9
5
0
1
3

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
2
1
5
3
1
5
2
0
2
1
0
0
1
0
0
دفتر شعر همراه با شما


تاریخ ایجاد : 1394/10/15 - 18:58:23
آخرین ویرایش : 1394/10/15 - 19:43:30
اذان

صداي اذان مي گويم دلنشين ترين صدا ،صداي اذان است . صدايي جذّاب و خاطره ساز ،مخصوصاً آن زمان كه در شهرستان بوديم .هنگامي كه از مدرسه برمي گشتيم ، راديوي كوچك مان روشن بود و بوي آش ترشي مادر تا كوچه مي آمد وبرف هايي كه در زمستان برزمين نشسته بود آب مي شد ومن كيفم را كه به خانه مي انداختم در حياط خانه برف ها را اين طرف و آن طرف مي ريختم وصداي مرحوم آقاتي بلند بود كه مي خواند : اشهدان لااله الااللهاشهدان محمد رسول الله اشهدان علي ولي اللهحي علي الصلاهحي علي الفلاحهرچه آدم پا به سن مي گذارد حسرت روزهاي گذشته را مي خورد ، روزهاي جواني و نوجواني و كودكي .روزهاي كودكي حسرتش بيشتر است چون دل پاك است ،عشق بي ريا و خالص است ،هنوز حساب و كتاب هاي ديگر در كار نيست . هرچه زيبايي است در دل آدم حك مي شود ، همان صداي دلنشين اذان .آن موقع اگر تعزيه مي خوانديم براي اين نبود كه ببينندمان . اصلاً در فكر اين نبوديم صدايمان خوب است يا بد،مي خوانديم چون امام حسين (ع) را دوست داشتيم .آن موقع نمي خواستيم كه فيلممان را بردارند و نشان بدهند ، اگر كاري مي كرديم صادقانه و مخلصانه بود .خانه مان خشت و گل بود . از مبلمان خبري نبود . از تلويزيون (led)ال اي دي خبري نبود . از خيلي چيزها خبري نبود امّا چه لذتي مي برديم . برف بود و باران و تگرگ ،سيل بود و رود بود و تماشا . وقتي برف ها آب مي شد و كوچه ها گل بود و ما از اين طرف به آن طرف مي دويديم و آب ها خيسمان مي كرد هيچ لذتي بالاتر از آن نبود . بهترين كارتن ها و سي دي ها و فيلم ها اين لذّت را به آدم نمي دهد . در دوزج و مجتمع شبانه روزي هم كه بوديم موقعي كه كلاس ها تمام مي شد و به خوابگاه مي آمديم و ظرف ها در دست به صف ناهار مي ايستاديم و بلند گوي سالن صداي اذان را پخش مي كرد، عجب لذتي مي برديم . صداي اذان اين صداي دلكش و دلربا مخصوصاً مرحوم صبحدل يا آقاتي يا موذن زاده بخواند .درست است كه غفلت ما از خالق هستي به قدري زياداست كه لحن داود و زيبايي يوسف هم آگاهمان نمي كند اما لذت صداي اذان با گوشت و پوست ما مسلمان ها عجين شده است . صداي اذان را دوست دارم . صداي مرحوم آقاتي آن صداي كشدار و مخملي . صداي مرحو م موذن زاده آن صداي عرشي و ملكوتي .صداي اذان را دوست دارم آن صدايي كه همراه بود با بوي آش ترشي مادر ،آّ ب شدن برفهاي حياط و كوچه و رفتن گوسفندان براي آبخوري به رودخانه .صداي اذان را دوست دارم همان طور كه آب شدن برف هارا ،صداي اذان را دوست دارم همان طور كه آفتاب زمستان را ، صداي اذان را دوست دارم همان طور كه صداي سوت زود پز مادر را ، صداي اذان را دوست دارم همان طور كه خيسي ديوارها را ،گل و لاي كوچه ها را .صداي اذان را دوست دارم همان طور كه سيل رودخانه را ، صداي اذان را دوست دارم همان طور كه صداي بع بع گوسفندان را .صداي اذان را دوست دارم همان طور كه صداي باران را . وقتي باران ببارد چه قدر صداي اذان دلنشين تر مي شود ، پس اي باران بيا و اي موذن بخوان :اشهدان لااله الا الله
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
بیا
محمد علی سلیمانی مقدم
گور
ابراهيم نصرالهي
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف