پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1393/12/27
دفترهای نثر و شعر20
کل مطالب164
پیگیری کننده ها0
481
امتیاز4.3(از 431 نظر)
نظرات مرتبط1037
نمایش شعرها68440
بازدید اعضا1672

هم سرائی ها
دفترهای شعر
دفترهای نثر
آخرین شعرها
آخرین نثرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 100
بازدید امروز 353
بازدید دیروز 2،842
کل بازدیدها 1،371،989
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

پروفایل سيد عباس مجابي

يا من هو الله جميل و يحب الجمال . اين كمترين، مفتخر است به نسبي كه از خود هيچ ندارد و هر چه هست اوست كه عنايت است و والسلام. از خود ندارم بگويم، امّا از آنجائيكه در مناجاتنامه، ابياتي در اين خصوص را قرار داده ام، اين ابيات مي تواند شما را در شناخت حقير ياري دهد. منم سّيد عباس، سبط علي(ع) مرّبا و پور محّمد علي نسب دارم از سّيد مستجاب براهيم نامش به كنّيت مجاب چهل سال محبوس تن بودمي گران جان و تنها و بي همدمي به زندان نفسم بدم آن زمان تو زنداني خاكدانم مدان جهادي كه با نفس خود باختم تن نفس بر خاك انداختم چنان پاي نفس از زمين كنده شد كه جانش بِر خاك افكنده شد
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان اطاعت از خدا
اطاعت از خدايت كن ، اجابت مي كند حتماً
اگر شكرش كني بي چون ، حمايت مي كند حتماً
.
اگر ناديده را ديدي ، در اين دنياي بي ديني
4 4.8 7 83 9
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان گر دور جهان بگردي
سينه در سوز فراغ است كه شام است اينجا
حرم امن خداي است ، تمام است اينجا
كينه در سينه ي ما نيست از اين خلق جهان
خيز تا نغمه سُرائيم ، سلام است اينجا
5 5 2 89 7
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان همه دام است اينجا
هر نگه از سَر و دل ، حيله ي كام است اينجا
مكر و ريب است و ريا ، عين حرام است اينجا
هر كه در نفس بلا ، دل سِپُرد غير خدا
چون اسير دل خود شد ، همه دام است اينجا
3 5 4 113 5
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان عهد جواني
من از عهد جواني ، آشنايي كرده ام پيدا
گهي غرقابه اي ، گه ناخدايي كرده ام پيدا
.
.
2 5 4 120 4
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان شب يلدائي
.
من در شب يلدايي ، با يار سخن گفتم
.
در آن شب طولاني ، با تار سخن گفتم
2 5 4 162 4
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان شاه ولايات
.
تا كه در خلوت دل ، شاه ولايات شدم
.
حاكم پيكره ي ناب كمالات شدم
2 5 0 103 4
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان از علي تا علي يك يا علي 3
لا اله الا الله
پس هرگاه آمدي
و لباس محبّت دنيا و دنيا پرستان را
از تن خود بيرون نمودي
5 5 6 159 8
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان از علي تا علي يك يا علي 2
كدامين خون
رنگين تر از خوني ديگر
و كدامين جان
شيرين‌تر از جاني ديگر شد
5 5 5 113 7
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان از علي تا علي يك يا علي 1
بر سفير اولين تازيانه‌اي كه فرا رفت و فرود آمد
و بر پشت مظلوم،
خطي از خون كشيد
كدامين ضجّه ي مظلوم
3 5 4 111 7
سيد عباس مجابي
شاعر سيد عباس مجابي
عنوان دل و دروغ
گوشه هاي چشمم،
.
مرتفع ترين قله هاي قامتت را ،
.
5 5 15 187 11
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان تجربه
خلاصه اي ندارد. كلمات قصار است.
1 5 1 81 2
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان شهدا
و لا تحسبنّ الذين قتلو في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون
4 5 2 247 5
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان نجف زائيده ي ظهور علي(ع)
... آيا هيچ ديده اي درختي بگريد ؟ گريه هاي آسمان را چطور ؟ آنگاه كه آسمان شروع به گريستن مي نمايد ، نخل ها و درختان در حاليكه دستمالهاي سبز خود را به زير اين همه اشك گرفته اند ، خود آرام آرام مي گريند و قطرات حاصل از اين اشك از روي دستمالها و دستان سبزشان بر روي زمين مي غلطد و پس از گذشت مدّت زماني نه چندان طولاني به چاه مي پيوندند و با او همصدا مي شوند و بدينسان آسمان و زمين با يكديگر هم ناله مي گردند . امّا آنچه غمبارتر از صداي گريه و اشك ديدگان است سكوت و بغض نهفته در گلو و اشك خشك شده است. آري ديگر از نخلستانهاي كوفه صداي مناجات علي(ع) شنيده نمي شود و ديگر كسي نيست با چاه درد دل نمايد و اين سكوت و آن سكوت با هم پيوندي پيدا كرده اند سخت محكم و ناگسستني .... صفح? 30 از كتاب خسي در كربلا نوشت? سيد عبّاس مجابي
3 5 0 231 5
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان نقد سريال شهرزاد
بسمه تعالي چندي است كه سريالي خانگي در جامعه ي ما راهِ خود را باز نموده است و به خانه هاي مردم جا گرفته است. شهرزاد سريال مورد نظري است كه نمي توان از كنار آن بي تفاوت گذشت: وقتي دا ستاني را در تاريخ گذشته دنبال مي كنيم ، علي الاصول محدوديتهائي وجود دارد كه ما مجاز به عبور از آنها نيستيم. شايد عالي ترين پاسخي كه كسي بتواند در اين ميان طرح كند ، اين باشد كه تا كِي بايد در اين محصورها ماند و ما عمداً براي خروج از اين محدوديتهاست كه چنين نموده ايم.! يا جوابهائي از اين قبيل. پس هر جوابي از اين قبيل بي درنگ اقرار ضمني در اين مطلب است كه از محدوديتهاي تاريخي عبور كرده و شكي نيست كه با اين بيان ، اين شعر در قالب فيلمهاي تخيلي قرار مي گيرد ، نه تاريخي.
0 5 0 299 7
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان نقد سريال شهرزاد
بسمه تعالي چندي است كه سريالي خانگي در جامعه ي ما راهِ خود را باز نموده است و به خانه هاي مردم جا گرفته است. شهرزاد سريال مورد نظري است كه نمي توان از كنار آن بي تفاوت گذشت: وقتي دا ستاني را در تاريخ گذشته دنبال مي كنيم ، علي الاصول محدوديتهائي وجود دارد كه ما مجاز به عبور از آنها نيستيم. شايد عالي ترين پاسخي كه كسي بتواند در اين ميان طرح كند ، اين باشد كه تا كِي بايد در اين محصورها ماند و ما عمداً براي خروج از اين محدوديتهاست كه چنين نموده ايم.! يا جوابهائي از اين قبيل. پس هر جوابي از اين قبيل بي درنگ اقرار ضمني در اين مطلب است كه از محدوديتهاي تاريخي عبور كرده و شكي نيست كه با اين بيان ، اين شعر در قالب فيلمهاي تخيلي قرار مي گيرد ، نه تاريخي. ... ادامه دارد
0 0 0 241 2
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان خالق گذشته ، حال و آينده
ما در هر لحظه ي خود خالق 3 زمان هستيم :
1 5 0 280 4
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان با ثبات ترين حكومتها
در باثبات ترين حكومتها در ميان مردم جهان به تعاريف مختلفي بستگي دارد كه شايد هيچكدام از ارزشهاي واقعي در نظر گرفته نمي شود كه در اين تعريف آن لحاظ شده است و جامع ترين و كاملترين پيام را ذكر نموده ام.
1 5 0 295 4
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان با ارزش ترين محصول
از قديم الايام تا كنون قيمتي ترين اجناس را محصولات به خود اختصاص داده اند و بيشترين حقوق ، به تلاشهاي حاصل آمده از آثار دست انسان .
2 5 0 226 3
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان لحظات عمر انسان
فلسفه ي بزرگي در پي اين كلام كوتاه قرار دارد.
1 0 0 225 2
سيد عباس مجابي
نویسنده سيد عباس مجابي
عنوان گورستان سياستمداران
در هايد پارك لندن ،كورستاني است به نام گورستان وزراء كه در آنجا نخست وزيران و وزراء و ديگر شخصيتهاي سياسي از اين دست را دفن مي كنند . مي گويند چرچيل نخست وزير سال هاي جنگ جهاني دوم انگلستان ، نخست وزير بعد از خود را براي قدم زدن و صحبت به اين پارك دعوت كرد و چون به كنار گورستان وزراء رسيدند ، چرچيل به او گفت
3 5 0 286 7
  • من خودم تنهاي تنها ديده ام

