است اندر جانِ من                              وا رَهانش از هوا وَز خاکِ تَن!

همسُرایی

دیباچه:

گرتوسنگ و صخره و مَرمَر شوی                               چون به صاحب دل رسی، گوهر شوی
مِهرِ پاکان درمیانِ دل نشان                                    دل مده،الّا به مِهرِ دل خوشان
کوی نومیدی مرو، امّیدهاست                                   سوی تاریکی مرو، خورشیدهاست
دل، تو را در کوی اهلِ دل کِشد                             تَن، تورا درحَبسِ آب وگِل کشد
هین! غذای دل بده ازهمدلی                                 رو بجو اقبال را ازمُقبلی
                       (مثنوی مولوی،دفتراول،بیت های725-729)
 
جهان درتبدیل وتبدّل ها و تحویل وتحول های خود، ازصعودِ سعادت معنوی به سوی شقاوتِ انحطاط  وفقرِ عاطفی واحساس انسانی، نزول می کند.قدرت های قاهر وفرایند های فاجر ، سایه ی سیاهِ سلطه ی خود را بربیشترینه ی جهان گسترده اند. جان های تشنه ی اتحادِ ایمانی وامتزاج الهی و ارتقای انسانی، دردنیای دولت های درنده وجهانی پراکنده ومتشتت، درکویرِتنهایی،انزوایی عمیق ودردناک را تجربه می کنند.ریسمان خدایی ، بی تمسک مانده وچاهِ ابلیس دهان گشوده است. برای گریز ازاین هاویه ی تفرّق،چه بایدکرد؟ به کدامین درختِ معرفت پناه ببریم؟جان جویای وحدت ویگانگی و وصال با روح الهی را درکدام میعادگاهِ مطمئن، قرار ببخشیم؟
ملت ها لجام گسیخته و امت های اسلامی ازهم گریخته اند.فتنه ها چون ابرهای تیره همه جا را برآشفته اند. طوفانِ بلا بالا گرفته است. کاردِ شدت به استخوان رسیده وکارِ محنت به جان انجامیده است.کشتار بی امان،جان ها را به لب رسانده است. تهدیدِ ترور، توان مردمان را گرفته و توانایی هارا به ناتوانی بدل نموده است.ایران بزرگ و آشتی جو،در توهّمِ جهانیان به غولی قاتل تبدیل شده است.کشوری که درروزگاری بس کهن، سرودِ برابری قانونی ونفی هرگونه تبعیض قومی وجنسیتی را زمزمه می کرد وبنی آدم را اعضای یک پیکرمی دانست که ازگوهری واحد،پدیدآمده اند، اکنون درغوغای غبارآلودِ تبلیغاتِ غارتگران جهانی، سردمدارِ ستیزه گری وصنعت گریزی نمایانده می شود.آیا می توان سکوت کرد؟
ارزش انسان به اخلاق است و:
«اقوامِ روزگار به اخلاق زنده اند                                        قومی که گشت فاقدِ اخلاق، مُردنی است»
اخلاق، مهم ترين زمينه ي زندگي است و نمودفرهنگ به شمارمي رود. انسان زمانه ي ما دچاربحران اخلاقي شده است.ارزش های رفتاری سقوط کرده اند وکردارنیک، ازفعلیتِ مردمان غایب شده است.آموزه ی عالی ایرانی که «رستگاری جاوید را در کم آزاری »می دانست،ازیادها رفته است. شعاراسلام که رعایت عدالت را حتی درحق دشمن،الزامی می شمرد،ازدوستان نیز دریغ می شود:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لاَ يَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ‌.»(مائده/8)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ، براى خدا به داد برخيزيد [ و ] به عدالت شهادت دهيد ، و البتّه نبايد دشمنىِ گروهى، شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد . عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديك تر است ، و از خدا پروا داريد ، كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است .
آیا می توان مُهرسکوت برلب زد وخاموش ماند؟ هرگز!هرگز! این بنده ی کوچکِ خدا، برآن شده است تا درشرایطی که به گفته ی حافظ:
شهرخالی است ز عُشّاق،  بُوَد کز طَرَفی                             مردی ازخویش برون آید وکاری بکند؟
ازحصارِتنگِ« خویشتن» برون آید وکاری بکند. این کار،البته با انکارِ  برخی روبه رو خواهدشد.اما:
من ودل گرفدا شدیم، چه باک!                                           غَرَض اندرمیان،سلامتِ اوست!
ما می خواهیم سلامتِ اخلاق، محقق شود.البته«فکرهرکس به قدرِ همت اوست». آنچه در دل داریم این است که با یاری فرهنگ سِتُرگ وفراگیرِ ایران واستعانت ازتعالیم تعالی بخش اسلام عزیز، طرحی نو دراندازیم وجهانی جدیدبسازیم که درآن هرکس ازهرملّیتی وباهراندیشه وزبانی، طعم مِهر بچشد و طُعمه ی کین ونفرت نگردد.بدین منظور،به شیوه ی شاهدانِ عشق معنوی وسخنورانِ نَغزگوی زبان فارسی،ازشعریاری گرفته ایم تاژرف تر بردل ها بنشیند و ذوق وقریحه ها را برانگیزد.نام این طَرزِ طنّاز را «هم سُرایی» نهاده ایم تا به همدلی بینجامد. اما «هم سُرایی» چیست؟


فصل اول: ساختار

تعریف و تبیین:

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.
به نخستین سراینده –که پیشنهاد دهنده ی مضمون نیزهست – به قیاس«سرگروه»،«سَرسُرا»گفته می شود.به نخستین سروده«پیش سُروده» اطلاق می گردد. دیگر گویندگان که مضمون پیشنهادی را می پذیرند و از آن استقبال می کنند «هم سُرا» نامیده می شوند. از جهتی دیگر ،می توان آنان را «پی سُرا» نامید؛ زیرا درپیِ «سرسُرا» آمده اند و به ندای او، پاسخ گفته اند. محصول ادبی ناشی از این« هم سرایی»، «هم سروده» خواهدبود.
بدیهی است تنها در پرتوِ هم صدایی گروهی – و نه با یک تن و دو تن - «هم سروده»ی راستین پا به عرصه ی سخن خواهد نهاد و تولید خواهد شد.
 

فصل دوم: قوانین

1- به لحاظِ زبانی، «هم سرایی» درمنطقه ی زبان فارسی وبا «روساخت» شعری شکل خواهد گرفت. معنای این سخن آن است افرادی که به زبان های دیگر تعلق دارند، به طور طبیعی قادر به مشارکت نخواهند بود. اما چنانچه در مقدمه یادآوری شد، مقصود ما همدلی جهانی و منطقه ای است. پس باید تمهیدی اندیشیدکه مشارکت افراد دیگری که زبانی جزفارسی دارند، به گونه ای محقّق شود. این کار به امیدخدای بزرگ، از طریق ترجمه میسّر خواهد شد. نمونه های عالی «هم سروده »ها به زبان های دیگر ترجمه خواهد شد تا دست کم، مشارکتِ مضمونی، ممکن گردد؛ یعنی دیگران با آگاهی از موضوع و درونمایه ی «هم سروده »ای خاص، تمایل خود را در پیشنهاد موضوع یا سرودن به زبان خود را اعلام نمایند.
با این همه در قدم نخستین، ما به همزبانان خود در کشورهای آسیای میانه، افغانستان، هند، پاکستان و کسانی که در اروپا و امریکا و افریقا و اقیانوسیه و کشورهای عربی ، فارسی را درمی یابند یا به آن سخن می گویند، چشم دوخته ایم.
2- پیروی «پی سرایان» یا «هم سرایان» ازشکل ادبی پیشنهادشده ازسوی«سرسُرا» الزامی است؛ یعنی هم سرایان باید شعرهای خود را در همان وزن وقالبی بسرایند که ازسوی «سرسرا» پیشنهاد شده است. البته چنانچه کسی مضمون مناسب و زیبایی را پیشنهاد نماید، حق «سرسرایی» را به دست می آوَرَد.
3- ازویژگی های ابتکاری«هم سرایی» این است که پرونده ی مضمون پیشنهادی، حتی درصورت مشارکت بی سابقه  ی هم سرایان، هرگز بسته نخواهد شد.به سخنی دیگر، موضوع و مضمون پیشنهادی از سوی «سرسرا» حتی برای مخاطبان نسل های دیگر نیز آماده ی بهره برداری خواهد ماند تا آنان نیز به گروه «همسرایان» بپیوندند و احساس و عاطفه و خیال خود را درآن موضوع، مشارکت دهند. اما همچنان، حق «سرسرایی» برای گوینده ی نخست، محفوظ خواهد ماند. قانون «کپی رایت» در این جا معتبر است.
4- «سرسُرا»یا گروه داوران برگزیده از سوی او، حق اصلاح نمونه های «همسروده» را از جهت فنی(وزن، قافیه،...)دارد. این کار، درصورت نیاز، نوعی آموزش غیرمستقیم فنّ سرودن نیز خواهد بود تا از این طریق، بر دانش و چیرگی بیشتر هم سرایان افزوده گردد.

