پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1395/04/12
دفترهای نثر و شعر1
کل مطالب205
پیگیری کننده ها0
345
امتیاز4.83(از 331 نظر)
نظرات مرتبط81
نمایش شعرها36307
بازدید اعضا640

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 1
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 105
بازدید امروز 1،145
بازدید دیروز 2،846
کل بازدیدها 2،093،943
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

بيخ افكن

بيخ افكن(پايان تنهايي)




اي عشق
...
...چنانش
...استخوان سوزي
...و بيخ افكن
كه افيون هم،
دلِ پُر دردِ سردم را
دگر گرما نمي بخشد...



فرزين خورشيدوند (بي تخلص)

فرزين خورشيدوند(بي تخلص)
یکشنبه 27 فروردین 1396
امتیازات
1 5 0 144 3
امتیاز بدهید:
نظرات
هنوز نظری برای این شعر داده نشده است. اولین نفری باشید که نظر می دهد!
مشخصات شعر
عنوان: بيخ افكن
شاعر: فرزين خورشيدوند(بي تخلص)
دفتر شعر: رهايي(پايان تنهايي)
زمان: 1396/01/27 - 09:59 ب.ظ
قالب: شعر نو

آمار مرتبط با شعر
تعداد کلمات-
تعداد حروف-
1
امتیاز5(از 1 نظر)
نظرات مرتبط0
تعداد نمایش144
بازدید اعضا3

لایک دهندگان
امتیاز دهندگان
اعضای بازدید کننده
  • خون گريه كن

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ اي اسمان خون گريه كن بر اين دل بي تاب من شد نينوا راهي گشا بر دلبر ناياب من

  • لرزيد

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ لرزيد و لرزاند * تمام قلبهاي مهرباني كه

  • مناظره دانشجو و مسول (طنز)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ "گفتم غـــــــم تو دارم - گفتــا غمت سرآيد" * "گفتم كه مــــــــاه من شو - گفتا اگر برآيد"

  • قلب هاي آبي ( فروغ چشمان زيباي تو )

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ فروغ چشمان زيباي تو را * روزي ، به شعري ناب

  • القدس لنا

    جناب آقاي اسماعيل عليخاني _ سيد حسن عزيز ما گفت * با تيغ زبان قبيله اي را

  • اي واي....

    جناب آقاي اسماعيل عليخاني _ خانمي را ديدم * آبرومند، نجيب

  • توصبح صادق عشقي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ سحر شدست و چها چشمِ انتظار بيا * تو صبح صادق عشقي به اين ديار بيا

  • عطش دارم

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ به يادت شد دگرگون دل ، عجب شوري و غوغايي * كه دل با ياد م َهرويان، كشد آخر به رسوايي

  • تشكر از موسسه نور گستر گلها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ همه جا نور تو گسترده و همت داري _ همه جا گل شده اي وه تو چه حشمت داري

  • اي حسين

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اي حسين ، خون زچو ايثار تو افشان گرديد درد هر كس رِه آن يار به سامان گرديد

  • طبيب

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * شراب ناب بريز از چو جام شهنوشت * كه تا به صبح سلامت شوم هم آغو َشت

  • ضمير درون

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ من در آن فكرم، ز غوغاها ز آن سوداي دل * گاه مي سوزم من از اين عشق بي پرواي دل

  • فرصت خوب

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ ربَّنا ما َدِر كويَت به ندا آمدهايم ما به آن درگه عشقت به صفا آمدهايم

  • بندگي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ با نيايش بايدت تا سركشي هر جام را * با نوازش بايدت آرام گيري كام را

  • بندگي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ با نيايش بايدت تا سركشي هر جام را * با نوازش بايدت آرام گيري كام را

  • اين بلا زلزله بود ؟

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ واي لرزيد زمين * آه ازين روز غمين

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ كاش دست همگان ، بذر صداقت مي كاشت * توي قلب و دل ما ، رسم رفاقت مي كاشت

  • بختك

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ فكندي مثل بختك ، ناوگان ها * به رو ِي آ بي يِ آ را ِم ، د ريا

  • زن ايراني

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ هان اي ز ِن خو ِب ،آسيايي * اي همسِر پا ِك ، آريايي

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ حيف از آن عمر و نو جواني بود * چون به غفلت گذشت خيلي زود

  • تك بيت ها

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ شرم از ميان چو رفت ! بايد رسانه كرد * وقتي عدو حنجر كودك ، نشانه كرد

  • تو مرو از بر ما

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ آمد ي خسته و بي تاب و پريش * از سفر باز به كاشانه ي خويش

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ مرا تا به كُجا مي برد ، جو ا ني ِي من * برفت ازسرم آن ، شوِر زندگاني ِي من

  • دوبيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ گاهگاهي ماه ، نجو ا مي كند * با سرود عشق ، ا غو ا مي كند

  • سفر

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ غمگين ازين ، سكوت * دلگير ازين ، ركود

  • يك نَفَس عشق

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ بهترينم،سينه اي ازعشق،سرشارم بده * مرهمي بهِر د ِل بيتــاب و بيمــارم بده

  • ناسپاسي

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ دل كه باشد بي محبت ، يار ميخواهد چه كار * سنگ باشد جاي دل،دلـــدار ميخواهد چه كار

  • رخ يار

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ سر َزنَد اي كاش خورشيِد رخ زيبا ِي تو * تا ببينم سير، لبخنِد گُل سيمـاي تو

  • عشق نافرمان من

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ ا مسيحاي نگاهت ، واژه هايم جان گرفت * باز از آهنگ لبهايت ، غزل فرمان گرفت

  • روياي كال

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ شعر من نجواي غم آلود بغض ياس هاست * نبض تبدار غزل ، در رويش احساس هاست

  • تنديس اشك

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ پاييز آمد اشك هايم در تلاشند * تا روي تقديرم غبار غم بپاشند

  • عرصه ي عشق

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ "هر كه در اين حلقه ، مقرب تر است * جام بلا ، بيشترش مي دهند "

  • صداي پاي تپش

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ ترديد نگاه تو ، سرآغاز تپش ها * پس لرزه ي چشمان تو ابراز تپش ها

  • حضرت پاييز

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ مي رسد قافله ي شور و نواي پاييز * مي خزد در غزلم ، خش خش پاي پاييز

  • آرامگاه اشك

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ سرفصل جنجالي ترين پرونده ي عشق * كابوس تكرار سقوط از اوج روياست

  • عاقبت پايان

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ عاقبت پايان اين شبهاي تارم ميرسد * بوي خوش در هر مكان از لاله زارم ميرسد

  • بداهه تقديم رضا (ع)

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ مرغ دلم باز هوايش رضا(ع) * پر بكشد سوي رضا(ع) در هوا

  • خود پسندان ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ خود پسندان را بكوي عشق ديگر راه نيست * راه كوي عشق همواراست ديگر چاه نيست

  • نزد طبيب ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ نزد طبيب رفتم ؛ گفتا توئي سلامت * چون درد خويش گفتم ؛ گفتا مكن شكايت

  • آرزو هست ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ آرزو هست سلامت همه شب خانه روم * قدمي چند زنم بادل ديوانه روم

  • دوستان خوب ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ دوستان خوب نگاهي به رخ يار كنيد * بعد از آن چاره درد من ناچار كنيد

  • دوريت آتش ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ دوريت آتش سوزنده بجانم كه مپرس * از فراقت همه اوقات فغانم كه مپرس

  • روي بنما كه ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ روي بنما كه مرا تاب توان اين همه نيست * دردلم غير غمت آه و فغان اين همه نيست

  • باغ پر گل ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ باغ پر گل شد ؛ بيا اينك تماشا كن دمي * روح خودرا همچنان گلها تو زيبا كن دمي

  • خنده هاي خالي از ترفند شيطاني چه شد

    جناب آقاي اله يار خادميان _ چهره هاي خرم وبزم چراغاني چه شد * شب نشيني هاي لذت بخش طولاني چه شد

  • مرگ شاهينم به دنبال كبوتر نيستم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ مر ِگ شاهينم به د نبا ِل كبوتر نيستم * همسفر با اي ِل پس ِت فتنه گسترنيستم

  • قانون جهان به دست مست افتاده

    جناب آقاي اله يار خادميان _ بر سازه وسازمان گسست افتاده * پُست اُمرا به مَرد پَست افتاده

  • خيالات و محا لات و فسون نيست

    جناب آقاي اله يار خادميان _ نمي گنجد كسي در باورِمن * به جز معشوق زيبا منظِر من

  • جبر را بايد فرد بگذاشت

    جناب آقاي اله يار خادميان _ هيچ كس با امِر بي منشور، همراِه تو نيست * گركسي تسليم شد با زور ، همراه تو نيست

  • مرغ بي سر

    جناب آقاي اله يار خادميان _ و پيوستي به ياران خدايي * رسيدي تا به ركن روشنايي

  • انقلاب خون

    جناب آقاي اله يار خادميان _ اي اما ِم انقلاب و خون سلام * كُشته ي لب تشنه بر هامون سلام

  • غم زمزمه در گوشم كرد

    جناب آقاي اله يار خادميان _ اشك جاري شد و غم زمزمه در گوشم كرد * دست مهر آمد و با عشق درآغوشم كرد

  • سبزي ما را نمي خواهند آتش زا ده ها

    جناب آقاي اله يار خادميان _ با حضورت خاطرات خسته اي را شاد كن * بزم ها را مثل بزم نيمه ي. خرداد. كن

  • ايين و ايينه ها قسمت دواز دهم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ از بندگي تا صدر اقايي رسيديم * وقتي كه دست از ننگ خود خواهي كشيديم

  • ماه صفر-ابري آبان ماه

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ گرفته بغض تنهايي گلويم را * من از ماِه َصف َر بدجور بيزارم

  • ماه صفر-ابري آبان ماه

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ گرفته بغض تنهايي گلويم را * من از ماه صفر بدجور بيزارم

  • پرنده-دوزخ پاييز

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ -از ذهنم پرنده مي رويد * وقتي به نيلي چشمانت مي انديشم

  • حسينيه ي قلب من

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ حسينيه ي قلب من * پر از مرثيه ي يادت

  • چاي

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ يكي از دوستان ناب من امروز * دعوتم كرده تا به باغشان برويم

  • تو مي آمدي

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اين صحنه از عشق تو * بود نقش ضميرم

  • چشمه ي چشمان تو

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اي چشمه ي چشمان تو آبشخور جانم * بگذار كه در سايه ي لطف تو بمانم

  • عوض گرديده است

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ رنگ چشم هايت عوض گرديده است * طرز انشايت عوض گرديده است

  • صورت ومعنا

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ روي از تو گرداندم چرا * كردم چه كاري اشتباه

  • كي خواهي آمد

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ چشم انتظارم،كي خواهي آمد * بس بي قرارم،كي خواهي آمد

  • حفظ حقوق حيوانات

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * هوا ابري ، غبارآلوده و سرد _ دو چشمم را خبرهايي كه تركرد

  • تقديم به سالار شهيدان اباعبدا... الحسين ع

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ دشمن كه قصد غارت اموال خانه كرد _ تيري به قلب خيمه ات آقا روانه كرد

  • شعر پرواز

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ بعد مرگم همه را خ ّرم و شاداب كنيد _ تا مرا بر حرم يار شرفياب كنيد

  • "يا حسين"

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مانده ام حسرت به دل بر خاك پاكت يا حسين * كي نصيبم مي شود افتم به خاكت يا حسين

  • سلامٌ عليك

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مظهر احساس سلا ٌم عليك * عطر گل ياس سلا ٌم عليك

  • سكوت سرد

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ نه از آتشفشان لشكراشرار مي ترسم * نه از رفتن به جنگ نرم استكبار مي ترسم

  • تك بيت

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ تا غروب زندگي خورشيد عالمتاب باش

  • مهرباني

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مثل مرغي در قفس بيزارم از اين زندگي

  • " نگاهِ ماه "

    جناب آقاي علي روح افزا _ با جامه ي راه راه ، راه افتادم * با آت ِش درد و آه ، راه افتادم

  • " اِشغالگر "

    جناب آقاي علي روح افزا * در عش ِق تو با آنكه سبك بال شدم * با آمدنت عجيب خوشحال شدم

  • زمزم صلح وصفا

    جناب آقاي محمدحسين بخشي - اي كاش! تنها داور دلها،خدا بود * دنياي دلها،زمزم صلح وصفا بود

  • تاج پاييز

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * فصل قشنگ پاييز با مهر نسبتي داشت * آبان به كوچه سر زد در آسمان گلي كاشت

  • سبزيم به يلداها

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * ما دوستتان داريم امروز و چه فرداها * هرچند كه پنهان است امروز چه پيداها

  • كشور خودمختار دل

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * كلبه ي زيباي دل را حاجت ديوار نيست * آسمان عاشقان آبيست ،هرگز تار نيست

  • مرام گل

    جناب آقاي محمدحسين بخش * شكست چيني دل،درمرام گلها نيست

  • انقلاب احساس

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * چايي بريز اي دوست در استكان احساس

  • بسيم

    جناب آقاي اكبر رشنو * چقدر سومنات فرو ريخت * از تب ّسمت!

  • نشان

    جناب آقاي اكبر رشنو * فقط ، آيه ، آيه ، نگاه تو بود * بر ظهرشرف

  • يكي

    جناب آقاي اكبر رشنو * همپاي نسيم * به تو! مي د و م

  • يك نفس تا عشق

    جناب آقاي اكبر رشنو * اربعين: همين زير چشم سنگ * چشمه جوشيده

  • اربعين در آيينه ها

    جناب آقاي اكبر رشنو * شرحي از شرحه شرحه ام * در دل سنگواره نيست

  • هيچ...

    جناب آقاي اكبر رشنو * و اما " پاييز " زخم تنهاي درخت نيست

  • هرگز!

    جناب آقاي اكبر رشنو * لختي بودن!َ * چه حادثه كه از سرم نگذشت

  • دنياي من

    جناب آقاي مقصود دهميري * عشق من نابترين خلقت دنيا هستي * محشري،در دل من دائم و برپا هستي

  • خيانت(1)

    جناب آقاي مقصود دهميري * باز تصوير لبت فتنه به اشعارم زد * گره هي پشت گره بر دل و بر كارم زد

  • خداي احساسم

    جناب آقاي مقصود دهميري * هوس شور كرده ام با تو ،سجده گاهم كمان ابرويت * قبله ام گوشه اي ز لبهايت،جانمازم حرير گيسويت

  • رضاي من رضاي تو....

    جناب آقاي مقصود دهميري * منم ز پا به سر گناه. اميد بر رضاي تو * دخيل بسته ام به صحن و حكمت و سراي تو

  • عشق محمّد

    سركار خانم مينو حسيني * شده اندوه وغمت ، بيشتر از ، َحد باشد * غيرغم ، هرچه رهاورد به دل ، َرد باشد

  • نقش واژه ها

    سركار خانم مينو حسيني * روي نقش واژه ها ، ديدي چه شكاكم هنوز * همچو موسيق ِي جان ، درگير ادراكم هنوز

  • اِفيون حسرت

    سركار خانم مينو حسيني * تا خيالاتت غزل شد ، هر ورق مستانه تر از قلم خون ميچكد ، چون ديده ي ُدردانه تر

  • آمدي ناز كني...

    سركار خانم مينو حسيني * آمدي ناز كني ، ناز من ، اين ناز ... نشد * خواستم تا بكشم ناز تو را ، باز ... نشد

  • لحظه ي ديدار

    سركار خانم مينو حسيني * اين جهان گرد است و سهمم، مستطيلي بيش نيست * فرصتي ديگر نمانده است و ، كسي هم كيش نيست