    جناب آقاي محمد دري صفت * عاشقي كردم، ستمها ديده ام * دل شكستن ها و غمها ديده ام

  • باز آ

    جناب آقاي داود رزاقي راد * آخرين غنچه ي گلزاِر امامت باز آ * يوسف غاي ِب زهرا به سلامت باز آ

  • غزل ( 73 )

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * مي كشم درِد فراوان ِز تظُّلم ، چه كنم ؟ * گر به دوشم نكشم باِر تحّمل ، چه كنم ؟

  • آن شعله ِ عشق است

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * مهتابِ ُر َخت بر دل و اين ديده چه زيباست * هرجا سخن از چهره و آن رويِ فريباست

  • قصاب عدل

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * دل كه با درد آشنا شد مي شود شور احتياج * هست چون ظلمت سرا را شمع پر نور احتياج

  • "" جوهــــر درون ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * در وجود هر انسان جــوهـــر است جــوهــر ذات درون فكـر سراست

  • پرواز سيمرغ

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * دوباره فاجعه ، هشدار ، افسوس * دوباره بارش آوار ، افسوس

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.

  • ماه پنهان

    جناب آقاي محمد بيك زاده * فكر اين افسرده دل اندر سر تو هست ؟ نيست * دل گـراني مـاه مـن در باور تو هـسـت ؟ نيسـت

  • شهريار رفت

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * فصل خزان رسيد و شكوه بهار رفت ، * پژمرد گل به گلشن و شور هزار رفت .

  • آثار ما

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * دل هاي خويش پاك ز انوار ما كنيد * باراِن عشق را درَرِه ايثار ما كنيد

  • شعر ناب

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * آن سان كه شعر ناب، مرا مست مي كند. * كي، شاهد وشراب، مرا مست مي كند؟

  • بانو

    جناب آقاي محمد بيك زاده * بانوي لطف و خوبي و اشعار ناب تو * قلاش و رند و لاابالي و مرد شراب من

  • گرداب زمان

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * در عالم حيراني ، گرداب زمان بينم * آشفته در آن حلقه ، از پير و جوان بينم

  • فتنه

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اي فتنه كجا رفتي و دل را به كه دادي * سر در رِه دل ، دل سِر عشق كه نهادي

  • گوهر لفظ دري

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين زمان پيغمبري را اينچنين آورده ام * گوهر لفظ دري را بر زمين آورده ام

  • خواجة لولاك

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اي اهل زمين جان جهان را پسر آمد * وز قامت او سرو سهي نوحه گر آمد

  • آئينه

    جناب آقاي محمد بيك زاده * آئينه ام گرفته غبارم مكدرم * درياي قلزمم تلاطم طوفان برابرم

  • بانو

    جناب آقاي محمد بيك زاده * بانوي لطف و خوبي و اشعار ناب تو * قلاش و رند و لاابالي و مرد شراب من

  • عروس شعر

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * تو از تبلور عشقم، نشانه خواهي بود * تو در هميشه ي دل، جاودانه خواهي بود .

  • سپهر عاطفه

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * سپهر عاطفه امشب، ستاره باران شد * ز فيض عشق، سراي شرف، چراغان شد .

  • " جهان پر نيرنگ " .

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * جهان، آميزه اي از ريب و رنگ ست * زمان، چون چشم بوتيمار ، تنگ ست .

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.

  • داغ سنگين است ...

    جناب آقاي رضا محمدصالحي * غم جـدا مي پـرورم حيرت جدا ، اين روزهــا * چيست ايـن پنهان مرا بغض و رثا، اين روزها

  • دلواپسي

    جناب آقاي رضا محمدصالحي * نـبـودن هـاي تـو دلـواپـسي را بـيشـتر كـرده * غمت چشـم غـزل را –خانـه ات آباد - تر كرده

  • تشويقم كنيد

    جناب آقاي مهدي نجفلو * طنز مي خواهيد اگر از بنده تشويقم كنيد * پر شود مجلس ز صوت خنده تشويقم كنيد

  • امام رضا (ع)

    جناب آقاي مهدي نجفلو * ي در نابي از صدف مصطفي رضا (ع) * وي سبط با وفاي شه قل كفا رضا

  • مرحبا شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * اگر راضيست از دستت نگارت مرحبا شاعر * غزل يا مثنوي خواندي به يارت مرحبا شاعر

  • شعر يعني....

    جناب آقاي مهدي نجفلو *شعر يعني درد عشق و درد دل * گرمي غمخانه هاي سرد دل

  • زِ سَـرِ صِـدق ، نـظـر كـن بـه خـلايـق ،چـنـدي

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * يكـه بـيـهـوده بـه رسـوائـِي خـلـق مـيكـوشي * ايـن قـبـا خـويـش بـريـدي و خودت مي پوشي

  • رند خرابات

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * هم رند خراباتم ، هم ساقي ميخانه * هم ناصح مستانم ، هم حامي پيمانه

  • سرگشته ي عشق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * چندي است كه از دامن دلدار جدائيم * راضي شده بر قسمت و اين حكم خدائيم

  • به سر آمد انتظارم.

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * سحرم سپيده گشت و به سر آمد انتظارم * چو رود سرم به پايش ، دگر آرزو ندارم

  • جامه از بلا

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ما جامه از بلا به تن آورده دوختيم * دست از همه وجود كشيديم و سوختيم

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند *. جهان را پخته وانگه خام كردند

  • نام ديگر من

    جناب آقاي اله يار خادميان * تابه چشمت نگاه مي كردم * خويش را اشتباه مي كردم

  • آواز كلاغ

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) *" چرا اين خانه غمگين است؟ * هواي آن براي من چه سنگين است!

  • ناله هاي عشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اي سر زمين درد تو با من جفا كني * از ناله هاي عشق مراِكي جدا كني

  • مونس جان عاشقان

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * از نظرم نمي روي اي تو به دل قرار من * ِمهر تو از دلم كجا مي رود اي بهار من

  • لالايي

    سركار خانم زينب ميرزايي * شب كه ميشه ستاره ها * گروه گروهو بي صدا