5
4
0
5
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
3
1
3
2
0
0
9
2
5
5
1
5
2
0
0
دفتر شعر قصايد


تاریخ ایجاد : 1397/4/6 - 15:42:28
آخرین ویرایش : 1397/4/6 - 17:25:4
(هفتاد گُل از بهاران چیده ام )

(هفتاد گُل از بهاران چیده ام)


هشت روزی میگذشت از فصل زیبای بهار
یکهزارو سیصد و بیست هفت و در ماه چهار

مادرم از درد زاییدن به خود پیچیده بود
زارو نالان و پریشان، با دوچشمی انتظار

بعد نُه ماه انتظاراو به پایانش رسید
زاده گشتم من زمادر آمدم این روزگار

لحظه ای پارا نهادم من در این دنیا بسی
گریه می کردم بر احوال خودم من زار زار

کودکی وقت نشاط و شادمانی بوده است
خوب و یابد را نفهمیدم چو طفلی شیرخوار

طفلکی چار ساله بودم راهی مکتب شدم
هشت ساله گشتم و شد ختم قرآن چند بار

ایزد یکتا عطا کرده مقام شاعری
ناگهان شاعر شدم نُه سالگی بی اختیار

مثنوی انشاء نمودم در زمان کودکی
در تعجّب مانده از آن شعر من آموزگار

چون گذشتی چند سال و چند ماه و چند روز
نوجوانی گشتم و شد رنج و غمها آشکار

کنجکاوی کردم و دیدم که این دنیای ما
با دروغ و حقه و نیرنگ مانده برقرار

راستگویان و حقیقت گو به هرجمع سخن
حرف آنها بی خریداروندارد اعتبار

هرکه حرف حق زند مظلوم واقع می شود
ظُلم ظالم بر سرِمظلوم بیش از انتظار

حق شناسان کو؟کجا شد راه حق و راستی
در شگفتی مانده ام حق جو شده انگشت شمار

از خدا غافل شده یک عده ای در این جهان
جنگ قدرت می کنند با سکه های زرنگار

بی خبر از ذات حق و برخدا پیچیده اند
چون شده افکار آنها پول و پارتی و دلار

آتش ظلم و ستم دامان خوبان را گرفت
خشک وترباهم بسوخت و آتشی شد شعله وار!...

جان من اندیشه کن در دوره ی آخرزمان
گوچرا دنیا شده برکام مردم ناگوار؟!...

آسمان ابری شده باران نمی بارد چرا؟
جای باران خاک می ریزد به روی سبزه زار

چشمه ها خوشید و دیگر برکه ها آبی ندید
سبزه زاران خشک شد برفی نیامد کوهسار

آهوان وحشی و کَبک خرامان مُرده اند
بی غذا ماندست قوچی را که بوده شاخدار

این جوانِ ما چرا معتاد افیونی شدست؟
گوشه ای افتاده بیمار و ندارد او قرار

جای خانه پس چرا کارتُن بخوابی شد رواج؟
فقر غوغا کرده باشد چشم برخی اشکبار!...

الغرض، از دردو رنج عده ای در این جهان
روز روشن پیش چشمانم شده چون شام تار!...

ای عزیزانم چرا اینگونه واقع گشته است؟؟؟
لحظه ای اندیشه کن، برگو چه باشد راهکار؟؟؟

این جهان فانی شود باقی سرایِی دیگراست
فکر دنیا را نکن بر آخرت گامی گذار

تاتوانی دست یک افتاده ای را تو بگیر
جملگی مسؤل هستیم ما به نزد کردگار

صورت زیبا دوروزی برتو باشد جلوه گر
سیرتی زیبا بیاور، نفس خود را کن مهار

چند روزی میهمان دار فانی می شوی
عاقبت راه سفر در پیش و، بندی کوله بار

وقت رفتن کِی زَرو زور توحامی می شود؟
تا به کِی خواهی شوی بر مرکب قدرت سوار

یک کفن با خود بری جانا به همراه عمل
بیش از این سهمی نداری تو ز دنیا هوشیار

کاخها آخر خراب و کوخ ویران می شود
آنچه می ماند به جا، نام توباشد یادگار

یاد درویشان و مسکینان بکن تا زنده ای
پاک کن اشک یتیمی را تو در هر خانوار

کم بزن این خنجر نامردمی را بردلی
مرهم زخم دلی شو تو برای غمگُسار

توشه ای بردارباخود از برای آخرت !...
زیر سقفی جای ده بی خانمانِ این دیار

قرص نانی را بنه در سفره ی همسایه ات
درشب تارو سیه بی منّت و با افتخار

ریشه ی افیون از این دنیای هستی را بکَن
تا جوان ما شَوَد از این مصیبت برکنار

مال و ثروت عاقبت برتو نباشد ماندنی!...
گنج قارون کو؟!...، کجا شد تاج و تخت شاهوار

بر زن و فرزند خود مهرومحبّت هدیه کُن
جان من پندی بگیر از این حقیر جان نثار

از تبه کاری بپرهیزوتو نیکی را گُزین
تا توانی تخم نیکی را در این عالم بکار

باغ گل احیا بکن تو با محبتهای خود
تا بچینی در بهارانت گُلی بی خَس و خار

حق حقداران ادا کن تا نمانی زیر دِین
نزد خالق روسفید و نزد خلقش باوقار

راه حق را پیشه کن باشد صرات المستقیم
غیر راه حق نرو جان عزیزم زیر بار

سن به هفتادم رسید ودِین خود کردم ادا
گفتنی ها را بگفتم گوش کن چون گوشوار

آفتاب عمر من بر بام این خانه رسید
حرف حق از دل بر آمد کِی کجا باشد شعار

(من وصیت کردم و روزی زدنیا می روم)
(از شما خواهم بخوانید فاتحه روی مزار )

هرکسی ظلمی از این عاصی بدیده کن حلال
عذر خواهم عذرخواهم عذرخواه و شرمسار

حرف (اعمی)را شنیدی؟ گوش دل را باز کن
تا شود خوشنود از توحضرت پروردگار
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (4)
احمد رشيدي مقدم (گمنام)
1397/4/8
درود بر استاد توانا

نصایحی وحقیقتی را بصورت نظم انشاء نموده اید که دال بر توانایی شاعری
شمامیباشد ؛ احسنت ؛ از خداوند موفقیت وسلامتی جنابعالی را توام با عمری
طولانی خواستگارم ؛ دست حق نگهدار

ابوالحسن انصاری(الف.رها)
1397/4/15
درود بر استادارجمند

Rahman Loni
1397/4/19
سلام و درود بر استاد پوردامغان

کلامی در خور تحسین شعر شما نیافتم که لایق این همه شور و زیبایی باشد

دستمریزاد استاد

حسين پرهيزكاری
1397/4/30
سلامی تازه تر

عشق
محبوبه حسنی سنگانی
چه کنم
غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف
/* */