پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آخرین شعرها
آخرین نثرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 49
بازدید امروز 548
بازدید دیروز 2،912
کل بازدیدها 2،037،472
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

نثرهای دارای بیشترین خواننده

معصومه شعباني
نویسنده معصومه شعباني
عنوان ديدگاه مولانا دررابطه با جنگ وتفرقه بين ملل ومذاهب وبررسي علل عوامل آن
2 1 2 3098 6
مجيد مصطفوي (ماجد)
نویسنده مجيد مصطفوي (ماجد)
عنوان تعريف نقد-انواع نقد
نقد در لغت به معني « جدا كردن دينار و درهم سره از ناسره و تميز دادن خوب از بد و بهين چيزي برگزيدن » است
2 5 0 2485 5
معصومه شعباني
نویسنده معصومه شعباني
عنوان رمزپردازي حيوانات درمثنوي
باد را?كه زآب جو چون واكند آب يكرنگي خود پيدا كند شاخه هاي تازهً مرجان ببين ميوه هاي رسته ز آب جان ببين 6/69 مثنوي را مي توان مرجان نامه ي مولانا ناميد مرجاني كه شاخه هاي تازه ي آن از عمق بحر بيكران معنوي هويداست آن گاه كه باد ،خس و خاشاك الفاظ را به يك سو نهد و پرده ي حجاب الفاظ را بدرد و آب ، يكرنگي خودرا پيدا كند چشم و دل سالكان به عروس جمال اسرار و معاني آن روشن مي شود ، مرجاني كه در حقيقت از بحر جان ولب شيرين معشوق مولانا به بيرون تراويده و مولانا را سودايي و شكر خواه نموده ، معشوقي كه جان جان است و باعث روشني قلب و روان صبح شد اي صبح را پشت و پناه عذر مخدومي حسام الدين بخواه عذر خواه عقل كل و جان تويي جان جان و تابش مرجان تويي 1/1807 عشق پايه و اساس مكتب مولاناست مكتبي كه همه چيز را مستحيل و مأكول عشق مي داند و تنها آن را باقي و فنا ناپذير هر چه جز عشقست شد مأكول عشق دو جهان يك دانه پيش نول عشق دانه مر مرغ را هرگز خورد كاهدان مر اسب را هرگز چرد 5/2727 تلاش مولوي در سراسر مثنوي خود بيانگر اين موضوع است كه وي همواره مي كوشد تا دانه ي معنا را در پيمانه ي الفاظ نهد و سّر دلبران را از زبان ديگران بگويد و پرنده ي معني را از وكرلفظ به پرواز در آورد لفظ چون و كرست و معني طايرست جسم جوي و روح آب سايرست 2/3292 وي تمام شخصيت هااعم از انساني و حيواني را به خدمت مي گيرد تا حكايت لب شيرين معشوق خود بنمايد .بيشه زار معنوي حجم عظيمي از حيوانات و مجموعه ي وسيعي از حيات وحش را در بر مي گيرد كه اگر بخواهيم براساس تقسيم بندي زيست شناسي اين حيوانات را طبقه بندي نماييم مشاهده مي كنيم كه حيات وحش مولانا تقريبا شامل همه ي اين طبقات مي شود مولانا نام حدود 80حيوان را در مثنوي آورده است . كه از اين ميان خر ، شير و شترداراي بالاترين بسامد حكايت ها و واژه هاست .بانگاهي كلي به حيات وحش مولانا در مي يابيم كه بيشترين حيوانات را گروه پستانداران (33) و پرندگان (27) تشكيل مي دهند واين نغمه ي آواز مرغان و پرندگان جورواجور ورنگارنگ است كه حيات وحش مولانا را تحت الشعاع خود قرار داده است ما او را در كنار طيف وسيعي از اين مرغان با خلق و خوي هاي مختلف و مشرب هاي گوناگون مي بينيم گويا وي سليماني است كه زبان همه ي مرغان مي داند ليك از معني مرغان بي خبر جز سليماني قراني خوش نظر 5/1442 و ترجمان حالات و روحيات آنها است او معتقد است كه بايد با مرغان به اندازه ي قوه ي درك و فهم ( 4/45-858 ) و زبان اعتقاد و علايق شان سخن گفت مرغ جبري را زبان جبر گو مرغ پراشكسته را از صبر گو مرغ صابر را توخوش دار ومعاف مرغ عنقا را بخوان اوصاف قاف 4/853 پست ترين و فرومايه ترين مرغان مولانا مرغ خانگي ( ناني ،خاكي) است كه به هواي دانه ي دنيا بر زمين شاد و شاطر مي رود و چون فرخ(جوجه) اسير دنياي درون بيضه(تخم مرغ) است و صداي مرغان هوا را نمي شنود و چون مرغ گلين توانايي پرواز بر چرخ دين را ندارد و والاترين آن طيور من لدن مي باشد كه با دم و نفس خود مرغ بهشتي خلق مي كند و در جوار دوست بسر مي برد و تخم زرين و سيمين افاضات معنوي مي نهد در اين ميان مرغان بي هنگام وي ( انسان غافل ، انسان كور دل ، انسان گناهكار، جبر، كمپيرزن ، احمق ، فرعون ، انسان متكبر) لايق سربريدنند و مرغان كور وي ( شيفتگان علوم ظاهري ، اهل هوي و هوس ، دنيا پرستان ) گرد آب شور مي گردند و از آن مي خورند و برنابينايي شان افزوده مي شود . حيوانات در بيشه زار معنوي با چهره هاي گوناگون ونمادهاي متنوع جلوه گري مي نمايند و شخصيت هر فرد ثابت نمي ماند گاه داراي برترين شخصيت ها است ( باز نماد حضرت حق ) و گاه منفورترين آنها ( با ز نماد شيطان ).بعضي از شخصيت هاي وي از چهره هاي تنفر آميز فرهنگ عرفاني اوست وتنها در نقش منفي ظاهر مي گردند ( بوزينه ، نسناس ، زاغ ، غراب، جعل ، خوك ، عنكبوت و... )و برخي ديگر از چهره هاي محبوب مولانا و فقط در نقش مثبت جلوه گري مي نمايند (‌آهو ، مرجان ، هما ، سيمرغ فاخته ، بلبل ، سمندر و...)و عده اي هم گاه در چهره ي مثبت و گاه منفي (‌آهو ، باز ، شتر ، شير ، فيل، گوسفند ، طاووس ،كبوتر ، زنبور و ...) پديدارمي شوند . آهو ، باز، سيمرغ ، شتر ، فيل، مرجان، و هما نيز نماد حضرت حق مي گردند و باز، ديوچه ، خر ، خرگوش،خارپشت ، شير ، سگ، مار، عنكبوت ، صقر، غراب ، كبك ، گرگ ، مگس ، گاو نماد شيطان و اژدها ، خر، خرگوش، خفاش، ديوچه ، زاغ، سگ، سوسمار، شتر، شير، مار، موش، بره، كرم، گرگ نماد نفس نيز مي گردند. انسان مسخ شده به هيئت خر، بوزينه ، نسناس و خوك در مي آيد و اميال نهفته در نهاد انسان به شكل سگ ، باز و گربه جلوه گري مي كنند واعمال انسان هاي گناهكار وبد نهاد در روز رستاخيز به صورت اژدها ، خر ، خوك ، كژدم ، گرگ ، مار تجسم مي يابد. مولانا طبق ذوق و حال خود شخصيت هايش را مي آفريند او نه تنها بنا به موقعيت ها نقش هاي گوناگون به هر جانور مي دهد بلكه اعضا و متعلقات آن (دم ، سر ، سرگين ، بول ، آواز و .. ) نيز در فرهنگ عرفاني او صاحب نقش مي گردند وي از كنايات ، ضرب المثل ها و باورهاي عاميانه مربوط به هر حيوان نيز در بيان آموزه هاي عرفاني ، فلسفي واخلاقي خود استفاده مي كند و برغناي فرهنگ عرفاني خود مي افزايد . يكي از بن مايه هاي عرفاني مولانا غربت روح در تن و در جهان مادي است كه مولانا در حكايت هاي : محبوس شدن آهو در طويله خران ، باز سلطان در ويرانكده ي جغدان ، تعلق چغز به موش ، طوطي و بازرگان ، بط بچگاني كه مرغ خانگي پروردشان به آن پرداخته است . اين كه چرا مولانا دايرة المعارف عظيمي از حيوانات را فراهم آورده ، و اين شخصيت ها را براي بيان آموزه هاي عرفاني ،فلسفي و اخلاقي خود به كار گرفته است مسلماٌ تلاش وي براي جستن راهي است كه به معنا منتهي شود نه آن گونه كه سعدالدين وراويني در مقدمه مرزبان نامه در دليل كار خود بدان اشارت مي كند . «يكي عبارتست از شيوه داستان پردازي معهود در ايران و هند يعني پند واندرز و انتقاد از زبان جانوارن و گياهان تا شنوندگان را نوشداروي تلخ نصيحت ناگوار نيفتد و فرمانروايان خود كامه را خرده گيري آشكار بآزار و شكنجه اهل قلم برنينگيزد و ديگر اينكه با مهارت منشيانه نثر را بزيورهاي بديع آراستن و هر جا اقتضا كند صنعتي بكار بردن و حديثي و خبري و مثلي و بيتي تازي يا پارسي براي آرايش سخن افزودن »«مرزبان نامه ،به كوشش دكترخليل خطيب رهبر ، صص الف و ب » بلكه چون گردآورنده ي كليله و دمنه كه مي گويد: «براي اين جمله وصفي دست داد كه سخن بليغ با معاني بسيار از زبان مرغان و بهائم و وحوش جمع كردند و چند فايد ه ايشانرا اندر آن حاصل آمد اول آنكه در سخن مجال تصرف يافتند تا هر باب كه افتتاح كردند بتمامت اشباع برسانيدند و ديگر آنكه پند و حكمت و سهو و هزل بهم پيوستند تا حكما انرا براي استفادت مطالعه كنند و نادانان براي افسانه بخوانند واحداث متعلمان بطريق تحصيل علم و موعظت نگرند و ضبط آن بر ايشان سبك خيزد و چون د رحد كهولت و موسم عقل و تجربت رسند و در آن محفوظ تاملي كنند صحيفه دل را پرفوايد ببينند و ناگاه بر ذخاير نفس و گنجهاي شايگان مظفر شوند» «ترجمه ي كليله ودمنه ،انشاي ابوالمعالي نصرالله منشي ، تصحيح وتوضيح مجتبي مينوي طهراني ، ص 31 » «كليله به طور يقين الهام بخش مولوي بوده تمايل او به صور خيال حيوانات شايان توجه است بسياري از داستان هاي مثنوي از اين كتاب گرفته شده است » «شيمل ، آنه ماري ، شكوه شمس ،مترجم حسن لاهوتي ، ص 66» تا همي گفت آن كليلهً بي زبان چون سخن نوشد زدمنهً بي بيان وربدانستند لحن همدگر فهم آن چون كرد بي نطقي بشر..... اين كليله و دمنه جمله افتراست ور نه كي بازاغ و لكلك را مريست اي برادر قصه چون پيمانه ايست معني اندر وي مثال دانه ايست دانهً معني بگيرد مرد عقل ننگرد پيمانه راگر گشت نقل 2/3617 مولانا حتي مخاطبانش را براي خواندن قصه ها به كليله ارجاع مي دهد ازكليله باز جو آن قصه را واندر آن قصه طلب كن حصه را 1/899 واز طرفي «زبان ساده و روشن ، و در عين حال نزديك به زبان مردم ، مي تواند نقش ترغيبي و ارجاعي زبان را تضمين كند . براي اينكه اين نقش حفظ شود و نقش شعري نيز تحقق پذيرد ، آميختن شعر حكمي و تعليمي با داستان و حكايت را كه مي توانست مايه جلب توجه و لذت خواننده و تاثير و نفوذ معني در مخاطب شود – شاعران لازم شمردند داستان و حكايت را كه مي توانست مايه جلب توجه و لذت خواننده و تاثير و نفوذ معني در مخاطب شود – شاعران لازم شمردند داستان و حكايت و استفاده از وجه تمثيلي آن ، هم جنبه لذت آفريني و تاثير بخشي شعر حكمي و تعليمي را تقويت مي كرد و هم مي توانست معاني و معارفي را كه فهم آن اندكي پيچيد ه و دور از تجربه عموم بود ، تا سطح ادراك عام ساده و قابل درك كند شايد به همين سبب است كه شعر حكمي و تعليمي عرفاني از همان آغاز استفاده از داستان ، حكايت را مد نظر قرار داد . اين كار كه با حديقه الحديقه سنايي آغاز شد ، با مثنوي هاي عطار ادامه پيدا كرد و با مولوي به تصحيح كامل خودش رسيد ، حكايت ها و زبان حكايت ها از حديقه تا مثنوي هم ساده تر و هم مردمي تر مي شود و علاوه بر آن جنبه داستان پردازي نيز به تدريج برجسته تر مي گردد تا آنجا كه در مثنوي داستان پردازي و شگردهاي آن به همان اندازه انديشه برجستگي پيدا مي كند» «پورنامداريان ، تقي ، درسايه آفتاب ، صص 7- 258 ». مولانا علاوه بر بكار گيري حيوانات و حكايت هاي آنها براي بيان وتعليم اموزه هاي اخلاقي ، فلسفي وعرفاني خود هنرمندانه از دل شعر ، حكايت ، تمثيل و رمز تصاوير زيبا و نغزمي آفريند و كلام خود را دركمال زيبايي به نمايش مي گذارد . موارد ذيل شواهدي است بر اين ادعا: 1 – كاربردهاي ادبي از جمله تشبيه ها و توصيف هاي بديع و خلق تركيبات زيبا « هر چيزي از پياز پوسيده گرفته تا زيبايي درخشان ماه و از سرگين الاغ گرفته تا نسيم جانبخش بهاري براي مولوي قابليت تشبيه و استعاره پيدا مي كند و شگفت آنكه حتي تعبيرات نازيبا و ناهنجار مانع از لذت بردن آدمي از شعر او نمي شود» . «شكوه شمس ص 90» 1 -1 تصوير سازي هاي زيبا كه در پايان هر مبحث ذكر شده است 2-1- خلق تركيبات بديع و زيبا همانند : دريا در ماهي بودن (6/817) ، مرغي درونش سليمان با سپاه (1/1576) 3-1 كاربرد همزمان يك عنصر به دو شخصيت متضاد تشبيه جان به طاووس در باغ بهشت و گلزار ناز وتشبيه جان به جغد هنگام هبوط به ويرانه ي مجاز 2 – بيان روحيات و احوال مردم عصر خود « شخصيت هاي داستان هاي مولوي خواه انسان باشد خواه حيوان به نمايندگي انسان معمولا ٌ نماينده گروه و صنف خودهستند و مولوي از طريق گفتگوها شخصيت آنان را چنان تصوير مي كند كه بيش و كم نمونه كلي افراد گروه وصنف خود مي شوند واگر خواننده تجربه اي از شناخت آن نوع شخصيت ها كه در داستان مطرح مي شود داشته باشد ، شباهتي عجيب ميان نمونه كلي مثنوي و مصاديق ذهني و تجربي خود احساس مي كند از همين روي از طريق آثار مولوي مي توان با احوال و روحيات مردم عصرا و گرفتاري و گذران زندگي وكنش ها و واكنش هاي آنان كه نمونه هايش را چه بسا در عصر خود نيز مي بينم – آشنايي پيدا كرد » «درسايه آفتاب صص 8-289 » به عنوان مثال : محبوس شدن آن آهو بچه در طويله خران ( آهو در مثنوي ش 1) ، ديدن خر هيزم فروش بانوايي اسبان تازي بر آخر خاص ( خر ح ش 2-6 ) باز سلطان و ويرانكده ي جغدان ( باز ح ش 2-1 ) ، حكايت اشتر و گاه و وقچ كه در را ه آمد يك بند گياه يافتند هر يكي مي گفت من خورم( قچ ح ش 2-2) ، قصه بط بچگان كه مرغ خانگي پروردشان( ح ش 2-2 )، حكايت طوطي و بازرگان ( طوطي ح ش 2-1 )، رميدن كره اسب از آب خوردن به سبب سوت زدن صاحب او ( اسب ح ش 2-1) 3 – ارتباطات و مناسبات اجتماعي 1-3 وجود افراد نادان د رمصدر كارها موجب آشوب و بي نظمي در جامعه مي شود ( حكايت آن شخص كه از ترس ، خود را در خانه انداخت ، خر ح ش 2-7 ) 2-3لزوم وارستگي روحي واخلاقي قاضي در قضاوت ( داوود و گاو و مدعي ، گاو ح ش 2-4) 3 -3 - فريب ظاهر افراد را نبايد خورد ( قصه تيراندازي و ترسيدن او از سوار اسب ، اسب ح ش 2 -6 ) 4-3 – لزوم هم نشيني با نيكان و اجتناب از مصاحبت با بدان (‌تعلق موش با چغز ، چغز در مثنوي ح ش 1 ) 5-3-پرهيز از دشمنان دوست نما ( اندرز كردن صوفي ، خادم را در تيمار داشت بهيمه و لاحول گفتن خادم ، خر ح ش 2-1) 6-3-پرهيز از تقليد و پيروي كوركورانه (‌گاز و خرنحيف وي ، خر ح ش 2-5 ، فروختن صوفيان بهيمه مسافر را جهت سماع ، خر ، ح ش 2-2) 7-3 – با دوستان خود مهربان باشيد و با دشمنان بدرفتار ( سگ ، سگ تركمن ) 8-3– دوستي با نادان باعث رنج و هلاك مي شود و دشمني دانا باعث رستگاري و نجات (اعتماد كردن بر تملق و وفاي خرس ، خرس در مثنوي ش 1) ، حكايت رنجانيدن امير خفته يي را كه ماري در دهانش رفته بود( اسب ح ش 2-5-) 4 – طرح مسائل روانشناختي 1-4سركردن با ناهمحنس عذاب آور است (‌محبوس شدن آن آهو بچه در طويله خران ، آهو در مثنوي ش 1 ، هد هد ح ش 2-3 ، باز شاه در ويرانكده جغدان ، باز ح ش 2-1 ) 2-4-هم جنس هم جنس را مي ربايد (‌2/2053، 1/278 ) 3-4- تجانس روحي و باطني است نه صوري و ظاهري (2/2116، 6/2-2973 ، 6/3002) 4-4- توانايي واستعداد در انسانها متفاوت است (3/1453) 5-4-انسان ها قابل تعليم و تربيت و اصلاح پذيرند (4/2003) 6-4-مراتب روحي انسانهامتفاوت است برخي تعليم پذيرند برخي غير قابل اصلاح( 4 /2010) 7-4- اثر تلقين در كنش هاي افراد ( قصه خوارزمشاه و عماد الملك واسب امير ‌، 6/3345- 3460) 8-4-از نوع صدا مي توان به حالات روحي افراد پي برد (3/4770) 9-4- بايد با توجه به قوه درك و فهم افراد و علايقشان با آنان سخن گفت (4/851) 10-4- دوستي ريشه در فطرت دارد و بهانه نمي خواهد و دشمني بايد مبني بر علتي باشد ( اندرزكردن صوفي ، خادم را در تيمار داشت بهيمه ولاحول گفتن خادم ، خر ح ش 2-1 ، 2/228) 11-4- گرسنگي بر روح و اراده انسان اثر سوء‌مي گذارد . ( 1/2873 ، گازر و خر نحيف وي ، خر ح ش ) 12-4-انسان سست اراده هيچ كاري را نميتواند از پيش ببرد (4/3365) 13-4- مال و مكنت ايجاد آرامش نمي كند بلكه فكر و خيال آسوده آرامش آفرين است (‌ديدن خر هيزم فروش با نوايي اسبان تازي بر آخور خاص ، خر ح ش 2-6) 14-4-دونفر كه داراي هدف مشتركي نيستند همراه خوبي براي هم نمي باشند ( چالش عقل با نفس همچون تنازع مجنون باناقه ، شتر ح ش 2-8 ) 15-4- قرابت هاي سببي نمي تواند به قرابت هاي روحي بينجامد ( شيخ خرقاني و زن او ، شير ح ش 2-4) 16-4-زاويه ي ديد آدمي در برداشت و شناخت او موثر است (2/601 ) 17-4- شادي و ناراحتي انسان ها ناشي از خيالات وا نديشه هاي آنان است (2/594 ) 18-4- هم نشيني و همدمي دو موجود برتر و فروتر بعلت بودن وجه مشترك بين آنهاست (2/2106) ***** برگرفته ازكتاب شاخه مرجان ، رمزپردازي حيوانات درمثنوي تاليف معصومه شعباني ، نشرثالث
0 0 0 906 3
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان نقد 2 سريال كيميا و شأن خانواده هاي ايراني
چندي است كه از شبكه ي ? سيماي جمهوري اسلامي سريالي آغاز شده است با نام " كيميا " ، اين سريال ظاهرًا از دوران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي داستان خود را آغاز نموده است و تا امروز ادامه يافته است.
4 4.33 2 868 11
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان نقد 1 سريال كيميا و دفاع مقدس
چندي است كه سريالي با نام كيميا از شبكه 2 سيما پخش مي شود كه حرفهاي زيادي دارد.
2 4.5 4 697 12
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان دلم را نشكنيد
...............................؟! ببخشيد اگر خودم هم نفهميدم چه گفتم.
4 3 8 690 7
الياس اميرحسني
نویسنده الياس اميرحسني
عنوان مناجات
مناجات /الياس امير حسني خدايا سينه ام را از كينه ها پاك گردان دلم را از محبت خود پر گردان خدايا اگر تو با من باشي ديگران كه باشند ؟
1 1 0 688 5
نازي صالحي "صبور"
نویسنده نازي صالحي "صبور"
عنوان تقديم به آرام جانم"شهريار"
به مناسبت سي امين سالگرد درگذشت مادر مهربانم
5 5 0 688 9
  • دغدغه هاي پدر

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * هر چه از درد نوشتم همه اش بي اثر است

  • عشق ولايت

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * بر خيز كه عيد امد ، از يار نويد امد * شد هلهله اي برپا تا ،عيد سعيد امد

  • گاهي شلوغي بهتر است

    جناب آقاي اله يار خادميان * شاعِر مغمومِسرگردان نمي خواهي * مگر عاشق از هر جهت حيران نمي خواهي مگر

  • خدمت به خويش

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * درد دارم به كه گويم كه مرا شور و نوا نيست

  • تلاوت سپيد

    جناب آقاي اكبر رشنو * شرر مي زند * بر سرد وسكون و تاريك

  • تمام باران

    سركار خانم الهام درخت پيري * من تشنه تر از تمام بارانم * آشفته تر از تمام طوفانم

  • لگه ي ننگين (امريكا)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * بسيار خبر ها كه در اين كهنه سرايست * آخر ره اين مردم بيدار كجايست؟

  • به بهانه ي بازگشت پيكر مطهر شهيد محسن حججي به ميهن

    جناب آقاي سيروس بداغي * اي كه در قلب هزاران شيعه غوغا كرده اي * بندگي را با سر ببريده معنا كرده اي

  • رباعي عاشقانه

    سركار خانم الهام درخت پيري * سرسبزي روزگار يعني با تو * زيبا چو شكوفه زار يعني با تو

  • راه استاد

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * دلم هواي تو دارد كجا كشم فرياد * به راه و رسم دگر رفتهاي امان اي داد

  • تب تند

    جناب آقاي اله يار خادميان * عيد قربان آمده تا نفس قر باني شود * معرفت باز آيد و معروف رحماني شود

  • مهماني

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * چون نرقصم از شعف امشب كه مهمانم تويي * چون نگيرم در بغل جان را كه جانانم تويي

  • سايهء شبديز...

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * باغ زيبا ميشود وقتي بهارش ميرسد * غنچه خندان ميشود آن دم كه بارش ميرسد

  • رباعي تقديم به امام جواد عليه السلام

    سركار خانم الهام درخت پيري * هم باب حوائج است وهم بخشنده * چون شمس به كاظمين دل تابنده

  • جمال مرد

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * جمال مرد به زيباي ِي سخن است

  • بزرگوار

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * خدايا بزرگي و ع ّزت ز توست

  • آيين و آيينه ها قسمت يازدهم

    جناب آقاي اله يار خادميان * كشتي نشين هر چند بر درياست خوابست * غواص مي داند چه در اعماق آبست

  • لحظه ديدار.

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * لحظه ديدار است مي لرزد تنم * ز شوق ديدنش گم مي كنم خود را ...

  • مي شكند:

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * مثل يك تكه سنگ قلهء سخت قلب يك مرد ساده مي شكند

  • كندوي عسل

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * شيريني كندوي عسل شهد لبانت * سرسبزي بستان وچمن سرو چمانت

  • " چقدر اسماعيل! "

    جناب آقاي اكبر رشنو * هنوز چشمان ابرهاي شفق * گلگوني مي زايد

  • دوبيتي عشق

    سركار خانم الهام درخت پيري * من و آن خاطر دريايي عشق * من و اين خانه تنهايي عشق

  • براي شهيد بي سر ؛ شهيد محسن حججي

    جناب آقاي سيروس بداغي * شمع بز ِم روضه ها را زود روشن كرده اي * شيعه را قبل از محرم غر ِق شيون كرده اي

  • سه رباعي

    جناب آقاي اله يار خادميان * كشتند تو را و باز باقي ماندي * سر دادي و سر فراز باقي ماندي

  • يا صاحب الزمان(عج)

    جناب آقاي مهدي نجفلو * اي يادگار آل عبا صاحب الزمان(عج) * بهر فرج دعا بنما صاحب الزمان

  • طنز

    جناب آقاي مهدي نجفلو * او يك فرشته در زمين و آسمان بود * بر دشمنان دين بلاي بي امان بود

  • موشحي براي دوستم جعفر نمكي

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * جويبار عشقي و لطف و صفا * از همه انفاس ناحقي رها

  • تابستان

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * خزان و بعد زمستان بهار تابستان * بيا و بر سرم آتش ببار تابستان

  • طواف عشق:

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * اي آفتاب روشن والا مناف عشق * باز آمدم دوباره كنم اعتكاف عشق

  • هر چند كه از اهل جفا طعنه ٌشنيديم

    جناب آقاي سيروس بداغي * هر چند كه از اهل جفا طعنهٌ * شنيديم اما دمي از آ ِل عبا دل نبريديم

  • موشح براي دوستم حسين غفراني

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * حرز پيغمبر، َد ِم حيدر، دل زهرا تو را * فاش ميگويم ، بر اين گفتار، پيغمبر گوا

  • دوبيتي تقديم به شهدا

    سركار خانم الهام درخت پيري * به روز حادثه بي تاب رفتند * شتابان از پي مهتاب رفتند

  • ايمان

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * زتخت وتاج منكوب است سلطاني كه من دارم * زسختي هم نمي ميرد گران جاني كه من دارم

  • دختر

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * در آسمان مهر و ماه * خدا دختر افريد

  • ادراك خداوند

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * گواهي ميدهم جز او خدايي نيست دنيا را * ندارد او شريكي غير او را نيست يكتا را

  • گشاده رو

    جناب آقاي اله يار خادميان * بوسيدن گل اگر مباه بود و حلال؟ * ديگر نه نياِزجنگ بود و نه جدال

  • طنز مادر زن

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * آنكه عمري دربدردر شهر ما يا در كن است * كي به فكر دلبري از لاله يا از لادن است

  • توتيا

    جناب آقاي اكبر رشنو * هر پلك * روي آشيانه ي نگاه * پر مي كشي ...

  • مي معرفت

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * بهر آوردن مي ماه چو از جا بر خاست * از قيامش چه دهم شرح كه غوغا بر خاست

  • شعر پريسكه 68

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * حكم ابد صادر كرده اند

  • جانِ من

    سركار خانم مينو حسيني * ازخدا پنهان نباشد ، ازتوپنهان ، جا ِن من * بسته ام چشم اميدم را، زياران ، جا ِن من

  • وكيل

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * ندانستم كه آخر بي وفايي * چرا در حال قهر از من جدايي

  • ديگر اي دل غفلت از فرداي محشر كافي است

    جناب آقاي سيروس بداغي * ديگر اي دل غفلت از فرداي محشر كافي است * دل به اين و آن سپردن جان حيدر كافي است

  • يك قاب خالي

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * يك قاب خالي روي ديواري كه نم دارد * اين خانه بي لبخند تو يك چيز كم دارد

  • برو ديگر:

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * اي غم دگر از قالب رختم برو ديگر * شوريده هزارم ز درختم برو ديگر

  • ربا عي

    جناب آقاي اله يار خادميان * خويش را وق ِف سوال و پاسخت كردم بيا * شهر را آيينه بندا ِن ُرخت كردم بيا

  • باور نكن

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * باور مكن شكوه بارش غم شكسته ام * دل كنده ام به پرتو خورشيد نشسته ام

  • فصل باران

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) * اين همه چتر خريده اي براي چه؟

  • فانوسم

    جناب آقاي محمد دري صفت * خورشيد تويي هميشه، من فانوسم * لب هاي غزلخوان تو را ميبوسم

  • جفا

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * آمدو چشمان من را اشك ريزان كردو رفت * كارمن مشكل ولي كارخود آسان كردو رفت

  • سرور و سالارِ ما مولا علي

    جناب آقاي سيروس بداغي * سرور و سالاِر ما مولا علي * عاِل ُم اْلاسراِر ما مولا علي

  • رباعي

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * در سفره شبي كه مي گذاري نان را * تا چرب كني سبيل آن مهمان را

  • شعر كوتاه 61

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * اگر با موهاي بلندت ... * اعدام شوم ...

  • دوبيتي-طنز

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * اگر با اهل منقل جور باشي * به خوشنامي ولو مشهور باشي

  • مي نويسم كه حسين ابن علي فوق ثناست

    جناب آقاي سيروس بداغي * مي نويسم كه حسين ابن علي فوق ثناست * مي نويسم به خدا شاف ِع در روِز جزاست

  • صبرايّوب

    سركار خانم مينو حسيني * زچه رو درد تو آنقدر ، ِحكايت دارد * نظرت ،تا به خدا هست ،ِعنايت دارد

  • دوبيتي مهدوي

    سركار خانم الهام درخت پيري * دوباره جمعه و چشم انتظاري * دعاي عهد وندبه بي قراري

  • قلم

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اي قلم بر اهل دل شايان شدي * مرهمي بردرد ما آسان شدي

  • من زائران كربلا را دوست دارم

    جناب آقاي سيروس بداغي * من زائران كربلا را دوست دارم * اشعاِر خالي از ريا را دوست دارم

  • شاعرانه بيا

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * به شوق ديدن ياران تو عاشقانه بيا * براي ديدن مستان تو عارفانه بيا

  • گلايه از قلم

    جناب آقاي مهدي نجفلو * گويا دوباره دشمن جان مي شوي قلم * سوهان جسم و روح و روان مي شوي قلم

  • بنويسيد مرا زارِ ابا عبدالله

    جناب آقاي سيروس بداغي * بنويسيد مرا زاِر ابا عبداالله * بدترين ذاكِر درباِر اباعبدالله

  • هوس كرب و بلا ...

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * نشسته ام كنار سقا خونه .. * آب بهانه شد يادت كردم .