نخستین «پیش سروده ها»:

تاکنون در دو موضوع: «سوگندنامه» و «مناجات نامه»، «پیش سروده» هایی ازسوی این جانب، پیشنهاد شده و از یک سال پیش(19/11/92) مورد استقبال گسترده ی ادب دوستان وشاعران (حدود پانصد شاعر) قرار گرفته است. این پیش سروده ها، انگیزه ی سُرایشِ گروهی صمیمانه ای شده است که نمونه هایی ازآن ها  درقسمت بعد از کلیات درج خواهد شد. علت گزینش مضامین «سوگندنامه» و «مناجات نامه» این بود که در سوگندنامه، مقدسات یک فرد متجلی می شود و از این طریق می توان به مجموعه ای از ارزش های مقبولِ گوینده پی برد؛ و در مناجات نامه، جلوه های بدیع و بکرِ هم سخنی با خدا ی مهربان، تجلی می کند و نمود می یابد.
امید می بریم این ابتکار فرهنگی،  با پشتیبانی دل سپردگان به فرهنگ و زبان و ادب پارسی، موقعیتی استوار و پایدار بیابد و نقش خود را در بازیابی جایگاه برجسته برای ایران و ایرانی به خوبی ایفا نماید.
همّتم برقه ی راه کن ای طایرِ قُدس                                 که دراز است رهِ مَقصد و من نوسفرم
 

سید عباس مُجابی




  • مير سقا

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * شيعيان ميلاِد عباس آن علمدارآمده * بو فضايل مرِد ميدان اهل پيكارآمده

  • خداوندا

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * خداوندا درين ، دنيا ي آشوب * بكن صبري عطا ، چون صبر ايوب

  • ماه بسيار ...!

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * ماه بسيار عزيزي مه شعبان آمد * شادي شيعه دراين ماه فراوان آمد

  • ترجيح بند فاتح

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * در هر كجاي هستي و هستي مرا به دل والا * درآسمان عشق بجويم تو را به اين دنيا

  • ديواره ي سنگ

    جناب آقاي اله يار خادميان * ريشه بر جاست اگربرگ وگل از حاد ثه سوخت * لاله باران شود آن دشت،كه ازصاعقه سوخت

  • غزل ( 78 )

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * چو چشمانم به ديدارت ُمنّور شد * جمالت در خيالاتم ُمصّور شد

  • تازه به دوران رسيده ها

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * ديوانه ام شبيه خيابان نديده ها * درمانده مثل تا خود مقصد دويده ها

  • نگار من

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * بي تو نگار من .شده خفتن حرام من * هرگز مباد كس كه رسد در مقام من

  • عشق .

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * عالمي دارم ... * در تنهايي ام با عشقت ..

  • ميخانه ها

    جناب آقاي محمد دري صفت * به نامت عشق را آغاز كردم * تو را با قلب خود همراز كردم

  • تحفه ي پادشاه قاجار

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * تحفه ي پادشاه قاجارم با كلاهي كه بر سرم كردند * مردم اين ديار راز آلود با همين مرز باورم كردند

  • كسي دارد؟

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) * بدنبال خدا هستم؛ * كسي بوي خدا دارد؟

  • يا محمدا

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اوست بت شكن از لات وعزي آذريش * اوست احمد ومحمود ونبي عنبريش

  • با تو ميمانم .

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * تاريكي شب گم شد .. * در پيچ و تاب موهاي سياهت ..

  • تقديم به رسول اكرم ص

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * صحراي خشك و داغ عرب غرق خواب بود * شادي به چشم مردم آنجا سراب بود

  • عقل كل

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در َاَزل چون جا ِن عاَلم ِرشته بر َسر َمد زدند * كائنات از َعرش َاعلا َحلقه بر ُگنبد زدند

  • دستان تو ..

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * به ياد خاطرات با تو بودن .. * كه مي افتم ..

  • بشكني و نشكني

    جناب آقاي اله يار خادميان * آبرويم خرج شد تا كار زاري بشكنم بي قرار. اما نمي خواهم قراري بشكنم

  • سنگسارمصيبت

    سركار خانم مينو حسيني * سنگ تورا به سينه زدم،استخوان شكست * بغ ِض گلو گرفته ي من ، ناگهان شكست

  • امواج كابوس

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) * من و بيخوابي و امواج كابوس برايم قصه ي دريادلان گوي

  • نفسِ صبح

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * بين ، نف ِس صبح چه ها مي كند * روح به جسم و ت ِن ما ، مي كند

  • زنده به گور

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * از خواب هاي زنده به گوران روزگار* تا راز رنگهاي بجز رنگ سرگذشت

  • جالي خالي .

    سركار بانو ميترا دلفان آذري * درسته كه ... * سال ها نيستي .. * و ندارمت ...

  • آيات عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * دلم شهِر خرابا ت است ، وقتي با تو درگيرم * سكوت از جن ِس هيهات است ، وقتي با تو درگيرم

  • دردمندم من دوايم آرزوست

    جناب آقاي سيروس بداغي * دردمندم من دوايم آرزوست * هم نشيني با خدايم آرزوست

  • شگفتي خلقت

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * شب است و ديده ي دل را برآسمان دارم * شگفت از همه هستي، زاين جهان دارم

  • فاصله

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) * نه تو در پشت افق هاي قلم مدفوني?

  • تحفه ز سوي آن خدا

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تحفه ز سوي آن خدا، هست علي علي علي * دلبر عشق و ُپر بها، هست علي علي علي

  • بانگِ الالهي

    جناب آقاي اله يار خادميان * عاشقش بودم ، فريبم داده است * تيغ را دس ِت رقيبم داده است

  • گل محبت دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * كش بر بوم نقاشي ي قلبت * تونقشي از گل مهر و محبت

  • بگذاريد غزل حرف دلش را بزند

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * بغض يعني دل من خون شده و ويران است * روح من ساكن اين خانه ي بي سامان است

  • يوسف كنعان

    جناب آقاي مهدي سيّد حسيني (بنده) * بي قرار و خسته جانم يار مي خواهد دلم * در شب تنهايي ام دلدار مي خواهد دلم

  • هم سرايي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * درودم برتو اي ايران و ايراني * تويي فاخر به دنيايي ، پرايما ني

  • مادر

    جناب آقاي سليمان محمدحسني * مادري بود و دلي خوش به نگاهي گاهي * دستِ پرِ مهر و صدايش به پگاهي گاهي

  • بهاريه

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * نفس باد صبا ، رايحه مي افشاند * نسترن ، غمزه كنان ، آينه مي گرداند

  • سرود ميلاد امام باقر عليه السلام و شب ليلة الرغاِئب

    جناب آقاي سيروس بداغي * شب ش ِب ميلاده * دلامون شاده

  • چه كنم با غم چهل؟!

