پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آخرین شعرها
آخرین نثرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 97
بازدید امروز 350
بازدید دیروز 2،842
کل بازدیدها 1،371،986
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

ای خدای قادرِ بی چند وچون!                              آگهی ازحالِ بیرون و درون!
اندکی علم است اندر جانِ من                              وا رَهانش از هوا وَز خاکِ تَن!

همسُرایی

دیباچه:

گرتوسنگ و صخره و مَرمَر شوی                               چون به صاحب دل رسی، گوهر شوی
مِهرِ پاکان درمیانِ دل نشان                                    دل مده،الّا به مِهرِ دل خوشان
کوی نومیدی مرو، امّیدهاست                                   سوی تاریکی مرو، خورشیدهاست
دل، تو را در کوی اهلِ دل کِشد                             تَن، تورا درحَبسِ آب وگِل کشد
هین! غذای دل بده ازهمدلی                                 رو بجو اقبال را ازمُقبلی
                       (مثنوی مولوی،دفتراول،بیت های725-729)
 
جهان درتبدیل وتبدّل ها و تحویل وتحول های خود، ازصعودِ سعادت معنوی به سوی شقاوتِ انحطاط  وفقرِ عاطفی واحساس انسانی، نزول می کند.قدرت های قاهر وفرایند های فاجر ، سایه ی سیاهِ سلطه ی خود را بربیشترینه ی جهان گسترده اند. جان های تشنه ی اتحادِ ایمانی وامتزاج الهی و ارتقای انسانی، دردنیای دولت های درنده وجهانی پراکنده ومتشتت، درکویرِتنهایی،انزوایی عمیق ودردناک را تجربه می کنند.ریسمان خدایی ، بی تمسک مانده وچاهِ ابلیس دهان گشوده است. برای گریز ازاین هاویه ی تفرّق،چه بایدکرد؟ به کدامین درختِ معرفت پناه ببریم؟جان جویای وحدت ویگانگی و وصال با روح الهی را درکدام میعادگاهِ مطمئن، قرار ببخشیم؟
ملت ها لجام گسیخته و امت های اسلامی ازهم گریخته اند.فتنه ها چون ابرهای تیره همه جا را برآشفته اند. طوفانِ بلا بالا گرفته است. کاردِ شدت به استخوان رسیده وکارِ محنت به جان انجامیده است.کشتار بی امان،جان ها را به لب رسانده است. تهدیدِ ترور، توان مردمان را گرفته و توانایی هارا به ناتوانی بدل نموده است.ایران بزرگ و آشتی جو،در توهّمِ جهانیان به غولی قاتل تبدیل شده است.کشوری که درروزگاری بس کهن، سرودِ برابری قانونی ونفی هرگونه تبعیض قومی وجنسیتی را زمزمه می کرد وبنی آدم را اعضای یک پیکرمی دانست که ازگوهری واحد،پدیدآمده اند، اکنون درغوغای غبارآلودِ تبلیغاتِ غارتگران جهانی، سردمدارِ ستیزه گری وصنعت گریزی نمایانده می شود.آیا می توان سکوت کرد؟
ارزش انسان به اخلاق است و:
«اقوامِ روزگار به اخلاق زنده اند                                        قومی که گشت فاقدِ اخلاق، مُردنی است»
اخلاق، مهم ترين زمينه ي زندگي است و نمودفرهنگ به شمارمي رود. انسان زمانه ي ما دچاربحران اخلاقي شده است.ارزش های رفتاری سقوط کرده اند وکردارنیک، ازفعلیتِ مردمان غایب شده است.آموزه ی عالی ایرانی که «رستگاری جاوید را در کم آزاری »می دانست،ازیادها رفته است. شعاراسلام که رعایت عدالت را حتی درحق دشمن،الزامی می شمرد،ازدوستان نیز دریغ می شود:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لاَ يَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ‌.»(مائده/8)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ، براى خدا به داد برخيزيد [ و ] به عدالت شهادت دهيد ، و البتّه نبايد دشمنىِ گروهى، شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد . عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديك تر است ، و از خدا پروا داريد ، كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است .
آیا می توان مُهرسکوت برلب زد وخاموش ماند؟ هرگز!هرگز! این بنده ی کوچکِ خدا، برآن شده است تا درشرایطی که به گفته ی حافظ:
شهرخالی است ز عُشّاق،  بُوَد کز طَرَفی                             مردی ازخویش برون آید وکاری بکند؟
ازحصارِتنگِ« خویشتن» برون آید وکاری بکند. این کار،البته با انکارِ  برخی روبه رو خواهدشد.اما:
من ودل گرفدا شدیم، چه باک!                                           غَرَض اندرمیان،سلامتِ اوست!
ما می خواهیم سلامتِ اخلاق، محقق شود.البته«فکرهرکس به قدرِ همت اوست». آنچه در دل داریم این است که با یاری فرهنگ سِتُرگ وفراگیرِ ایران واستعانت ازتعالیم تعالی بخش اسلام عزیز، طرحی نو دراندازیم وجهانی جدیدبسازیم که درآن هرکس ازهرملّیتی وباهراندیشه وزبانی، طعم مِهر بچشد و طُعمه ی کین ونفرت نگردد.بدین منظور،به شیوه ی شاهدانِ عشق معنوی وسخنورانِ نَغزگوی زبان فارسی،ازشعریاری گرفته ایم تاژرف تر بردل ها بنشیند و ذوق وقریحه ها را برانگیزد.نام این طَرزِ طنّاز را «هم سُرایی» نهاده ایم تا به همدلی بینجامد. اما «هم سُرایی» چیست؟