  • شعر كوتاه 58

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * به مناسبت ۱۴ تير ماه روز قلم

  • آنكس كه تجلي گهِ اوصافِ خدا بود

    جناب آقاي سيروس بداغي * آنكس كه تجلي گ ِه اوصا ِف خدا بود * مولا و ولي نعمت و شاهنشِه ما بود

  • در اين پگاه

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * بر دلم عشقي طپيد از يك نگاه * اشك چشمم را بشور در اين پگاه

  • آزادي موصل

    جناب آقاي سيروس بداغي * تقديم به سردار قاسم سليماني

  • شعر كوتاه 56

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي *

  • اين خشونت طلباني كه خداوند غمند

    جناب آقاي سيروس بداغي * اين خشونت طلباني كه خداوند غمند * همه جان بر كف و سرباِز دفاع از حرمند

  • چشم عاشق نميكند پرهيز.

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * اي بهار تمام احساسم كه شدي از شكوفه ها لبريز * گم شدم لاي باغ احساست اندكي از بهانه ام برخيز

  • عشق شهادت

    سركار خانم مينو حسيني * تا خون تو بر خا ِك وطن ريخت ، طلاشد * تكراِر همان حادثه ي ، كربُ بلا شد

  • طناب بخت

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * گفتي هزار مرتبه من در ركاب مي مانم * ياري به هر چه يار و به دور از شراب مي مانم

  • موشكي از راه دور

    جناب آقاي اله يار خادميان * مي شكافد موشكي از راه دور * سينه ي نامردمان ،در ديرالزوز

  • پنجره ها

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نشينم كنار پنجره ها * پلك خود را مگر بهم بزنم

  • به اذن حضرت زهراي اطهر

    جناب آقاي سيروس بداغي * به اذن حضرت زهراي اطهر * گرفتيم انتقام از خصم حيدر

  • منم و دست معلق كه در هوا مانده

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * منم َو دست معلق كه در هوا مانده * چو حسرت نفسي ني كه بي نوا مانده

  • غروب جمعه ..

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * از هم جمعه و غروب جمعه .. * منو و دلتنگي هايم ...

  • غم دوري

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * خواهم غزلي بهر تو مستانه بگويم * از عقل تهي گردم و ديوانه بگويم

  • تمنا

    جناب آقاي وفا صداقت * تا نفس هست ، دلم غرق تمناي عليست * مستي وسرخوشَيم ازِم ِي ميناي عليست

  • در شب قدر اي شهِ دُلدُل سوار

    جناب آقاي سيروس بداغي * در شب قدر اي شِه ُدل ُدل سوار * يك نظري كن به م ِن بيقرار

  • تقديم به محضر مبارك امام حسن مجتبي

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * مي خواستي تنها ترين مرد زمين باشي * تنهائيت را مي توان از مادرت فهميد

  • شهادت امام علي (ع)

    جناب آقاي علي مظفر * يك جمله دقيقه نود ميگوئيم * با قلب شكسته،حال بد ميگوئيم

  • شب قدر (دوبيتي)

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * شب قدر است و ما در سوز و آهيم * زبس آلوده و غرق گناهيم

  • ضربت خوردن اميرالمومنين

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * ابرها پيچيد در هم كار دل بالا گرفت * قطره ها باران شد و در چشم گوهر زا گرفت

  • اين شب قدر

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اين شب قدر عجب شور و نوايي دارد * اين شب قدر عجب حال و هوايي دارد

  • سر تو از سر نرود

    جناب آقاي اله يار خادميان * سرِ من گر به رود ّسر تو از سر نرود * مهِر تو از د ِل من گر چه به خنجر نرود

  • آئينه دار

    جناب آقاي محمد بيك زاده * آئينه دار آئينه دار آئينه ها پرخون كنم * سر را بخون آغشته تا ديوانه و مجنون كنم

  • بوالهوس

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * بوالهوس را بنگر حال و هوايي دارد * هر زمان كعبه اي و تازه خدايي دارد

  • امشب نگاه ابر افسرده است

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * امشب نگاه ابر افسرده است * داره يكي تو خونه جون ميده

  • كليله

    جناب آقاي محمد بيك زاده * كليله گفت كه شب با كران نخواهد شد * عرو ِس خطه ي خاور عيان نخواهد شد

  • سفره ي قر آن

    جناب آقاي اله يار خادميان * راه باز است وسفر نازو زمان كوتا ه است * هركه بي بهره شود از رمضان گمراه است

  • هجر رهبر

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * اي ديده اشك خون فشان يار از بر ما رفته است * آن حامي مستضعفان از دار دنيا رفته است

  • زخمه ي دل . ترانه

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * سكوت سرد و خونه * مي گيره دل بهو نه

  • بهانه او .

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * پر است تنهايي ام ... * از ياد عاشقانه او .

  • مردي به همانست كه ذلت نكشيدند

    جناب آقاي اله يار خادميان * آنان كه ادب گشته ي فرهنگ شهيدند * درهيچ كجا پرده ي حق را ندريدند

  • استاد غزل

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * باخاطره هاآمده اي باز به سويم * تا من سر ذوق آمده و شعر بگويم

  • روزه يعني دركِ حال مستمند

    جناب آقاي سيروس بداغي * روزه يعني در ِك حال مستمند * روزه يعني دوري از زندان و بند

  • افطار رطب

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * از ساغر عشق باده پرستي شده جامي * افطار رطب از لب يار ديده چو كامي

  • پنجره ي فولاد ..

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * خادم ها صحن تو جارو مي زنند .. * همه ي نقاره ها صداي يا ضامن آهو مي زنند ..

  • معبر

    جناب آقاي رضا محبي راد * شهيد برداشتيم * از زميني كه ...

  • سازِ خسته (ترانه)

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) * گمونم كه ترسيده تركش كني * د ِل ساِز غمگين تر از حنجره (پنجره)

  • تك بيت رمضان

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * رمضان است و به ذكر تو دلم مشغول است

  • دلم را شكست و......رفت .!

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * ميخواهم بنويسم .. * از عشقي كه مرا نخواست ..

  • كم كم هلالِ ماه خدا مي‌رسد ز راه

    جناب آقاي سيروس بداغي * كم كم هلا ِل ماه خدا ميرسد * ز راه اوقا ِت نا ِب اهل بُكاء ميرسد ز راه

  • ماه ضيافت:

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * نسيم صبح بهاري ز كوي يار وزان شد * دلم دوباره همان لحظه هاي ناب اذان شد

  • چشمانت شكارش مي كند

    جناب آقاي اله يار خادميان * هر كسي دل داشت چشماني شكارش مي كند * خنده اي بر زخم و اشك آشكارش مي كند

  • گل باغ جنان

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * گل باغ جنان امشب كجايي * شكوه آسمان امشب كجايي

  • آقاي بي همتا .

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * رو به روي حرمت هر قامتي تا ميشود * با آوردن نامت گره ز گره ها وا ميشود .

  • هجران

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * هجران تو برداست زدل طاقتم امشب * برخيز وبيا تا بدهي حاجتم امشب

  • آن سوي شب

    جناب آقاي رضا محبي راد * شب رود و ستاره ها * سنگ و كلوخ هاي افتاده در آن

  • قدم گل

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * ببين كه با قدم گل دل بهار گرفت * چگونه بوي تو را دست روزگار گرفت

  • پيغام

    جناب آقاي وفا صداقت * هرچه هست ازقامت موزون اوست * آنچه بر ما ميرسد ، مضمون اوست

  • قدم گل

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * ببين كه با قدم گل دل بهار گرفت * چگونه بوي تو را دست روزگار گرفت

  • محبت دونياسي.

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * وفا قيل بي وفا قالما گولوم گل عشقي جان ايله * محبت درسين ازبر ائت اورك چوخ مهربان ايله

  • دل هوايت كرده .

    سركار خانم مييترا دلفان آذري * دل غريبم بد جوري هوايت كرده * هواي گريه پايين پايت كرده .

  • كارِ عـاقل نيسـت دل بـستن به اين دنيـاي پست

    جناب آقاي سيروس بداغي * كاِر عـاقل نيسـت دل بـستن به اين دنيـاي پست * خوش بحالش هـركه يك دم دل به اين دنيا نبست

  • رباعي

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * غم روي جوانه ها ز بس پاشيدند * گلهاي قشنگ باغ ما خشكيدند

  • بيقرار 2

    جناب آقاي وفا صداقت * بي تو دگربه دل ما قرارنيست * َوز دام زلف تو راه فرار نيست

  • پيله...

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * وقتي ز پيله اش تن پروانه رستني ست * حتما حصار بين من و تو شكستني ست

  • طوفان عشق

    جناب آقاي وفا صداقت * گاِه طوفان رشته زلفت ، پريشان ميشود * چشم شهلايت به زيرزلف ، پنهان ميشود

  • پُستي فروتر از خدايي

    جناب آقاي اله يار خادميان * پستي فروتر از خدايي را نمي خواهم * گول است اين فرمان روايي را نمي خواهم

  • بيقرار

    جناب آقاي وفا صداقت * ا آنكه ياربا من دلخسته يارنيست

  • يا مهدي ...

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * اي صاحب دو عالم .. * دل شكسته ي ما را صبور كن ..

  • به انتظارت نشسته ام

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * عجب حال هوايي دارم امروز * نفس عشق خدايي دارم امروز

  • حضرت باران...(غزل مثنوي)

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * پيش از تو قلب عالم امكان شكسته بود * غم جاي عشق بر دل خوبان نشسته بود

  • شايد غرور مرد نگاهت شكسته است

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * شايد غرور مرد نگاهت شكسته است * چشمان منتظر سر راهت نشسته است

  • زِ تو جان گرفته شعرم

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * به وفا قسم بر آنم ، كه دل از تو بر ندارم * تو اميد و آ رزويي ، نگه ا ز تو بر نگيرم

  • گل نرگس

    سركار خانم فاطمه اكرمي * دلها شده اند عاشق رويت گل نرگس * بايد كه شوند زائر كويت گل نرگس

  • اي شه خوبان

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * آمد بهار و بي گل رويت بهار نيست * دنيا دگر مباد چو زيبا كه يار نيست

  • پيام جان...

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * صبا ز غربت جانان پيام جان بفرست * پيام صبر و تحمل به عاشقان بفرست

  • مي ترسم

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * تو چشام خواب نيست مي ترسم * از روزايي كه پيش رو دارم

  • شيشه ي بي جيوه

    جناب آقاي اله يار خادميان * چشم آهويي مرا صحرا به صحرا مي كشد * مث ِل صياد ي كه صيد اورا به دريا مي كشد

  • سوز

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * ين سوز اين تنهايي من * اين عشق اين رسوايي من

  • تك بيت

    جناب آقاي وفا صداقت * بنام خداوندشعروسرود

  • گذشتم از همه چيزم

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * گذشتم از همه چيزم چقدر بد مي شد * كه كارهاي تو با چشم من رصد مي شد

  • مقام امام حسين (ع)

    جناب آقاي مهدي نجفلو * نوه ي ختم رسل زاده ي زهرادي حسين * عاشق جان به كف خالق يكتادي حسين

  • نياز

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * بيا بيا كه نيازم زحد بيرون شد * بيا كه بي تو دلم مثل لاله دل خون شد

  • امير ضد نا مرد

    جناب آقاي اله يار خادميان * بهار،صورتي از جن ِس مصطفي آمد * صدا ِي الفت و ُان ِس ترانه زا آمد

  • سنگسارمصيبت

    سركار خانم مينو حسيني * سنگ تو را به سينه زدم،استخوان شكست * بغضِ گلو گرفته ي من ، ناگهان شكست

  • خداوندا

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * خداوندا درين ، دنيا ي آشوب * بكن صبري عطا ، چون صبر ايوب

  • ماه بسيار ...!

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * ماه بسيار عزيزي مه شعبان آمد * شادي شيعه دراين ماه فراوان آمد

  • ترجيح بند فاتح

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * در هر كجاي هستي و هستي مرا به دل والا * درآسمان عشق بجويم تو را به اين دنيا

  • ديواره ي سنگ

    جناب آقاي اله يار خادميان * ريشه بر جاست اگربرگ وگل از حاد ثه سوخت * لاله باران شود آن دشت،كه ازصاعقه سوخت

  • تازه به دوران رسيده ها

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * ديوانه ام شبيه خيابان نديده ها * درمانده مثل تا خود مقصد دويده ها

  • نگار من

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * بي تو نگار من .شده خفتن حرام من * هرگز مباد كس كه رسد در مقام من

  • عشق .

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * عالمي دارم ... * در تنهايي ام با عشقت ..

  • ميخانه ها

    جناب آقاي محمد دري صفت * به نامت عشق را آغاز كردم * تو را با قلب خود همراز كردم

  • تحفه ي پادشاه قاجار

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * تحفه ي پادشاه قاجارم با كلاهي كه بر سرم كردند * مردم اين ديار راز آلود با همين مرز باورم كردند

  • كسي دارد؟

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) * بدنبال خدا هستم؛ * كسي بوي خدا دارد؟

  • يا محمدا

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اوست بت شكن از لات وعزي آذريش * اوست احمد ومحمود ونبي عنبريش

  • با تو ميمانم .

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * تاريكي شب گم شد .. * در پيچ و تاب موهاي سياهت ..

  • تقديم به رسول اكرم ص

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * صحراي خشك و داغ عرب غرق خواب بود * شادي به چشم مردم آنجا سراب بود

  • دستان تو ..

    سركار خانم ميترا دلفان آذري * به ياد خاطرات با تو بودن .. * كه مي افتم ..

  • بشكني و نشكني

    جناب آقاي اله يار خادميان * آبرويم خرج شد تا كار زاري بشكنم بي قرار. اما نمي خواهم قراري بشكنم

  • امواج كابوس

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) * من و بيخوابي و امواج كابوس برايم قصه ي دريادلان گوي

  • نفسِ صبح

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * بين ، نف ِس صبح چه ها مي كند * روح به جسم و ت ِن ما ، مي كند

  • زنده به گور

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * از خواب هاي زنده به گوران روزگار* تا راز رنگهاي بجز رنگ سرگذشت

  • جالي خالي .

    سركار بانو ميترا دلفان آذري * درسته كه ... * سال ها نيستي .. * و ندارمت ...

  • آيات عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * دلم شهِر خرابا ت است ، وقتي با تو درگيرم * سكوت از جن ِس هيهات است ، وقتي با تو درگيرم

  • دردمندم من دوايم آرزوست

    جناب آقاي سيروس بداغي * دردمندم من دوايم آرزوست * هم نشيني با خدايم آرزوست

  • شگفتي خلقت

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * شب است و ديده ي دل را برآسمان دارم * شگفت از همه هستي، زاين جهان دارم

  • فاصله

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) * نه تو در پشت افق هاي قلم مدفوني?

  • تحفه ز سوي آن خدا

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تحفه ز سوي آن خدا، هست علي علي علي * دلبر عشق و ُپر بها، هست علي علي علي

  • بانگِ الالهي

    جناب آقاي اله يار خادميان * عاشقش بودم ، فريبم داده است * تيغ را دس ِت رقيبم داده است

  • گل محبت دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * كش بر بوم نقاشي ي قلبت * تونقشي از گل مهر و محبت

  • بگذاريد غزل حرف دلش را بزند

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * بغض يعني دل من خون شده و ويران است * روح من ساكن اين خانه ي بي سامان است

  • يوسف كنعان

    جناب آقاي مهدي سيّد حسيني (بنده) * بي قرار و خسته جانم يار مي خواهد دلم * در شب تنهايي ام دلدار مي خواهد دلم

  • هم سرايي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * درودم برتو اي ايران و ايراني * تويي فاخر به دنيايي ، پرايما ني

  • مادر

    جناب آقاي سليمان محمدحسني * مادري بود و دلي خوش به نگاهي گاهي * دستِ پرِ مهر و صدايش به پگاهي گاهي

  • بهاريه

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * نفس باد صبا ، رايحه مي افشاند * نسترن ، غمزه كنان ، آينه مي گرداند

  • سرود ميلاد امام باقر عليه السلام و شب ليلة الرغاِئب

    جناب آقاي سيروس بداغي * شب ش ِب ميلاده * دلامون شاده

  • چه كنم با غم چهل؟!

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" * عقل چون چوپاني بي رمه * سرگردان به دنبال پريشان واژه ها

  • شهر من فسا

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * آمد بها ر و شعرم جاني دگر گرفته

  • شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * خوشا شاعري كه هنر مند باشد * و شعرش به شيريني قند باشد

  • جاده سرد.

    سركار بانو ميترا دلفان آذري * پاييز خسته شد ... * از بي بهاري ...

  • سنگ قبر

    جناب آقاي ساسان جهانبين * روي قبرم بنويسيدجهان در گذراست * آنكه دلبندجهان شدبخدابي هنر است

  • پيرم ولي !

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * پيرم ولي لباس جواني به تن كنم * از ذهن خويش پير ِي خود ريشه كن كنم

  • شكايت

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * از ناله ي من قلبِ پريشان گله دارد * "وز گريه ي من گوشه ي دامان گله دارد"

  • خيرالعمل

    جناب آقاي محمد دري صفت * دو بيتي ، رباعي ، غزل ميشوم * به كامت عزيزم عسل ميشوم

  • تحول سالي نو

    جناب آقاي امير تهراني "الف_ط" * من تمام ثانيه يكجا سپردم دست سال

  • آرمان شهر تو

    جناب آقاي اله يار خادميان * آرمان شهِرتو يك حادثه ي ُمرده نداشت * شاهِد دل زده و نق ِش زمين خورد ه نداشت

  • ياد تو

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تراوش مي كند چشمان من اشك * .....به ياد ديدن روي تو زيبا.

  • غزل گفت

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مهتاب چو در آب برقصيد غزل گفت * نيلوفر مرداب كه پيچيد غزل گفت

  • محبوب دل ها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * هنگام كه چش ِم نيلي تو * ....................چون موج َپراَكند

  • پريسكه 32

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * پرچم ها * يه يك سو * به اهتزاز بودند

  • بهاران

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * عيد امد وشد فصل بهاران * جان امد سر خوش ز نگاران

  • با امر پور فاطمه ناميده گشت سال

    جناب آقاي سيروس بداغي * با امر پور فاطمه ناميده گشت سال * سا ِل تلاش و كوشش و توليد و اشتغال

  • مرد حق

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * نيست آسايش به هرجا ظلم اگر موجود بود * هر زمان بي سود زآنكه مردم بي جود بود

  • ساعت صِفر

    سركار خانم مهناز نصيرپور * اولين ساع ِت ِصفر * نوبهار،ماه،سپهر

  • هفت سين.....

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * لحظه هايي به وسعت دلها * غنچه ها وشكوفه هاي دعا

  • عشق بي رقم

    جناب آقاي اله يار خادميان * به جر ِم ديد ِن رويت به من ستم شده است * چگونه اشك نريزم بهاِر غم شده است

  • چند كار منتخب

    جناب آقاي محمد ياسين جلالزهي نيا * عشق يعني يك سبد دلدادگي * ديدن روي شهيد درسادگي

  • "" واژه هاي زندگي ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * ببين اقيانوس ذهنم بي محابا * بر صخره هاي جسمم مي كوبد

  • ساحل چشمت...

    جناب آقاي مقصود دهميري * در كنار ساحل چشمت رواني ميشوم * با خم ابروي تو مجنون جاني ميشوم

  • مهرِ مادر

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * مادر اي ِمهر تو در سينه همانند خدا * جان تو بر لب و لبخند تو باشد ، فدا

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.