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" * عقل چون چوپاني بي رمه * سرگردان به دنبال پريشان واژه ها

  • شهر من فسا

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * آمد بها ر و شعرم جاني دگر گرفته

  • شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * خوشا شاعري كه هنر مند باشد * و شعرش به شيريني قند باشد

  • جاده سرد.

    سركار بانو ميترا دلفان آذري * پاييز خسته شد ... * از بي بهاري ...

  • سنگ قبر

    جناب آقاي ساسان جهانبين * روي قبرم بنويسيدجهان در گذراست * آنكه دلبندجهان شدبخدابي هنر است

  • پيرم ولي !

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * پيرم ولي لباس جواني به تن كنم * از ذهن خويش پير ِي خود ريشه كن كنم

  • شكايت

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * از ناله ي من قلبِ پريشان گله دارد * "وز گريه ي من گوشه ي دامان گله دارد"

  • خيرالعمل

    جناب آقاي محمد دري صفت * دو بيتي ، رباعي ، غزل ميشوم * به كامت عزيزم عسل ميشوم

  • تحول سالي نو

    جناب آقاي امير تهراني "الف_ط" * من تمام ثانيه يكجا سپردم دست سال

  • آرمان شهر تو

    جناب آقاي اله يار خادميان * آرمان شهِرتو يك حادثه ي ُمرده نداشت * شاهِد دل زده و نق ِش زمين خورد ه نداشت

  • ياد تو

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تراوش مي كند چشمان من اشك * .....به ياد ديدن روي تو زيبا.

  • غزل گفت

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مهتاب چو در آب برقصيد غزل گفت * نيلوفر مرداب كه پيچيد غزل گفت

  • محبوب دل ها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * هنگام كه چش ِم نيلي تو * ....................چون موج َپراَكند

  • پريسكه 32

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * پرچم ها * يه يك سو * به اهتزاز بودند

  • بهاران

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * عيد امد وشد فصل بهاران * جان امد سر خوش ز نگاران

  • با امر پور فاطمه ناميده گشت سال

    جناب آقاي سيروس بداغي * با امر پور فاطمه ناميده گشت سال * سا ِل تلاش و كوشش و توليد و اشتغال

  • مرد حق

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * نيست آسايش به هرجا ظلم اگر موجود بود * هر زمان بي سود زآنكه مردم بي جود بود

  • ساعت صِفر

    سركار خانم مهناز نصيرپور * اولين ساع ِت ِصفر * نوبهار،ماه،سپهر

  • هفت سين.....

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * لحظه هايي به وسعت دلها * غنچه ها وشكوفه هاي دعا

  • عشق بي رقم

    جناب آقاي اله يار خادميان * به جر ِم ديد ِن رويت به من ستم شده است * چگونه اشك نريزم بهاِر غم شده است

  • چند كار منتخب

    جناب آقاي محمد ياسين جلالزهي نيا * عشق يعني يك سبد دلدادگي * ديدن روي شهيد درسادگي

  • "" واژه هاي زندگي ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * ببين اقيانوس ذهنم بي محابا * بر صخره هاي جسمم مي كوبد

  • ساحل چشمت...

    جناب آقاي مقصود دهميري * در كنار ساحل چشمت رواني ميشوم * با خم ابروي تو مجنون جاني ميشوم

  • مهرِ مادر

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * مادر اي ِمهر تو در سينه همانند خدا * جان تو بر لب و لبخند تو باشد ، فدا

  • دو بيتي ها ( ۶(

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * بيا كه غنچه دميد و گل به بار آمد * بنفشه خنده زنان به سبزه زار آمد

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.