1
5
0
24
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
2
1
5
1
0
0
1
0
0
1
0
0
0
0
0
دفتر شعر سرخ غزل


تاریخ ایجاد : 1395/12/17 - 22:41:39
آخرین ویرایش : 1395/12/17 - 22:44:40
هنر عشق

همچو پروانه‌ ز عشق‌ سوخت‌ اين‌ بال‌ و پرم‌
همچنان‌ شمع‌ بسوخت‌ جان‌ ز پا تا به‌ سرم‌
بود بر قامت‌ جان‌ ز شاخه‌ ها گل‌ چه‌ قشنگ
‌آخرش‌ محو شد از چو شاخه‌ ها آن‌ ثمرم‌
هان‌ مبين‌ بي‌ ثمرم‌ چو يك‌ درختي‌ متروك
‌نِي‌ كه‌ من‌ ،هر گل‌ِ عشق‌، گفت‌ بي‌ بار و برم‌
آه‌ جانسوز به‌ جان‌ و دل‌ چه ها در تب‌ و تاب
‌داد و فرياد كه‌ سوز عشق‌ دارد جگرم‌
گو تو اي‌ قاصد عشق‌، رازهايست‌ مرا
گو ببايد بِبَري‌ به‌ آن‌ جهاني‌ دگرم‌
ياد از وقت‌ سحر كه‌ داشتم‌ راز و نياز
مرغ‌ شب‌ بود و نواي‌ نِي‌ و خوش‌ آن‌ سحرم‌
باز گوييد ز عشق‌ سوخت‌، ياران‌ مددي
‌سوختم‌، سوزش‌ عشق‌ كِي‌ گذارد اثرم‌
سوختن‌ تا هنر است‌ من‌ چنين‌ باهنرم
‌آخرش‌ گو چكنم‌ چو عشق‌ باشد هنرم‌
ذرّه‌ها رقص‌ كنان‌ ز عشق‌ فرياد كشند
باز «فاتح‌» نَبَرد خبر، چرا بي‌ خبرم‌؟

t
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف