پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1395/08/10
دفترهای نثر و شعر2
کل مطالب106
پیگیری کننده ها0
70
امتیاز4.9(از 66 نظر)
نظرات مرتبط6
نمایش شعرها8375
بازدید اعضا284

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 24
بازدید امروز 1،930
بازدید دیروز 1،962
کل بازدیدها 1،455،644
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

چشمه تابندگي

چشمه تابندگي


دم به دم گويم من از دل يا حسين و يا علي
يا حسين سازد مداوا درد ما را يا علي

صورت ايزد نما داري،دلا در خود نگر
با حروف چشم و ابرويت نوشته يا علي

آفتاب اول است،بيدار من عشق عليست
كوكب عشقم بود در گنبد مينا علي

قلب ياسين را حسين است امام متقين
تحت بسم الله را باشد به قران با علي

آرزومندم شوم تا خاك بوس درگهت
در سرم از شور عشقت هست اين سودا علي

رتبه فضلم ز خورشيد فلك برتر شود
دست ما را گر بگيرد حضرت مولا علي

خضر و آب و زندگي بي وصل او افسانه ايست
عاشقان را هست چون دنيا و ما فيها علي

ايمن از دوزخ محبان ولايت ميشوند
ميزند از عشق خود آتش به جان ما علي

كلبه تارم منور ميشود از عشق او
روزن صبح اميدم در شب يلدا علي

از وصال جان فزايش كام دل حاصل شود
بر دل دلدادگان گردد محن فرسا علي

لعل ميگونش صفا بخش درون عاشقان
در غدير خم فشاند جرعه از صهبا علي

ماه رويش از دل عاشق شكيبايي برد
ميكند دلهاي ما را واله و شيدا علي

زير ابر تيره كه خورشيد را پنهان كند
موي مشك افشان زند بر طلعت زيبا علي

شور شيرين در مذاقم حب ذات مرتضاست
در سر شوريده ام هم شور و هم غوغا علي

صورتش شمس الضحي ،واليل تار موي اوست
هست سيصد آيه آنها را بود ايما علي

گوييا قران بوصف مرتضي نازل شده ست
از الف آغاز گردد ذكر حق تا يا علي

گرچه ياسين قلب قران مبين آمد ولي
هست هم ياسين و هم طاسين وهم طاها علي

راسخون في العلم شد ذات منير اقدسش
بطن قرآن را بود هم لفظ هم معنا علي

كنز علم معرفت،سر خداوند مجيد
عشق را گوهر علي ،ساحل علي ،دريا علي

گر نبودي ذات پاكش همسري زهرا نداشت
هست در خلقت بلي هم كفو با زهرا علي

پور عمران ،زوج زهرا،باب شبير و شبر
زان بود اعلم علي،عالي علي،اعلا علي

بوتراب آمد لقب او را ز قول مصطفي
زين سبب باشد پدر بر آدم و حوا علي

من فقير خاكي ام ،مولاي درويشان عليست
زآنكه گويم يا علي و يا علي و يا علي

لوح محفوظ است روح اعظمش از لطف حق
در سجل عاشقان نقش است مهر يا علي

قطب الاقطاب طريقت مرشد والا مقام
هم بود اعظم علي ،عادل علي،بينا علي

صورت دين،مظهر ايمان ،پناه ما سوا
معني حبل المتين هم عروه الوثقي علي

جان فداي همت آن رند هستي سوز را
سالكانرا ميشود روح فلك پيما علي

اي گنهكاران خدا را توبه ها بايد نمود
مذنبين را ميشود چون شافع عقبا علي

بر محيط علم او غواص فكرم كي رسد
بحر بي پايان حق را گوهر والا علي

برتر از انديشه و وهم و گمانم راز اوست
قطره ناچيزم و مانند او دريا علي

آدم اندر آب گل بوده،علي شد منجلي
هست فرق بوالبشر را،تاج كرمنا علي

در سرانديب تحير بوالبشر افتاده بود
گفته بر آدم رموز علم الاسما را علي

نام پاكش بي وضو گفتن بود دور از ادب
چون صلات و صوم دين را كرده ست احيا علي

گر بخواندي قصه هارون و موساي حكيم
مصطفي خود هم پسر عم،هم اخا شد با علي

بر كليم سينه ها طور تجلي مرتضاست
پهن دشت آفرينش را بود سينا علي

در سلوك دل چه غم از جادوان سامري
ميشود معجز نما همچون يد بيضا علي

در شب معراج احمد ،بزم قرب كبريا
محرم خلوت سراي ليله الاسرا علي

جذبه عشقش براق و رفرف و شوق لقا
هست بر اينها كنايه ذات مه سيما علي

ذوالفقار ابروانش شهپر جبريل سوخت
قله قاف محبت را بودعنقا علي


با محمد نور او چون هر دو نور واحدند
قلب مومن را از آنرو شد فرح افزا علي

شعله اي از ذوالفقارش جلوه افلاك بود
سير كرده چون فلك در عالم بالا علي

لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار
نقش كرده اين سخن در گنبد خضرا علي

گر بود عباس او سقاي دشت كربلا
هست در روز قيامت خلق را سقا علي

و سنسقا ربهم،معني حوض كوثري
از مي صاف و طهورا ميدهد يكجا علي

صوفي صاف و درون عارف و او خوش مشربست
بر سپهر سلطنت مهر جهان آرا علي

تير را درموقع سجده ز پايش ميكشد
در عبادت چون شده غرق حق يكتا علي

كوه تمكين و وقار و چشمه تابندگي ست
بحر لولو خيز را از طبع گوهر زا علي

من يمت يرني كه فرموده نه خالي ادعاست
ميكند اثبات سرعت روح را گويا علي

در سر تابوت خود در دفن حاضر ميشود
اين تجليات روحي ميكند هر جا علي

در چهل كاشانه مهمان ميكند اطفال را
جسم پاكش در جهان پيدا و نا پيدا علي

عيد نوروزي مصادف بوده با عيد غدير
ارتباط ايرانيان را زآنكه باشد با علي

نسبت ماهست گويي آن وجود تابناك
در هزار آيينه كرده منزل و ماوا علي

گفت راز آسمانها را ز من جويا شويد
بر خطوط كهكشانها بوده چون دانا علي

غير او هر كس سلوني گفت رسوا ميشود
آري اين اوصاف را دارا بود تنها علي

در مقامش كل علم ليس في القرطاس ضاع
كس نفرموده است اين دستور را الا علي

با دم روح القدس عيسي كند احيا اگر
با سخن اموات را خود ميكند احيا علي

خانه و ديوار كعبه چون به مريم ره نداد
هست زآنرو در فضيلت برتر از عيسي علي

مام حيدر چونكه آمد كعبه ديوارش شكافت
زين سبب دارد به عالم رتبه والا علي

عاجزند از درك ميلادش تمامي نفوس
عقل را زآنرو نمايد واله و شيدا علي

رشيد قاسمي(سراب)
شنبه 26 فروردین 1396
امتیازات
2 5 0 24 3
امتیاز بدهید:
نظرات
هنوز نظری برای این شعر داده نشده است. اولین نفری باشید که نظر می دهد!
مشخصات شعر
عنوان: چشمه تابندگي
شاعر: رشيد قاسمي(سراب)
دفتر شعر: مجموعه اشعار
زمان: 1396/01/26 - 09:58 ب.ظ
قالب: قصيده

آمار مرتبط با شعر
تعداد کلمات-
تعداد حروف-
2
امتیاز5(از 2 نظر)
نظرات مرتبط0
تعداد نمایش24
بازدید اعضا3

لایک دهندگان
امتیاز دهندگان
اعضای بازدید کننده
  • تحفه ز سوي آن خدا

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تحفه ز سوي آن خدا، هست علي علي علي * دلبر عشق و ُپر بها، هست علي علي علي

  • بانگِ الالهي

    جناب آقاي اله يار خادميان * عاشقش بودم ، فريبم داده است * تيغ را دس ِت رقيبم داده است

  • گل محبت دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * كش بر بوم نقاشي ي قلبت * تونقشي از گل مهر و محبت

  • بگذاريد غزل حرف دلش را بزند

    سركار خانم بدرالسادات (ايران) طبيب * بغض يعني دل من خون شده و ويران است * روح من ساكن اين خانه ي بي سامان است

  • يوسف كنعان

    جناب آقاي مهدي سيّد حسيني (بنده) * بي قرار و خسته جانم يار مي خواهد دلم * در شب تنهايي ام دلدار مي خواهد دلم

  • هم سرايي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * درودم برتو اي ايران و ايراني * تويي فاخر به دنيايي ، پرايما ني

  • مادر

    جناب آقاي سليمان محمدحسني * مادري بود و دلي خوش به نگاهي گاهي * دستِ پرِ مهر و صدايش به پگاهي گاهي

  • بهاريه

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * نفس باد صبا ، رايحه مي افشاند * نسترن ، غمزه كنان ، آينه مي گرداند

  • سرود ميلاد امام باقر عليه السلام و شب ليلة الرغاِئب

    جناب آقاي سيروس بداغي * شب ش ِب ميلاده * دلامون شاده

  • چه كنم با غم چهل؟!

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" * عقل چون چوپاني بي رمه * سرگردان به دنبال پريشان واژه ها

  • شهر من فسا

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * آمد بها ر و شعرم جاني دگر گرفته

  • شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * خوشا شاعري كه هنر مند باشد * و شعرش به شيريني قند باشد

  • جاده سرد.

    سركار بانو ميترا دلفان آذري * پاييز خسته شد ... * از بي بهاري ...

  • سنگ قبر

    جناب آقاي ساسان جهانبين * روي قبرم بنويسيدجهان در گذراست * آنكه دلبندجهان شدبخدابي هنر است

  • پيرم ولي !

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * پيرم ولي لباس جواني به تن كنم * از ذهن خويش پير ِي خود ريشه كن كنم

  • شكايت

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * از ناله ي من قلبِ پريشان گله دارد * "وز گريه ي من گوشه ي دامان گله دارد"

  • خيرالعمل

    جناب آقاي محمد دري صفت * دو بيتي ، رباعي ، غزل ميشوم * به كامت عزيزم عسل ميشوم

  • تحول سالي نو

    جناب آقاي امير تهراني "الف_ط" * من تمام ثانيه يكجا سپردم دست سال

  • آرمان شهر تو

    جناب آقاي اله يار خادميان * آرمان شهِرتو يك حادثه ي ُمرده نداشت * شاهِد دل زده و نق ِش زمين خورد ه نداشت

  • ياد تو

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * تراوش مي كند چشمان من اشك * .....به ياد ديدن روي تو زيبا.

  • غزل گفت

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مهتاب چو در آب برقصيد غزل گفت * نيلوفر مرداب كه پيچيد غزل گفت

  • محبوب دل ها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * هنگام كه چش ِم نيلي تو * ....................چون موج َپراَكند

  • پريسكه 32

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي * پرچم ها * يه يك سو * به اهتزاز بودند

  • بهاران

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * عيد امد وشد فصل بهاران * جان امد سر خوش ز نگاران

  • با امر پور فاطمه ناميده گشت سال

    جناب آقاي سيروس بداغي * با امر پور فاطمه ناميده گشت سال * سا ِل تلاش و كوشش و توليد و اشتغال

  • مرد حق

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * نيست آسايش به هرجا ظلم اگر موجود بود * هر زمان بي سود زآنكه مردم بي جود بود

  • ساعت صِفر

    سركار خانم مهناز نصيرپور * اولين ساع ِت ِصفر * نوبهار،ماه،سپهر

  • هفت سين.....

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * لحظه هايي به وسعت دلها * غنچه ها وشكوفه هاي دعا

  • عشق بي رقم

    جناب آقاي اله يار خادميان * به جر ِم ديد ِن رويت به من ستم شده است * چگونه اشك نريزم بهاِر غم شده است

  • چند كار منتخب

    جناب آقاي محمد ياسين جلالزهي نيا * عشق يعني يك سبد دلدادگي * ديدن روي شهيد درسادگي

  • "" واژه هاي زندگي ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * ببين اقيانوس ذهنم بي محابا * بر صخره هاي جسمم مي كوبد

  • ساحل چشمت...

    جناب آقاي مقصود دهميري * در كنار ساحل چشمت رواني ميشوم * با خم ابروي تو مجنون جاني ميشوم

  • مهرِ مادر

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * مادر اي ِمهر تو در سينه همانند خدا * جان تو بر لب و لبخند تو باشد ، فدا

  • دو بيتي ها ( ۶(

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * بيا كه غنچه دميد و گل به بار آمد * بنفشه خنده زنان به سبزه زار آمد

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.