1
5
0
24
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
2
1
5
1
0
0
1
0
0
1
0
0
0
0
0
دفتر شعر زرد غزل


تاریخ ایجاد : 1396/6/21 - 1:17:47
بازيچه

به نام خداوند عشق
................................................................................................................................

شاد و خوش‌ باش‌ كه‌ آخر تو ز جان‌ خواهي‌ شد
يا كه‌ بازيچه‌ آن‌ كوزه‌ گران‌ خواهي‌ شد
گفتم‌ اين‌ نكته‌ كه‌ غمگين‌ نكني‌ آن‌ دِل‌ِ خويش
‌غير اين‌ چاره‌ نشايد نگران‌ خواهي‌ شد
گر به‌ جان‌ طالب‌ِ عشقي‌ بطلب‌ آغوشي
‌تا چنين‌ است‌ تو را تازه‌ جوان‌ خواهي‌ شد
گر هوايست‌ تو را تا به‌ بهشتش‌ برسي‌
عيش‌ و عشرت‌ بنما، راهي‌ِ آن‌ خواهي‌ شد
اشك‌ غم‌ تا به‌ جهان‌ هست‌ كجا شادي‌ باد
فكر بد هيچ‌ مكن‌ چون‌ كه‌ همان‌ خواهي‌ شد
جام‌ لب‌ هم‌ لب‌ شيرين‌ چه‌ صفايي‌ دارد
باش‌ خوش‌، همره‌ِ شيرين‌ دهنان‌ خواهي‌ شد
چشم‌ وحشي‌ تو كجايي‌ كه‌ دل‌ آزرده‌ شدست
‌تا كجا باز تو پنهان‌ و نهان‌ خواهي‌ شد
خاطرت‌ هيچ‌ ز اين‌ دل‌ نرود، مي‌دانم‌
عاقبت‌ چهره‌ گشايي‌ و عيان‌ خواهي‌ شد
جام‌ اميد دهيدم‌ كه‌ شدم‌ شهره‌ به‌ شهر
كرده‌ام‌ كار خطا، گو كه‌ ضمان‌ خواهي‌ شد
كار دل‌ گر بگذاري‌ چه‌ شوي‌ اي‌ «فاتح‌»
آخرالامر به‌ جان‌ خنده‌ لبان‌ خواهي‌ شد
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف