پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1394/01/17
دفترهای نثر و شعر2
کل مطالب14
پیگیری کننده ها0
0
امتیاز0(از 0 نظر)
نظرات مرتبط0
نمایش شعرها2673
بازدید اعضا17

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 97
بازدید امروز 2،015
بازدید دیروز 1،962
کل بازدیدها 1،455،729
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

پروفایل سعدي شيرازي

ابومحمد مُصلِح‌الدين بن عَبدُالله نامور به سعدي شيرازي و مشرف الدين (585 يا 606 – 691 هجري قمري، برابر با: 568 يا 588 - 671 هجري شمسي) شاعر و نويسنده پارسي‌گوي ايراني است. آوازه او بيشتر به خاطر نظم و نثر آهنگين، گيرا و قوي اوست. جايگاهش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست كه به وي لقب استاد سخن و شيخ اجل داده‌اند. آثار معروفش كتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نيز غزليات و ديوان اشعار اوست كه به اين سه اثر كليات سعدي مي‌گويند. سعدي در شيراز زاده شد.وي كودكي بيش نبود كه پدرش در گذشت. در دوران كودكي با علاقه زياد به مكتب مي‌رفت و مقدمات دانش را مي‌آموخت. هنگام نوجواني به پژوهش و دين و دانش علاقه فراواني نشان داد. اوضاع نابسامان ايران در پايان دوران سلطان محمد خوارزمشاه و به ويژه حمله سلطان غياث‌الدين، برادر جلال الدين خوارزمشاه به شيراز (سال 627) سعدي راكه هوايي جز به دست آوردن دانش در سر نداشت برآن داشت شيراز را ترك نمايد. سعدي در حدود 620 يا 623 قمري از شيراز به مدرسه نظاميه بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌هاي امام محمد غزالي بيشترين تأثير را پذيرفت (سعدي در گلستان غزالي را «امام مرشد» مي‌نامد)
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان باب اول در عدل و تدبير و راي- قسمت دوم
شنيدم كه خسرو به شيرويه گفت
در آن دم كه چشمش زديدن بخفت
برآن باش تا هرچه نيت كني
نظر در صلاح رعيت كني
0 0 0 220 2
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان حكايت
يكي از ملوك عجم حكايت كنند كه دست تطاول به مال رعيت دراز كرده بود و جور و اذيت آغاز كرده ، تا بجايي كه خلق از مكايد فعلش به جهان برفتند و از كربت جورش را ه غربت گرفتند.
چون رعيت كم شد ارتفاع ولايت نقصان پذيرفت و خزانه تهي ماند و دشمنان زور آوردند.
هر كه فريادرس روز مصيبت خواهد
گو در ايام سلامت به جوانمردى كوش
0 0 0 142 1
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان حكايت
رهنگ زاده اي را بر در سراي اغلمش ديدم كه عقل و كياستي و فهم و فراستي زايدالوصف داشت، هم از عهد خردي آثار بزرگي در ناصيه ي او پيدا.
بالاى سرش ز هوشمندى
مى تافت ستاره بلندى
في الجمله مقبول نظر افتاد كه جمال صورت و معني داشت و خردمندان گفته اند توانگرى به هنر است نه به مال ، بزرگى به عقل است نه به سال .
0 0 0 123 1
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان باب اول در عدل و تدبير و راي- سر آغاز
شنيدم كه در وقت نزع روان
به هرمز چنين گفت نوشيروان
كه خاطر نگهدار درويش باش
نه در بند آسايش خويش باش
0 0 0 114 1
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان حكايت
حكايت كنند از بزرگان دين
حقيقت شناسان عين اليقين
كه صاحبدلي بر پلنگي نشست
همي راند رهوار و ماري به دست
0 0 0 280 1
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان حكايت
طايفه ي دزدان عرب بر سر كوهي نشسته بودند و منف ذ كاروان بسته و رعيت بلدان از مكايد ايشان مرعوب و لشكر سلطان مغلوب .
بحكم آنكه ملاذي منيع از قله ي كوهي گرفته بودند و ملجاء و ماواي خود ساخته . مدبران ممالك آن طرف در دفع مضرات ايشان مشاورت همي كردند كه اگر اين طايفه هم برين نسق روزگاري مداومت نمايند مقاومت ممتنع گردد.
درختى كه اكنون گرفته است پاى به نيروى مردى برآيد ز جاى
و گر همچنان روزگارى هلى به گردونش از بيخ بر نگسلى
0 0 0 213 1
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان محمد بن سعد بن ابوبكر
اتابك محمد شه نيكبخت
خداوند تاج و خداوند تخت
جوان جوان بخت روشن ضمير
به دولت جوان و به تدبير پير
0 0 0 238 1
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان ابوبكر بن سعد بن زنگي
مرا طبع از اين نوع خواهان نبود
سر مدحت پادشاهان نبود
ولي نظم كردم به نام فلان
مگر باز گويند صاحبدلان
0 0 0 315 1
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان حكايت
ملك زاده اي را شنيدم كه كوتاه بود و حقير و ديگر برادران بلند و خوبروي . باري پدر به كراهت و استحقار درو نظر مي كر د . پسر بفراست استيصار بجاي آورد و گفت : اي پدر ، كوتاه خردمند ، به كه نادان بلند . نه هر چه بقامت مهتر به قيمت بهتر . اشاة نظيفة و الفيل جيفية.
اقل جبال الارض طور و انه لاعظم عندالله قدرا و منزلا
آن شنيدى كه لاغرى دانا گفت بار به ابلهى فربه
اسب تازى وگر ضعيف بود همچنان از طويله خر به
0 0 0 129 1
سعدي شيرازي
شاعر سعدي شيرازي
عنوان در سبب نظم كتاب
در اقصاي گيتي بگشتم بسي
بسر بردم ايام با هر كسي
تمتع به هر گوش هاي يافتم
ز هر خرمني خوش هاي يافتم
0 0 0 184 1
موردی برای نمایش وجود ندارد
  • تحفه ز سوي آن خدا

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تحفه ز سوي آن خدا، هست علي علي علي * دلبر عشق و ُپر بها، هست علي علي علي

  • بانگِ الالهي

    جناب آقاي اله يار خادميان * عاشقش بودم ، فريبم داده است * تيغ را دس ِت رقيبم داده است

  • گل محبت دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * كش بر بوم نقاشي ي قلبت * تونقشي از گل مهر و محبت

  • بگذاريد غزل حرف دلش را بزند

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * بغض يعني دل من خون شده و ويران است * روح من ساكن اين خانه ي بي سامان است

  • يوسف كنعان

    جناب آقاي مهدي سيّد حسيني (بنده) * بي قرار و خسته جانم يار مي خواهد دلم * در شب تنهايي ام دلدار مي خواهد دلم

  • هم سرايي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * درودم برتو اي ايران و ايراني * تويي فاخر به دنيايي ، پرايما ني

  • مادر

    جناب آقاي سليمان محمدحسني * مادري بود و دلي خوش به نگاهي گاهي * دستِ پرِ مهر و صدايش به پگاهي گاهي

  • بهاريه

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * نفس باد صبا ، رايحه مي افشاند * نسترن ، غمزه كنان ، آينه مي گرداند

  • سرود ميلاد امام باقر عليه السلام و شب ليلة الرغاِئب

    جناب آقاي سيروس بداغي * شب ش ِب ميلاده * دلامون شاده

  • چه كنم با غم چهل؟!

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" * عقل چون چوپاني بي رمه * سرگردان به دنبال پريشان واژه ها

  • شهر من فسا

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * آمد بها ر و شعرم جاني دگر گرفته

  • شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * خوشا شاعري كه هنر مند باشد * و شعرش به شيريني قند باشد

  • جاده سرد.

    سركار بانو ميترا دلفان آذري * پاييز خسته شد ... * از بي بهاري ...

  • سنگ قبر

    جناب آقاي ساسان جهانبين * روي قبرم بنويسيدجهان در گذراست * آنكه دلبندجهان شدبخدابي هنر است

  • پيرم ولي !

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * پيرم ولي لباس جواني به تن كنم * از ذهن خويش پير ِي خود ريشه كن كنم

  • شكايت

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * از ناله ي من قلبِ پريشان گله دارد * "وز گريه ي من گوشه ي دامان گله دارد"

  • خيرالعمل

    جناب آقاي محمد دري صفت * دو بيتي ، رباعي ، غزل ميشوم * به كامت عزيزم عسل ميشوم

  • تحول سالي نو

    جناب آقاي امير تهراني "الف_ط" * من تمام ثانيه يكجا سپردم دست سال

  • آرمان شهر تو

    جناب آقاي اله يار خادميان * آرمان شهِرتو يك حادثه ي ُمرده نداشت * شاهِد دل زده و نق ِش زمين خورد ه نداشت

  • ياد تو

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تراوش مي كند چشمان من اشك * .....به ياد ديدن روي تو زيبا.

  • غزل گفت

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مهتاب چو در آب برقصيد غزل گفت * نيلوفر مرداب كه پيچيد غزل گفت

  • محبوب دل ها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * هنگام كه چش ِم نيلي تو * ....................چون موج َپراَكند

  • پريسكه 32

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * پرچم ها * يه يك سو * به اهتزاز بودند

  • بهاران

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * عيد امد وشد فصل بهاران * جان امد سر خوش ز نگاران

  • با امر پور فاطمه ناميده گشت سال

    جناب آقاي سيروس بداغي * با امر پور فاطمه ناميده گشت سال * سا ِل تلاش و كوشش و توليد و اشتغال

  • مرد حق

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * نيست آسايش به هرجا ظلم اگر موجود بود * هر زمان بي سود زآنكه مردم بي جود بود

  • ساعت صِفر

    سركار خانم مهناز نصيرپور * اولين ساع ِت ِصفر * نوبهار،ماه،سپهر

  • هفت سين.....

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * لحظه هايي به وسعت دلها * غنچه ها وشكوفه هاي دعا

  • عشق بي رقم

    جناب آقاي اله يار خادميان * به جر ِم ديد ِن رويت به من ستم شده است * چگونه اشك نريزم بهاِر غم شده است

  • چند كار منتخب

    جناب آقاي محمد ياسين جلالزهي نيا * عشق يعني يك سبد دلدادگي * ديدن روي شهيد درسادگي

  • "" واژه هاي زندگي ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * ببين اقيانوس ذهنم بي محابا * بر صخره هاي جسمم مي كوبد

  • ساحل چشمت...

    جناب آقاي مقصود دهميري * در كنار ساحل چشمت رواني ميشوم * با خم ابروي تو مجنون جاني ميشوم

  • مهرِ مادر

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * مادر اي ِمهر تو در سينه همانند خدا * جان تو بر لب و لبخند تو باشد ، فدا

  • دو بيتي ها ( ۶(

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * بيا كه غنچه دميد و گل به بار آمد * بنفشه خنده زنان به سبزه زار آمد

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.