فصل اول: ساختار

تعریف و تبیین:

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.
به نخستین سراینده –که پیشنهاد دهنده ی مضمون نیزهست – به قیاس«سرگروه»،«سَرسُرا»گفته می شود.به نخستین سروده«پیش سُروده» اطلاق می گردد. دیگر گویندگان که مضمون پیشنهادی را می پذیرند و از آن استقبال می کنند «هم سُرا» نامیده می شوند. از جهتی دیگر ،می توان آنان را «پی سُرا» نامید؛ زیرا درپیِ «سرسُرا» آمده اند و به ندای او، پاسخ گفته اند. محصول ادبی ناشی از این« هم سرایی»، «هم سروده» خواهدبود.
بدیهی است تنها در پرتوِ هم صدایی گروهی – و نه با یک تن و دو تن - «هم سروده»ی راستین پا به عرصه ی سخن خواهد نهاد و تولید خواهد شد.
 

فصل دوم: قوانین

1- به لحاظِ زبانی، «هم سرایی» درمنطقه ی زبان فارسی وبا «روساخت» شعری شکل خواهد گرفت. معنای این سخن آن است افرادی که به زبان های دیگر تعلق دارند، به طور طبیعی قادر به مشارکت نخواهند بود. اما چنانچه در مقدمه یادآوری شد، مقصود ما همدلی جهانی و منطقه ای است. پس باید تمهیدی اندیشیدکه مشارکت افراد دیگری که زبانی جزفارسی دارند، به گونه ای محقّق شود. این کار به امیدخدای بزرگ، از طریق ترجمه میسّر خواهد شد. نمونه های عالی «هم سروده »ها به زبان های دیگر ترجمه خواهد شد تا دست کم، مشارکتِ مضمونی، ممکن گردد؛ یعنی دیگران با آگاهی از موضوع و درونمایه ی «هم سروده »ای خاص، تمایل خود را در پیشنهاد موضوع یا سرودن به زبان خود را اعلام نمایند.
با این همه در قدم نخستین، ما به همزبانان خود در کشورهای آسیای میانه، افغانستان، هند، پاکستان و کسانی که در اروپا و امریکا و افریقا و اقیانوسیه و کشورهای عربی ، فارسی را درمی یابند یا به آن سخن می گویند، چشم دوخته ایم.
2- پیروی «پی سرایان» یا «هم سرایان» ازشکل ادبی پیشنهادشده ازسوی«سرسُرا» الزامی است؛ یعنی هم سرایان باید شعرهای خود را در همان وزن وقالبی بسرایند که ازسوی «سرسرا» پیشنهاد شده است. البته چنانچه کسی مضمون مناسب و زیبایی را پیشنهاد نماید، حق «سرسرایی» را به دست می آوَرَد.
3- ازویژگی های ابتکاری«هم سرایی» این است که پرونده ی مضمون پیشنهادی، حتی درصورت مشارکت بی سابقه  ی هم سرایان، هرگز بسته نخواهد شد.به سخنی دیگر، موضوع و مضمون پیشنهادی از سوی «سرسرا» حتی برای مخاطبان نسل های دیگر نیز آماده ی بهره برداری خواهد ماند تا آنان نیز به گروه «همسرایان» بپیوندند و احساس و عاطفه و خیال خود را درآن موضوع، مشارکت دهند. اما همچنان، حق «سرسرایی» برای گوینده ی نخست، محفوظ خواهد ماند. قانون «کپی رایت» در این جا معتبر است.
4- «سرسُرا»یا گروه داوران برگزیده از سوی او، حق اصلاح نمونه های «همسروده» را از جهت فنی(وزن، قافیه،...)دارد. این کار، درصورت نیاز، نوعی آموزش غیرمستقیم فنّ سرودن نیز خواهد بود تا از این طریق، بر دانش و چیرگی بیشتر هم سرایان افزوده گردد.

نخستین «پیش سروده ها»:

تاکنون در دو موضوع: «سوگندنامه» و «مناجات نامه»، «پیش سروده» هایی ازسوی این جانب، پیشنهاد شده و از یک سال پیش(19/11/92) مورد استقبال گسترده ی ادب دوستان وشاعران (حدود پانصد شاعر) قرار گرفته است. این پیش سروده ها، انگیزه ی سُرایشِ گروهی صمیمانه ای شده است که نمونه هایی ازآن ها  درقسمت بعد از کلیات درج خواهد شد. علت گزینش مضامین «سوگندنامه» و «مناجات نامه» این بود که در سوگندنامه، مقدسات یک فرد متجلی می شود و از این طریق می توان به مجموعه ای از ارزش های مقبولِ گوینده پی برد؛ و در مناجات نامه، جلوه های بدیع و بکرِ هم سخنی با خدا ی مهربان، تجلی می کند و نمود می یابد.
امید می بریم این ابتکار فرهنگی،  با پشتیبانی دل سپردگان به فرهنگ و زبان و ادب پارسی، موقعیتی استوار و پایدار بیابد و نقش خود را در بازیابی جایگاه برجسته برای ایران و ایرانی به خوبی ایفا نماید.
همّتم برقه ی راه کن ای طایرِ قُدس                                 که دراز است رهِ مَقصد و من نوسفرم
 

سید عباس مُجابی




  • من خودم تنهاي تنها ديده ام

    جناب آقاي محمد دري صفت * عاشقي كردم، ستمها ديده ام * دل شكستن ها و غمها ديده ام

  • باز آ

    جناب آقاي داود رزاقي راد * آخرين غنچه ي گلزاِر امامت باز آ * يوسف غاي ِب زهرا به سلامت باز آ

  • غزل ( 73 )

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * مي كشم درِد فراوان ِز تظُّلم ، چه كنم ؟ * گر به دوشم نكشم باِر تحّمل ، چه كنم ؟

  • آن شعله ِ عشق است

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * مهتابِ ُر َخت بر دل و اين ديده چه زيباست * هرجا سخن از چهره و آن رويِ فريباست

  • قصاب عدل

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * دل كه با درد آشنا شد مي شود شور احتياج * هست چون ظلمت سرا را شمع پر نور احتياج

  • "" جوهــــر درون ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * در وجود هر انسان جــوهـــر است جــوهــر ذات درون فكـر سراست

  • پرواز سيمرغ

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * دوباره فاجعه ، هشدار ، افسوس * دوباره بارش آوار ، افسوس

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.

  • ماه پنهان

    جناب آقاي محمد بيك زاده * فكر اين افسرده دل اندر سر تو هست ؟ نيست * دل گـراني مـاه مـن در باور تو هـسـت ؟ نيسـت

  • شهريار رفت

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * فصل خزان رسيد و شكوه بهار رفت ، * پژمرد گل به گلشن و شور هزار رفت .

  • آثار ما

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * دل هاي خويش پاك ز انوار ما كنيد * باراِن عشق را درَرِه ايثار ما كنيد

  • شعر ناب

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * آن سان كه شعر ناب، مرا مست مي كند. * كي، شاهد وشراب، مرا مست مي كند؟

  • بانو

    جناب آقاي محمد بيك زاده * بانوي لطف و خوبي و اشعار ناب تو * قلاش و رند و لاابالي و مرد شراب من

  • گرداب زمان

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * در عالم حيراني ، گرداب زمان بينم * آشفته در آن حلقه ، از پير و جوان بينم

  • فتنه

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اي فتنه كجا رفتي و دل را به كه دادي * سر در رِه دل ، دل سِر عشق كه نهادي

  • گوهر لفظ دري

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين زمان پيغمبري را اينچنين آورده ام * گوهر لفظ دري را بر زمين آورده ام

  • خواجة لولاك

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اي اهل زمين جان جهان را پسر آمد * وز قامت او سرو سهي نوحه گر آمد

  • آئينه

    جناب آقاي محمد بيك زاده * آئينه ام گرفته غبارم مكدرم * درياي قلزمم تلاطم طوفان برابرم

  • بانو

    جناب آقاي محمد بيك زاده * بانوي لطف و خوبي و اشعار ناب تو * قلاش و رند و لاابالي و مرد شراب من

  • عروس شعر

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * تو از تبلور عشقم، نشانه خواهي بود * تو در هميشه ي دل، جاودانه خواهي بود .

  • سپهر عاطفه

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * سپهر عاطفه امشب، ستاره باران شد * ز فيض عشق، سراي شرف، چراغان شد .

  • " جهان پر نيرنگ " .

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * جهان، آميزه اي از ريب و رنگ ست * زمان، چون چشم بوتيمار ، تنگ ست .

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.

  • داغ سنگين است ...

    جناب آقاي رضا محمدصالحي * غم جـدا مي پـرورم حيرت جدا ، اين روزهــا * چيست ايـن پنهان مرا بغض و رثا، اين روزها

  • دلواپسي

    جناب آقاي رضا محمدصالحي * نـبـودن هـاي تـو دلـواپـسي را بـيشـتر كـرده * غمت چشـم غـزل را –خانـه ات آباد - تر كرده

  • تشويقم كنيد

    جناب آقاي مهدي نجفلو * طنز مي خواهيد اگر از بنده تشويقم كنيد * پر شود مجلس ز صوت خنده تشويقم كنيد

  • امام رضا (ع)

    جناب آقاي مهدي نجفلو * ي در نابي از صدف مصطفي رضا (ع) * وي سبط با وفاي شه قل كفا رضا

  • مرحبا شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * اگر راضيست از دستت نگارت مرحبا شاعر * غزل يا مثنوي خواندي به يارت مرحبا شاعر

  • شعر يعني....

    جناب آقاي مهدي نجفلو *شعر يعني درد عشق و درد دل * گرمي غمخانه هاي سرد دل

  • زِ سَـرِ صِـدق ، نـظـر كـن بـه خـلايـق ،چـنـدي

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * يكـه بـيـهـوده بـه رسـوائـِي خـلـق مـيكـوشي * ايـن قـبـا خـويـش بـريـدي و خودت مي پوشي

  • رند خرابات

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * هم رند خراباتم ، هم ساقي ميخانه * هم ناصح مستانم ، هم حامي پيمانه

  • سرگشته ي عشق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * چندي است كه از دامن دلدار جدائيم * راضي شده بر قسمت و اين حكم خدائيم

  • به سر آمد انتظارم.

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * سحرم سپيده گشت و به سر آمد انتظارم * چو رود سرم به پايش ، دگر آرزو ندارم

  • جامه از بلا

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ما جامه از بلا به تن آورده دوختيم * دست از همه وجود كشيديم و سوختيم

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند *. جهان را پخته وانگه خام كردند

  • نام ديگر من

    جناب آقاي اله يار خادميان * تابه چشمت نگاه مي كردم * خويش را اشتباه مي كردم

  • آواز كلاغ

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) *" چرا اين خانه غمگين است؟ * هواي آن براي من چه سنگين است!

  • ناله هاي عشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اي سر زمين درد تو با من جفا كني * از ناله هاي عشق مراِكي جدا كني

  • مونس جان عاشقان

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * از نظرم نمي روي اي تو به دل قرار من * ِمهر تو از دلم كجا مي رود اي بهار من

  • لالايي

    سركار خانم زينب ميرزايي * شب كه ميشه ستاره ها * گروه گروهو بي صدا