19
5
0
24
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
5
1
4
3
0
0
0
0
0
1
0
0
1
0
0
دفتر شعر زرد غزل


تاریخ ایجاد : 1396/6/15 - 15:31:27
خدمت به خويش

به نام خداوند عشق.
...........................................................................................................................
درد دارم‌ به‌ كه‌ گويم‌ كه‌ مرا شور و نوا نيست
‌باكه‌ گويم‌ كه‌ به‌ اين‌ دل‌ دگرم‌ شوق‌ و صفا نيست‌
گشته‌ دل‌ باز به‌ دستان‌ هوسباز به‌ سودا
رسم‌ سودا زدگان‌ است‌ به‌ دل‌ بار جلا نيست‌
درد من‌ گشته‌ هويدابه‌ جهان‌ واي‌ ز اين‌ جهل
‌مردمان‌ را همه‌ نالان‌ و ز اين‌ درد رها نيست‌
شور و شادي‌ شده‌ مردود به‌ اين‌ خانه‌ چه‌ بايد
گريه‌ تا كِي‌، مگرم‌ گريه‌ به‌ آن‌ وقت‌ عزا نيست‌
دست‌ تقدير چرا كرده‌ چنين‌ مردم‌ ما را
مات‌ و مبهوت‌ چرا پس‌ دگرم‌ عشق‌ و وفا نيست‌
ما گنهكار كجا بوده وهستيم به اين دار
فكر و انديشه كجا بود چرا هيچ دوا نيست
باز مردم به دل از دست چو رندان شده رنجور
از چنين‌ حال‌ و هوايي‌ دل‌ مردم‌ كه‌ رضا نيست
درد بسيار و چه رندان پِي ان كاسه ي خويشند
آن‌ كه‌ از خون‌ من‌ و توست‌، خدا را كه‌ روا نيست‌
مست‌ِ مستند خدايا ز مقامات‌ كذايي‌
كارشان‌ خدمت‌ خويش‌ است‌ و به‌ غير از رفقا نيست‌
داد بايد به‌ كجا ما بزنيم‌ از غم‌ دوران
‌هر كجا فتنه‌ و شَرّ است‌ به‌ اين‌ جا و حيا نيست‌
تا چنين‌ باد، خراب‌ از دل‌ و هم‌ سازه‌ي‌ خويشيم
‌«فاتحا» كار به‌ اين‌ خانه‌ي‌ ما جز به‌ خطا نيست‌
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
خدا
مهدی زکی زاده قریه علی
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف