پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1394/01/17
دفترهای نثر و شعر1
کل مطالب12
پیگیری کننده ها0
0
امتیاز0(از 0 نظر)
نظرات مرتبط0
نمایش شعرها1952
بازدید اعضا13

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 91
بازدید امروز 2،007
بازدید دیروز 1،962
کل بازدیدها 1،455،721
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

پروفایل حكيم ابوالقاسم فردوسي

حكيم ابوالقاسم فردوسي توسي (زاده 319 خورشيدي، 329 هجري قمري - درگذشته پيش از 397 خورشيدي، 411 هجري قمري در توس خراسان)، سخن‌سراي نامي ايران و سراينده شاهنامه حماسه ملي ايران است. فردوسي را بزرگ‌ترين سراينده پارسي‌گو دانسته‌اند. كنيه وي ابوالقاسم و تخلصش فردوسي است. در منابع مختلف و در مقدمه برخي نسخه‌هاي خطي شاهنامه وي خود را با نام منصور يا حسن معرفي كرده است. معتبرترين نام اين شاعر ايراني ابوالقاسم فردوسي توسي است. اينكه چرا شاعر تخلص فردوسي را براي خود انتخاب كرده است مشخص نيست امكان دارد اين موضوع به ديدار وي با سلطان محمد غزنوي بازگردد. گويا سلطان محمود چنين لقبي به فردوسي داده و منطور وي مردي كه از بهشت آمده بوده است. بر پايه ديدگاه بيشتر پژوهشگران امروزي، فردوسي در سال 329 هجري قمري برابر با 319 خورشيدي (940 ميلادي) در روستاي پاژ در شهرستان توس (طوس) در خراسان ديده به جهان گشود. سال زايش فردوسي در 329 هجري قمري از آنجا دريافته شده‌است كه در يكي از سروده‌هاي فردوسي مي‌توان زمان چيرگي سلطان محمود غزنوي بر ايران در سال 387 هجري قمري (برابر با 375 خورشيدي) را دريافت كرد: بدانگه كه بُد سال پنجاه و هشت نوان‌تر شدم چون جواني گذشت فريدون بيداردل زنده شد زمين و زمان پيش او بنده شد و هم‌چنين با درنگريستن به اين كه فردوسي در سال 387 قمري، پنجاه و هشت ساله بوده‌است، مي‌توان درست بودن اين گمان را پذيرفت. نظامي عروضي، نخستين پژوهنده‌اي كه درباره زندگي فردوسي جستاري نوشته‌است، زايش فردوسي را در روستاي «باز» (پاژ) دانسته‌است. بن‌مايه‌هاي تازه‌تر روستاهاي «شاداب» و «رزان» را نيز جايگاه زايش فردوسي دانسته‌اند اما بيشتر پژوهشگران امروزي اين گمانه‌ها را بي‌پايه مي‌دانند. نام او همه جا ابوالقاسم فردوسي شناخته شده‌است. نام كوچك او را در بن‌مايه‌هاي كهن‌تر مانند عجايب‌المخلوقات و تاريخ گزيده (حمدالله مستوفي) و سومين مقدمه كهن شاهنامه، «حسن» نوشته‌اند. منابع ديگر هم‌چون ترجمه عربي بنداري، پيشگفتار دست‌نويس فلورانس و پيشگفتار شاهنامه بايسنقري (و نوشته‌هاي برگرفته از آن) نام او را «منصور» گفته‌اند. نام پدر او نيز در تاريخ گزيده و سومين مقدمه كهن شاهنامه «علي» گفته شده‌است. محمدامين رياحي پس از بررسي كهن‌ترين بن‌مايه‌ها، نام «حسن بن علي» را پذيرفتني دانسته‌است و اين نام را با قرينه‌هاي ديگري كه وابستگي او را به يكي از فرقه‌هاي تشيع مي‌رساند، سازگارتر دانسته‌است، هرچند كه همچون بيشتر پژوهندگان زندگاني فردوسي، او را از هرگونه تعصب مذهبي بركنار دانسته‌است. براي پدر فردوسي در بن‌مايه‌هاي كم‌ارزش‌تر نام‌هاي ديگري نيز آورده‌اند، مانند: «مولانا احمد بن مولانا فرخ» (مقدمه بايسنغري)، «فخرالدين احمد» (هفت اقليم)، «فخرالدين احمد ابن حكيم مولانا» (مجالس المؤمنين و مجمع الفصحا)، و «حسن اسحق شرفشاه» (تذكرة الشعراء). تئودور نولدكه در كتاب حماسه ملي ايران درباره نادرست بودن نام «فخرالدين» نوشته‌است كه دادن لقب‌هايي كه به «الدين» پايان مي‌يافته‌اند در زمان آغاز نوجواني فردوسي كاربرد پيدا كرده‌است و ويژه «اميران مقتدر» بوده‌است، از اين رو پدر فردوسي نمي‌توانسته چنين لقبي داشته باشد.
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان ستايش سلطان محمود
جهان آفرين تا جهان آفريد
چنو مرزباني نيامد پديد
چو خورشيد بر چرخ بنمود تاج
زمين شد به كردار تابنده عاج
0 0 0 186 1
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان در داستان ابومنصور
بدين نامه چون دست كردم دراز
يكي مهتري بود گردنفراز
جوان بود و از گوهر پهلوان
خردمند و بيدار و روشن روان
0 0 0 240 1
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان بنياد نهادن كتاب
دل روشن من چو برگشت ازوي
سوي تخت شاه جهان كرد روي
كه اين نامه را دست پيش آورم
ز دفتر به گفتار خويش آورم
0 0 0 180 1
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان داستان دقيقي شاعر
چو از دفتر اين داستانها بسي
همي خواند خواننده بر هر كسي
جهان دل نهاده بدين داستان
همان بخردان نيز و هم راستان
0 0 0 134 1
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان گفتار اندر فراهم آوردن كتاب
سخن هر چه گويم همه گفتهاند
بر باغ دانش همه رفتهاند
اگر بر درخت برومند جاي
نيابم كه از بر شدن نيست راي
0 0 0 165 1
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان گفتار اندر ستايش پيغمبر
ترا دانش و دين رهاند درست
در رستگاري ببايدت جست
وگر دل نخواهي كه باشد نژند
نخواهي كه دايم بوي مستمند
0 0 0 138 2
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان گفتار اندر آفرينش ماه
چراغست مر تيره شب را بسيچ
به بد تا تواني تو هرگز مپيچ
چو سي روز گردش بپيمايدا
شود تيره گيتي بدو روشنا
0 0 0 162 1
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان گفتار اندر آفرينش آفتاب
از ياقوت سرخست چرخ كبود
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
به چندين فروغ و به چندين چراغ
بياراسته چون به نوروز باغ
0 0 0 131 1
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان گفتار اندر آفرينش مردم
چو زين بگذري مردم آمد پديد
شد اين بندها را سراسر كليد
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد كاربند
0 0 0 163 1
حكيم ابوالقاسم فردوسي
شاعر حكيم ابوالقاسم فردوسي
عنوان گفتار اندر آفرينش عالم
از آغاز بايد كه داني درست
سرمايه ي گوهران از نخست
كه يزدان ز ناچيز چيز آفريد
بدان تا توانايي آرد پديد
0 0 0 127 1
موردی برای نمایش وجود ندارد
  • تحفه ز سوي آن خدا

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تحفه ز سوي آن خدا، هست علي علي علي * دلبر عشق و ُپر بها، هست علي علي علي

  • بانگِ الالهي

    جناب آقاي اله يار خادميان * عاشقش بودم ، فريبم داده است * تيغ را دس ِت رقيبم داده است

  • گل محبت دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * كش بر بوم نقاشي ي قلبت * تونقشي از گل مهر و محبت

  • بگذاريد غزل حرف دلش را بزند

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * بغض يعني دل من خون شده و ويران است * روح من ساكن اين خانه ي بي سامان است

  • يوسف كنعان

    جناب آقاي مهدي سيّد حسيني (بنده) * بي قرار و خسته جانم يار مي خواهد دلم * در شب تنهايي ام دلدار مي خواهد دلم

  • هم سرايي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * درودم برتو اي ايران و ايراني * تويي فاخر به دنيايي ، پرايما ني

  • مادر

    جناب آقاي سليمان محمدحسني * مادري بود و دلي خوش به نگاهي گاهي * دستِ پرِ مهر و صدايش به پگاهي گاهي

  • بهاريه

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * نفس باد صبا ، رايحه مي افشاند * نسترن ، غمزه كنان ، آينه مي گرداند

  • سرود ميلاد امام باقر عليه السلام و شب ليلة الرغاِئب

    جناب آقاي سيروس بداغي * شب ش ِب ميلاده * دلامون شاده

  • چه كنم با غم چهل؟!

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" * عقل چون چوپاني بي رمه * سرگردان به دنبال پريشان واژه ها

  • شهر من فسا

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * آمد بها ر و شعرم جاني دگر گرفته

  • شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * خوشا شاعري كه هنر مند باشد * و شعرش به شيريني قند باشد

  • جاده سرد.

    سركار بانو ميترا دلفان آذري * پاييز خسته شد ... * از بي بهاري ...

  • سنگ قبر

    جناب آقاي ساسان جهانبين * روي قبرم بنويسيدجهان در گذراست * آنكه دلبندجهان شدبخدابي هنر است

  • پيرم ولي !

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * پيرم ولي لباس جواني به تن كنم * از ذهن خويش پير ِي خود ريشه كن كنم

  • شكايت

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * از ناله ي من قلبِ پريشان گله دارد * "وز گريه ي من گوشه ي دامان گله دارد"

  • خيرالعمل

    جناب آقاي محمد دري صفت * دو بيتي ، رباعي ، غزل ميشوم * به كامت عزيزم عسل ميشوم

  • تحول سالي نو

    جناب آقاي امير تهراني "الف_ط" * من تمام ثانيه يكجا سپردم دست سال

  • آرمان شهر تو

    جناب آقاي اله يار خادميان * آرمان شهِرتو يك حادثه ي ُمرده نداشت * شاهِد دل زده و نق ِش زمين خورد ه نداشت

  • ياد تو

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تراوش مي كند چشمان من اشك * .....به ياد ديدن روي تو زيبا.

  • غزل گفت

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مهتاب چو در آب برقصيد غزل گفت * نيلوفر مرداب كه پيچيد غزل گفت

  • محبوب دل ها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * هنگام كه چش ِم نيلي تو * ....................چون موج َپراَكند

  • پريسكه 32

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * پرچم ها * يه يك سو * به اهتزاز بودند

  • بهاران

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * عيد امد وشد فصل بهاران * جان امد سر خوش ز نگاران

  • با امر پور فاطمه ناميده گشت سال

    جناب آقاي سيروس بداغي * با امر پور فاطمه ناميده گشت سال * سا ِل تلاش و كوشش و توليد و اشتغال

  • مرد حق

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * نيست آسايش به هرجا ظلم اگر موجود بود * هر زمان بي سود زآنكه مردم بي جود بود

  • ساعت صِفر

    سركار خانم مهناز نصيرپور * اولين ساع ِت ِصفر * نوبهار،ماه،سپهر

  • هفت سين.....

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * لحظه هايي به وسعت دلها * غنچه ها وشكوفه هاي دعا

  • عشق بي رقم

    جناب آقاي اله يار خادميان * به جر ِم ديد ِن رويت به من ستم شده است * چگونه اشك نريزم بهاِر غم شده است

  • چند كار منتخب

    جناب آقاي محمد ياسين جلالزهي نيا * عشق يعني يك سبد دلدادگي * ديدن روي شهيد درسادگي

  • "" واژه هاي زندگي ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * ببين اقيانوس ذهنم بي محابا * بر صخره هاي جسمم مي كوبد

  • ساحل چشمت...

    جناب آقاي مقصود دهميري * در كنار ساحل چشمت رواني ميشوم * با خم ابروي تو مجنون جاني ميشوم

  • مهرِ مادر

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * مادر اي ِمهر تو در سينه همانند خدا * جان تو بر لب و لبخند تو باشد ، فدا

  • دو بيتي ها ( ۶(

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * بيا كه غنچه دميد و گل به بار آمد * بنفشه خنده زنان به سبزه زار آمد

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.