9
5
0
1
3

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
2
1
5
3
1
5
2
0
2
1
0
0
1
0
0
دفتر شعر همراه با شما


تاریخ ایجاد : 1394/10/22 - 18:12:47
معلم پير هنر

وقتي اورا ديدم بسويش رفتم . سلام آقا . آقا برگشت نگاهي كرد و با مهرباني جوابم داد سلام آقا. دقايقي نكشيد كه اتوبوس آمد سوار شديم .كنا ر هم نشستيم او شروع كرد :حواسم به او بود داشت آيه الكرسي را مي خواند وبعد منظومه حيدر باباي شهريار وبعد علي اي هماي رحمت وبعداين جمله ها را تكرار ميكرد : جور استاد به زمهر پدر .ادب مرد به زدولت اوست .آدمي را آدميت لازم است . فرزند هنر زنده كند نام پدر را .من همين طور گوش مي دادم سي سال با اين حروف وكلمات سر پنجه نرم كرده بود قلم تراشيده بود سرمشق داده بود گل وسنبل وبلبل كشيده بود با بوم وچشم ورخ وابروو قلم مو مشق عشق كرده بود و به هر چه زيبايي عشق ورزيده بود وحالا بعد از ده سال از باز نشستگي اش هما ن حروف وكلمات ورد زبانش بود . اتوبوس جاده را مي بلعيد و جلو مي رفت و من مفتون سخنان استاد بودم .خيلي ها اورا مي شناختند من هم شاگردش شده بودم اما هنوز او مرا به ياد نياورده بود براي همين خودم را معرفي كردم استادمن علي فاتحي هستم شاگرد شمابودم گفت :كي علي ها حال پدرت چطور است ؟ گفتم خوبند الحمدلله گفتم استاد از گذشته ها بگوييد از زماني كه جوان بوديد آيا اهل بزم وطرب و شادي بوديد؟ گفت آقاي فاتحي گذشته ما پر از غرور و مناعت واحترام بود پر از عشق و شادماني ولذت بود به الان ما نگاه نكن كه از آن همه هيبت و احترام چيزي باقي نمانده است بقول حافظ :مكن به چشم حقارت نگاه در من مست ........جوانان ما الان از همه چيز بي بهره اند به كراك وشيشه و اين كوفت وزهرمارها فكر مي كنند .علي آقا من وقتي به سن شما بودم در يكي از روستاهاي كردستان خدمت مي كردم . تازه معلم شده بودم جوان وشاداب و عاشق كار نه تنها معلمشان كه همه كاره اشان بودم دعوايشان را حل وفصل مي كردم به حساب وكتابشان مي رسيدم قباله وقول نامه و نامه هايشان را مي نوشتم و خلاصه در همه كارها به من رجوع مي كردند اما پدر عشق بسوزد ...مي داني كه دخترهاي كرد در زيبايي مثال ندارند درست است كه بيش از مردان كار مي كنند اما در دلبري شير درنده را هم اسير محبتشان مي كنند .من هم عاشق يكي از همين زيبا روهاي ده شدم اسمش روژان بود بالاخره اهالي از عشق ما باخبر شدند غير مستقيم به من پيغام وپسغامشان رسيد كه خيلي از دستم ناراحتند ولي آهوي كمند زلف خوبان خود را به هلاك مي سپارد اگر آدم واقعا عاشق باشد نمي تواند از عشقش دل بكند و اگر عشقش پاك و الهي باشد حا ضر است جانش را هم در آن راه بدهد .آن موقع ها معلم ها خيلي شيك وپيك مي گشتند من هم همين طور يك دست كت وشلوار بيشتر نداشتم اما خيلي با سليقه واطو كشيده نگاه مي داشتم و تنها آدم كت وشلواري در آن ده من بودم براي همين به چشم مي آمدم خلاصه جوان هاي ده كه خاطرخواه روژان هم بودند نشستند ونقشه كشيدند كه آبروي مرا ببرند وكلكم را بكنند . در يك پنج شنبه جمعه اي كه من اين تنها كت و شلوارم را شسته بودم و از بند آويزان كرده بودم شبانه از ديوار خانه بالا آمده بودند و كت و شلوار و كفش هاي مرا برداشته بودند و برده بودند صبح كه براي نماز برخاستم ديدم كه خبري از كت و شلوار نيست سپيده نزده بدون اين كه كسي باخبر گرددبا دمپايي و يك پيراهن وپيژامه از راه بيابان راهي شهر شدم به سنندج آمدم و از آن جا لباسي تهيه كردم و يك راست به طرف تبريز حركت كردم .اين موضوع چنان رنجم داد كه چند سالي نتوانستم به كلاس بروم خلاصه وقتي توانستم دلم را راضي كنم و روژان را فراموش كنم به هنر رو آوردم شدم معلم خط ونقاشي و حكايت اين درد را ريختم در ني وتار و قلم ونقاشي .سي سال براي عشقم زندگي كردم راستي شنيدي كه مي گويند معلمي اولش عشق است وسطش معيشت و آخرش ديوانگي ما در همان مرتبه اولش مانديم بله پسر جان عشق است كه آدم را وادار به هر كاري مي كند اگر عشق نباشد كار پيش نمي رود اما يادت باشد هميشه عشق را با كمي عقل عجين كن سياست داشته باش زود خودت را لو نده . بگذريم آقا راستي شما الان چكا رمي كنيد ؟ درس مي خوانم استاد چه رشته اي ؟ رياضيات آفرين آفرين خوب رشته اي انتخاب كرده اي رشته ي عقل و استدلال و نظم و هندسه. در همين اثنا به ايستگاه رسيديم و با خداحافظي از معلم قديمي ام راهي خانه شدم ودر راه به حرف هاي اين معلم پير هنر فكر مي كردم.
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
بیا
محمد علی سلیمانی مقدم
گور
ابراهيم نصرالهي
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف