42
4
12
1
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
5
4
4
4
2
2
5
4
4
3
1
5
طنز
مهدي سيّدحسيني (بنده)
7
2
5
دفتر شعر بند تنبانی (مجموعه ای از طنزها)


تاریخ ایجاد : 1397/7/19 - 20:26:33
درد عیال

"درد عیال"

گران شد گوجه و گریان عیالم
شبی گفتا که فکری کن به حالم

ز دست هر بادمجان دور قاب چین
میان بسترم در اشتعالم

اگر فردا رسد مهمانی از راه
چه خواهی داد پاسخ بر سوالم؟

نه در یخچال رب مانده نه گوجه
به یغما رفته مایحتاج سالم

بگو تا کی ز دست سود جویان
پریشان باشم و هر شب بنالم؟

" دلی در سینه دارم آتش افروز"
شده نزدیک وقت ارتحالم

برو فردا در این آشفته بازار
سفارش کن برای اشتغالم

به او گفتم که تا بوق سگ از صبح
به فکر لقمه ای نان حلالم

بده یک استکان چای دبشی
که من سرگرم بازی با رئالم

برای رفع درد دست و پایت
طبیبی گفته آنها را بمالم
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • به تایید شاعر بخش نظرات غیر فعال است
نظرات (0)
خدا
مهدی زکی زاده قریه علی
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف