6
5
0
3
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
4
1
4
2
1
5
7
1
3
1
0
0
6
3
5
دفتر شعر جرعه اي نور


تاریخ ایجاد : 1394/1/4 - 17:13:16
زمـــــــــــــــــــــــان در انتظار توست

"رقــــمِ مهرِ تو بر چهره ي ما پـيدا بود"
نبــضِ دل در اثرِمهرِ رخـت بـــالا بـود

منِ بي دل زغمِ هـجِرتو نـالان هستـــم
نه فقط من كه جهان والـه وهم شيدا بود

درمسيرِ قدمـت غنچه ي گــل وا مي شد
چه تو خود داني كزين همهمه اي برپا بود

ســرِ ســــودايِ تـــو دارم قدمي رنجه نمـا
همــــچو يوســـف كه در آن دامِ بلا تنها بود

او كـــه از علم و هنر بارِ معــاني مي بـرد
نــگهـش ســحر و همي ســيرت او زيبا بود

روز و شـب در دلِ آدينـه زتو غـوغـايـيست
روزها شـــــب شـــد و شب روز همه بلوا بود

تــو امــــــيدي و نويـدي و عـــدالت بي تـــاب
ايـــــن گــــــذر از نظر اهـــل ولا يلـــــدا بود

چشــــــــمِ گــريان مــرا باز به طـوفان دادنـــد
ديـده از فـــــرطِ عطش بـــاز ســوي دريـا بود

ابرِ رحمت چه گـــــــــهر بار متـــاعي دارد !
خـــواهد آمد به زمين... شــوكت او اِهـدا بود

مادرم عشـــقِ تو را در رگ و خونم آمــيخت
هر شـــبي در نظرش قــــدر و شب احيــا بود

آفــــــرين... زاده شــــده در شبِ ميلادِ تـنـت
بعـــــــدِ هفــت ســال تمنــا كه پدر جويا بود

مي ســـپارم همـه ي منتـــــظران را به خـــدا
هــركجا عشــقِ تـــو روييــد خــــدا آنجا بــود

شوقِ ديـدارِ تــو هركس كه به دل پروردست
يــادِ او زنده و نــامــش به جــهان صدرا بود
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
بیا
محمد علی سلیمانی مقدم
گور
ابراهيم نصرالهي
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف