پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1394/03/27
دفترهای نثر و شعر1
کل مطالب32
پیگیری کننده ها0
0
امتیاز0(از 0 نظر)
نظرات مرتبط0
نمایش شعرها7260
بازدید اعضا35

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 89
بازدید امروز 2،004
بازدید دیروز 1،962
کل بازدیدها 1،455،718
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

پروفایل سهراب سپهري

سهراب سپهري (15 مهر 1307 كاشان – 1 ارديبهشت 1359تهران) شاعر، نويسنده و نقاش اهل ايران بود. او از مهم‌ترين شاعران معاصر ايران است و شعرهايش به زبان‌هاي بسياري از جمله انگليسي، فرانسوي، اسپانيايي و ايتاليايي ترجمه شده‌اند. پدربزرگش ميرزا نصرالله خان سپهري نخستين رييس تلگراف‌خانه كاشان بود. پدرش «اسدالله» و مادرش «ماه‌جبين» نام داشتند كه هر دو اهل هنر و شعر بودند. دوره ابتدايي را در دبستان خيام كاشان (شهيد مدرّس فعلي) (1319) و متوسّطه را در دبيرستان پهلوي كاشان گذراند و پس از فارغ‌التحصيلي در خرداد 1322 در دوره دوساله دانش‌سراي مقدماتي پسران به استخدام اداره? فرهنگ كاشان درآمد.در شهريور 1327 در امتحانات ششم ادبي شركت نمود و ديپلم دوره دبيرستان خود را دريافت كرد. سپس به تهران آمد و در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و هم‌زمان به استخدام شركت نفت در تهران درآمد كه پس از 8 ماه استعفا داد. سپهري در سال 1330 نخستين مجموعه شعر نيمايي خود را به نام مرگ رنگ منتشر كرد. در سال 1332 از دانشكده هنرهاي زيبا فارغ‌التحصيل شد و نشان درجه اول علمي را دريافت كرد. در همين سال در چند نمايشگاه نقاشي در تهران شركت نمود و نيز دومين مجموعه شعر خود را با عنوان زندگي خواب‌ها منتشر كرد. در آذر 1333 در اداره كل هنرهاي زيبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به كار كرد و در هنرستان‌هاي هنرهاي زيبا نيز به تدريس مي‌پرداخت. سهراب به فرهنگ مشرق‌زمين علاقه خاصي داشت و سفرهايي به هندوستان، پاكستان، افغانستان، ژاپن و چين داشت. مدتي در ژاپن زندگي كرد و هنر «حكاكي روي چوب» را در آنجا فراگرفت. همچنين به شعر كهن ساير زبان‌ها نيز علاقه داشت؛ از اين رو ترجمه‌هايي از شعرهاي كهن چيني و ژاپني انجام داد. در مرداد 1336 از راه زميني به كشورهاي اروپايي سفر كرد و به پاريس و لندن رفت. ضمناً در مدرسه هنرهاي زيباي پاريس در رشته ليتوگرافي نام‌نويسي كرد. در دوراني كه به اتفاق حسين زنده‌رودي در پاريس بود بورس تحصيلي‌اش قطع شد و براي تأمين مخارج و ماندن بيشتر در فرانسه و ادامه نقاشي، مجبور به كار شد و براي پاك كردن شيشه آپارتمان‌ها، گاهي از ساختمان‌هاي بيست‌طبقه آويزان مي‌شد. وي همچنين كارهاي هنري خود را در نمايشگاه‌ها به معرض نمايش مي‌گذاشت. حضور در نمايشگاه‌هاي نقاشي همچنان تا پايان عمر وي ادامه داشت. سهراب سپهري مدتي در اداره كل اطلاعات وزارت كشاورزي با سمت سرپرست سازمان سمعي و بصري در سال 1337 مشغول به كار شد. از مهر 1340 نيز شروع به تدريس در هنركده هنرهاي تزييني تهران نمود. پدر وي كه به بيماري فلج مبتلا بود، در سال 1341 فوت كرد. در اسفند همين سال بود كه از كليه مشاغل دولتي به كلي كناره‌گيري كرد. پس از اين سهراب با حضور فعال‌تر در زمينه شعر و نقاشي آثار بيشتري آفريد و راه خويش را پيدا كرد. وي با سفر به كشورهاي مختلف ضمن آشنايي با فرهنگ و هنرشان نمايشگاه‌هاي بيشتري را برگزار نمود. سهراب هنرمندي جستجوگر، تنها، كمال‌طلب، فروتن و خجول بود كه ديدگاه انسان مدارانه‌اش بسيار گسترده و فراگير بود. از اين رو آثار وي هميشه با نقد و بررسي‌هايي همراه بوده‌اند. برخي از كتاب‌هاي او چنين مي‌باشند: «تا انتها حضور»، «سهراب مرغ مهاجر» و «هنوز در سفرم»، «بيدل، سپهري و سبك هندي»، «تفسير حجم سبز»، «حافظ پدر، سهراب سپهري پسر، حافظان كنگره»، «نيلوفر خاموش: نظري به شعر سهراب سپهري» و «نگاهي به سهراب سپهري». اهل كاشانم. روزگارم بد نيست. تكه ناني دارم، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي. مادري دارم، بهتر از برگ درخت. دوستاني، بهتر از آب روان.
تاریخ ها تاریخ تولد 1307/07/15
تاریخ عضویت 1394/03/27
آخرین ورود به سایت 1394/03/27

آخرین شعرهای بازدید شده
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان گل آينه
شبنم مهتاب مي بارد
دشت سرشار از بخار آبي گلهاي نيلوفر
مي درخشد روي خاك آيينه اي بي طرح
مرز مي لغزد ز روي دست
0 0 0 394 1
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان گردش سايه ها
انجير كهن سر زندگي اش رامي گسترد
زمين باران را صدا مي زند
گردش ماهي آب را مي شيارد
باد ميگذرد چلچله مي چرخد و نگاه من كم مي شود
0 0 0 394 1
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان پرچين راز
بيراهه رفتي برده گام رهگذر راهي از من تا بي انجام
مسافر ميان سنگيني پلك و جوي سحر
در باغ ناتمام تو اي كودك شاخسار زمرد تنها نبود بر زمينه هولي مي درخشيد
در دامنه لالايي به چشمه وحشت مي رفتي بازوانت دو ساحل ناهمرنگ شمشير و نوازش بود
0 0 0 386 1
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان همراه
تنها در بي چراغي شبها مي رفتم
دستهايم از ياد مشعل ها تهي شده بود
همه ستاره هايم به تاريكي رفته بود
مشت من ساقه خشك تپش ها را مي فشرد
0 0 0 188 1
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان نيايش
نور را پيموديم دشت طلا را درنوشتيم
افسانه را چيديم و پلاسيده فكنديم
كنار شن زار آفتابي سايه بار ما را نواخت
درنگي كرديم
0 0 0 214 1
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان نزديك آي
بام را بر افكن و بتاب كه خرمن تيرگي اينجاست
بشتاب درها را بشكن وهم را دو نيمه كن كه منم هسته اين بار سياه
اندوه مرا بچين كه رسيده است
ديري است كه خويش را
0 0 0 388 2
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان ميوه تاريك
باغ باران خورده مي نوشيد نور
لرزشي در سبزه هاي تر دويد
او به باغ آمد درونش تابناك
سايه اش در زير و بم ها ناپديد
0 0 0 226 1
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان موج نوازشي اي گرداب
كوهساران مرا پر كن اي طنين فراموشي
نفرين به زيبايي آب تاريك خروشان كه هست مرا
فرو پيچد و برد
تو ناگهان زيبا هستي اندامت گردابي است
0 0 0 336 1
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان محراب
تهي بود نسيمي
سياهي بود و ستاره اي
هستي بود و زمزمه اي
لب بود و نيايشي
0 0 0 284 1
سهراب سپهري
شاعر سهراب سپهري
عنوان كو قطره وهم
سر برداشتم
زنبوري در خيالم پرزد
يا جنبش ابري خوابم را شكافت ؟
در بيداري سهمناك
0 0 0 432 1
موردی برای نمایش وجود ندارد
  • تحفه ز سوي آن خدا

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تحفه ز سوي آن خدا، هست علي علي علي * دلبر عشق و ُپر بها، هست علي علي علي

  • بانگِ الالهي

    جناب آقاي اله يار خادميان * عاشقش بودم ، فريبم داده است * تيغ را دس ِت رقيبم داده است

  • گل محبت دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * كش بر بوم نقاشي ي قلبت * تونقشي از گل مهر و محبت

  • بگذاريد غزل حرف دلش را بزند

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * بغض يعني دل من خون شده و ويران است * روح من ساكن اين خانه ي بي سامان است

  • يوسف كنعان

    جناب آقاي مهدي سيّد حسيني (بنده) * بي قرار و خسته جانم يار مي خواهد دلم * در شب تنهايي ام دلدار مي خواهد دلم

  • هم سرايي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * درودم برتو اي ايران و ايراني * تويي فاخر به دنيايي ، پرايما ني

  • مادر

    جناب آقاي سليمان محمدحسني * مادري بود و دلي خوش به نگاهي گاهي * دستِ پرِ مهر و صدايش به پگاهي گاهي

  • بهاريه

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * نفس باد صبا ، رايحه مي افشاند * نسترن ، غمزه كنان ، آينه مي گرداند

  • سرود ميلاد امام باقر عليه السلام و شب ليلة الرغاِئب

    جناب آقاي سيروس بداغي * شب ش ِب ميلاده * دلامون شاده

  • چه كنم با غم چهل؟!

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" * عقل چون چوپاني بي رمه * سرگردان به دنبال پريشان واژه ها

  • شهر من فسا

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * آمد بها ر و شعرم جاني دگر گرفته

  • شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * خوشا شاعري كه هنر مند باشد * و شعرش به شيريني قند باشد

  • جاده سرد.

    سركار بانو ميترا دلفان آذري * پاييز خسته شد ... * از بي بهاري ...

  • سنگ قبر

    جناب آقاي ساسان جهانبين * روي قبرم بنويسيدجهان در گذراست * آنكه دلبندجهان شدبخدابي هنر است

  • پيرم ولي !

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * پيرم ولي لباس جواني به تن كنم * از ذهن خويش پير ِي خود ريشه كن كنم

  • شكايت

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * از ناله ي من قلبِ پريشان گله دارد * "وز گريه ي من گوشه ي دامان گله دارد"

  • خيرالعمل

    جناب آقاي محمد دري صفت * دو بيتي ، رباعي ، غزل ميشوم * به كامت عزيزم عسل ميشوم

  • تحول سالي نو

    جناب آقاي امير تهراني "الف_ط" * من تمام ثانيه يكجا سپردم دست سال

  • آرمان شهر تو

    جناب آقاي اله يار خادميان * آرمان شهِرتو يك حادثه ي ُمرده نداشت * شاهِد دل زده و نق ِش زمين خورد ه نداشت

  • ياد تو

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تراوش مي كند چشمان من اشك * .....به ياد ديدن روي تو زيبا.

  • غزل گفت

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مهتاب چو در آب برقصيد غزل گفت * نيلوفر مرداب كه پيچيد غزل گفت

  • محبوب دل ها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * هنگام كه چش ِم نيلي تو * ....................چون موج َپراَكند

  • پريسكه 32

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * پرچم ها * يه يك سو * به اهتزاز بودند

  • بهاران

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * عيد امد وشد فصل بهاران * جان امد سر خوش ز نگاران

  • با امر پور فاطمه ناميده گشت سال

    جناب آقاي سيروس بداغي * با امر پور فاطمه ناميده گشت سال * سا ِل تلاش و كوشش و توليد و اشتغال

  • مرد حق

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * نيست آسايش به هرجا ظلم اگر موجود بود * هر زمان بي سود زآنكه مردم بي جود بود

  • ساعت صِفر

    سركار خانم مهناز نصيرپور * اولين ساع ِت ِصفر * نوبهار،ماه،سپهر

  • هفت سين.....

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * لحظه هايي به وسعت دلها * غنچه ها وشكوفه هاي دعا

  • عشق بي رقم

    جناب آقاي اله يار خادميان * به جر ِم ديد ِن رويت به من ستم شده است * چگونه اشك نريزم بهاِر غم شده است

  • چند كار منتخب

    جناب آقاي محمد ياسين جلالزهي نيا * عشق يعني يك سبد دلدادگي * ديدن روي شهيد درسادگي

  • "" واژه هاي زندگي ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * ببين اقيانوس ذهنم بي محابا * بر صخره هاي جسمم مي كوبد

  • ساحل چشمت...

    جناب آقاي مقصود دهميري * در كنار ساحل چشمت رواني ميشوم * با خم ابروي تو مجنون جاني ميشوم

  • مهرِ مادر

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * مادر اي ِمهر تو در سينه همانند خدا * جان تو بر لب و لبخند تو باشد ، فدا

  • دو بيتي ها ( ۶(

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * بيا كه غنچه دميد و گل به بار آمد * بنفشه خنده زنان به سبزه زار آمد

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.