9
4
1
6
1

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
1
0
0
2
1
2
5
0
0
2
0
0
2
0
0
دفتر شعر از اهالي نور . ويژه اشعار آئيني


تاریخ ایجاد : 1396/3/25 - 16:51:57
تقديم به محضر مبارك امام حسن مجتبي

مي خواستي تنها ترين مرد زمين باشي
تنهائيت را مي توان از مادرت فهميد
از زخم پهلويش از آن طفل لگد خورده
وقتي كه از ضرب ستم در خويش مي پيچيد

تنها ترين تنهاترين تنها ترين بودي
تنهائيت بعد از رسول حق مسلم شد
وقتي كه دست حضرت خورشيد بالا رفت
يك نكته در پيدايش تاريخ عالم شد

در بود و در رسوائيش هر روز مي ناليد
از شرم روي مادرت اين بار قانع شد
روزي كه مولا سوي محراب جنون مي رفت
اين بار در آمد جلو اين بار مانع شد

شبهاي بغض و درد را ديگر نمي دانم
امروز اين خانه سكوتش مرگباران است
مولا ميان بستري از درد افتاده
امروز هم زينب پريشان و پريشان است


من مطمئن هستم سكوتت مثل يك خورشيد
در تيرگي هاي زمين روشن ترين باشد
يك بار ديگر صلح با طاغوت يعني كه
آهوي دين را گرگ فتنه در كمين باشد

اي پهلوان سربلند عرصه ي تاريخ
تو با سكوت و زينبت با حرف مي جنگيد
مولا حسين ابن علي شمشير بر مي داشت
با كبكهاي سر به زير برف مي جنگيد

اين ماه ماه زاد روزت بود ماهي كه
قرآن در آن نازل شد و فرق پدر خون شد
ماهي كه در اين چند روز ليله القدرش
هر كس سراغ عشق آمد زود مجنون شد

تنهائيت را مي توان از نيزه ها پرسيد
وقتي كه حتي جسم پاكت طعن باران شد
دست عدو در آستين همسرت بوده است
خاك بقيعت هم جدا از خيل ياران شد

ايران طبيب
22خرداد1396
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
بیا
محمد علی سلیمانی مقدم
گور
ابراهيم نصرالهي
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف