6
5
16
2
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
6
1
3
2
0
0
5
1
5
12
4
5
2
0
0
دفتر شعر دل گويه هاي شعرگونه


تاریخ ایجاد : 1394/1/3 - 10:50:44
بهاريه ها

عيد آمد و شد جهان به مانند بهشت .
بلبل به پر خويش بگلبرگ نوشت :
بي تو، گل من ، جهان جحيم ست مرا،
ور با تو شوم ، جحيم ،گردد چو بهشت .

از مرحوم زنده ياد، حضرت ابوي ام ، شادروان ، استاد،
حاج صديف بختياري ( بنيان گذار انجمن ادبي آل محمد "ص".)
براي شادي روح بلند شان :
رحم الله من قرء فاتحه مع الصلوات.
اللهم صل علي محمد و آل محمد.

*****************
نوروز رسيد و گل به گلزار دميد ،
بلبل به سر شكوفه سر داد نويد .
بر ساحت مهر بيز ياران عزيز ،
پيروز و خجسته باد اين عيد سعيد .

خجسته جشن نوروز باستاني و اهورايي ي مان، بر ساحت هم قلمان، و مديران ادبستان شعر نو ي فرهنگ گسترمان، شادمانه ترين و سال پيش رو ي مان، پر بركت ترين باشد، ان شاءالله .

******
سلام بر بهار :

تا "مهر" در مدار " حمل "، بر قرار شد ،
فصل شكوفه خند عروس بهار شد .
از يمن اشك شوق ز چشمان شاد ابر ،
هفت آسمان آبي دل، بي غبار شد.
گل بوته هاي سبز شقايق، شكوفه زد ،
شادي به نيمتاج فلك تك سوار شد .
آلاله در حريم چمن شادمان دميد ،
ز آن پس كه از جفاي خزان، داغدار شد .
سنبل چو زلف خويش به دست صبا سپرد ،
مصداقي از پريشي ي گيسوي يار شد .
خممار، تا خماري ي نرگس ، به باغ ديد ،
دست از سبو كشيد و سراسر خمار شد .
از زينت سرشگ گل ياس درچمن ،
پرچين باغ و راغ همه ژاله زار شد .
هر بركه اي كه قطره اي از اشك گل چشيد ،
دريا رسالت آمد و احسان تبار شد .
زيبد به پيشواز چنين فصل خررمي،
با شعر و با ترانه دمي، ميگسار شد .
زيرا، ز همنشيني ي گل، با مل و نسيم ،
" آگاه " شد زمان و زمين گلعذار شد .
******

( رويش بهار ) .
سبز، همچون رويش اشعار مي رويد بهار .
باغ را از درد زرد پار، مي شويد بهار .
شعر نو گشتن به بزم هستي ي جاويد را ،
با زبان سوسن گلزار مي گويد بهار .
تا به ساز ناز زهره، مست مي رقصد نسيم ؛
كي ز داغ لاله ي تب دار مي مويد بهار ؟
راغ را چون باغ با اعجاز ، مي گردد، صبا ،
باغ را چون راغ، قمري وار مي پويد بهار .
بوي باران، عطر ريحان، ناز بلبل، شرم گل؛
چون شميم مشك بوي يار مي بويد بهار .
زايش احساس پر اخلاص نشات بخش را ،
در نگاه نرگس خممار مي جويد بهار .
نرم نرمك، چون طلوع شعر ناب و دل نشين ،
در دل " آگاه " ما، بي خار مي رويد بهار.
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
بیا
محمد علی سلیمانی مقدم
گور
ابراهيم نصرالهي
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف