پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1395/04/11
دفترهای نثر و شعر1
کل مطالب10
پیگیری کننده ها0
15
امتیاز5(از 12 نظر)
نظرات مرتبط7
نمایش شعرها1806
بازدید اعضا36

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 2
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 139
بازدید امروز 1،118
بازدید دیروز 2،315
کل بازدیدها 1،375،020
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

سرعشق

به نام او كه ساغر هاي و هويم لبريز از باده ي عشق و ياد اوست !

              "عروج معنوي "

اين حكايت كرد پيري رازدان
تا شوم آگاه ز اسرار نهان

وه ! كه اوبا گفتنش ، مستم نمود
درعدم ، عشق آمد و هستم نمود

شرح درد عشق بود و عاشقي
گوش كن گر در خوري و لايقي ؟

ناتوان از حمل آن شد آسمان
كوه ها ، حتي زمين هم ناتوان !

تا كه انسان ظلوم و هم جهول
حمل آن را كرد از جانش قبول !

گوش مي دادم به پير رازدان
بس حقيقت ها مرا مي شد عيان

عشق يعني عقل و هشياري بس است
عاشقي كن ، عاشقي كردن ، بس است

عشق يعني يك دل پر التهاب
نوش كردن باده هاي ناب ناب

عشق يعني زخمه زن بر تار دل
تارهاي عنكبوتي را ، بهل

عشق يعني در بهاران حضور
غر قه كن خود را به اقيانوس نور !

عشق يعني آسمان ها جاي توست    
اين زمين نه ، كهكشان ماواي توست !

عشق يعني بال و پر بگشا  ، بيا
با گذر از بركه ، تا دريا بيا !

عشق يعني از خودي پرواز كن
نغمه هاي بي خودي را ساز كن

عشق يعني گرچه يارانت كم اند
ليك در اوج بلا هم ، با هم اند

عشق يعني راه ، تنها يك ره است
رهرو اين ره، زسختي آگه است

آگه است و مي خرد آن را به جان
سربلند آيد برون از امتحان !

عشق يعني بي نهايت را ببين
ني همين جا را ، كه غايت را ببين

عشق يعني حين جنگ با عدو
چون عدو انداخت بر رويت خدو

بگذري از خصم در راه خدا
زانكه هستي تو به عشقش مبتلا

عشق يعني خصم فرقت را شكافت
زهر شمشيرش دل و جانت گداخت

چون اسير توست ، ماوايش دهي
بس سفارش بر مدارايش دهي

عشق يعني درد دل با چاه كن
يك جهان از بي كسي آگاه كن

عشق يعني آب شو ، بي تاب شو
در نهايت بر جهان ارباب شو

عشق يعني زن به خود ، رنگ بهار
سر ده از جان ، نغمه هاي يار ، يار

عشق يعني سر بده در راه دوست
دست و هم پيكر بده در راه دوست !

عشق يعني زير سم اسب ها
پاره پاره شو ، چنين يابي بقا !

عشق يعني لحظه هايت پر ز سوز
در زمستان هم تو باشي در تموز !

عشق يعني خويش را بر دار كن
راه وصل يار را هموار كن

عشق يعني ترك فرزند و ديار
عشق يعني برگزين ، يك از هزار

عشق يعني لحظه لحظه سوز و تاب
تشنه بودن در كنار رود آب

عشق يعني در كنار آب باش
ساقي لب تشنه ي بي تاب باش

عشق يعني تشنگان چشم انتظار
تشنگي از دستشان برده قرار

عشق يعني كودكت سيراب شد
تير در حلقش به جاي آب شد !

عشق يعني ديدن اين صحنه ها
ديدن و گفتن كه : تسليمم ، خدا ،

عشق يعني شير زن گردد اسير
در اسارت سر بلند و دستگير !

عشق يعني زير يك كوه بلا
خم نشو ، در كوي تسليم و رضا !

عشق يعني گل كند يك مثنوي
اوج گيري در عروجي معنوي !

#سيمين_ميرآفتاب

سيمين ميرآفتاب
سه شنبه 29 تیر 1395
امتیازات
5 5 3 315 8
امتیاز بدهید:
نظرات
نادر مسلمي ( قطره ) نادر مسلمي ( قطره )
#1395/04/30 12:16:54 ق.ظ

درود و سلام بر بانو مير آفتاب


ضمن تقدير از سروده ي زيباي تان


پيش نهاد مي كنم مصراع  « عاشقي كن عاشقي كردن بس است » را


 تغيير يا اصلاح فرماييد تا از نظر معنا با مصراع اول سازگاري داشته باشد


« عاشقي كن عاقلي كردن بس است »


با سپاس بي كران


::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::




سيمين ميرآفتاب سيمين ميرآفتاب
#1395/04/31 05:56:42 ق.ظ

سلام و عرض ادب و احترام ، سپاس گزار بزرگواري و افق نگاه بلندتان هستم گرامي ارجمند ، اما در مورد پيشنهاد حضرت عالي بايد عرض كنم ، در مصراع اول معنا كامل است و مصراع دو م در تكميل مصراع اول نيامده بلكه هر دو مصراع داراي استقلال معني هستند و عاشقي كردن ، جهت تاكيد آمده است ، به اين منظور كه : فقط عاشقي كن .


  • من خودم تنهاي تنها ديده ام

    جناب آقاي محمد دري صفت * عاشقي كردم، ستمها ديده ام * دل شكستن ها و غمها ديده ام

  • باز آ

    جناب آقاي داود رزاقي راد * آخرين غنچه ي گلزاِر امامت باز آ * يوسف غاي ِب زهرا به سلامت باز آ

  • غزل ( 73 )

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * مي كشم درِد فراوان ِز تظُّلم ، چه كنم ؟ * گر به دوشم نكشم باِر تحّمل ، چه كنم ؟

  • آن شعله ِ عشق است

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * مهتابِ ُر َخت بر دل و اين ديده چه زيباست * هرجا سخن از چهره و آن رويِ فريباست

  • قصاب عدل

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * دل كه با درد آشنا شد مي شود شور احتياج * هست چون ظلمت سرا را شمع پر نور احتياج

  • "" جوهــــر درون ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * در وجود هر انسان جــوهـــر است جــوهــر ذات درون فكـر سراست

  • پرواز سيمرغ

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * دوباره فاجعه ، هشدار ، افسوس * دوباره بارش آوار ، افسوس

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.

  • ماه پنهان

    جناب آقاي محمد بيك زاده * فكر اين افسرده دل اندر سر تو هست ؟ نيست * دل گـراني مـاه مـن در باور تو هـسـت ؟ نيسـت

  • شهريار رفت

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * فصل خزان رسيد و شكوه بهار رفت ، * پژمرد گل به گلشن و شور هزار رفت .

  • آثار ما

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * دل هاي خويش پاك ز انوار ما كنيد * باراِن عشق را درَرِه ايثار ما كنيد

  • شعر ناب

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * آن سان كه شعر ناب، مرا مست مي كند. * كي، شاهد وشراب، مرا مست مي كند؟

  • بانو

    جناب آقاي محمد بيك زاده * بانوي لطف و خوبي و اشعار ناب تو * قلاش و رند و لاابالي و مرد شراب من

  • گرداب زمان

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * در عالم حيراني ، گرداب زمان بينم * آشفته در آن حلقه ، از پير و جوان بينم

  • فتنه

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اي فتنه كجا رفتي و دل را به كه دادي * سر در رِه دل ، دل سِر عشق كه نهادي

  • گوهر لفظ دري

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين زمان پيغمبري را اينچنين آورده ام * گوهر لفظ دري را بر زمين آورده ام

  • خواجة لولاك

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اي اهل زمين جان جهان را پسر آمد * وز قامت او سرو سهي نوحه گر آمد

  • آئينه

    جناب آقاي محمد بيك زاده * آئينه ام گرفته غبارم مكدرم * درياي قلزمم تلاطم طوفان برابرم

  • بانو

    جناب آقاي محمد بيك زاده * بانوي لطف و خوبي و اشعار ناب تو * قلاش و رند و لاابالي و مرد شراب من

  • عروس شعر

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * تو از تبلور عشقم، نشانه خواهي بود * تو در هميشه ي دل، جاودانه خواهي بود .

  • سپهر عاطفه

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * سپهر عاطفه امشب، ستاره باران شد * ز فيض عشق، سراي شرف، چراغان شد .

  • " جهان پر نيرنگ " .

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * جهان، آميزه اي از ريب و رنگ ست * زمان، چون چشم بوتيمار ، تنگ ست .

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.

  • داغ سنگين است ...

    جناب آقاي رضا محمدصالحي * غم جـدا مي پـرورم حيرت جدا ، اين روزهــا * چيست ايـن پنهان مرا بغض و رثا، اين روزها

  • دلواپسي

    جناب آقاي رضا محمدصالحي * نـبـودن هـاي تـو دلـواپـسي را بـيشـتر كـرده * غمت چشـم غـزل را –خانـه ات آباد - تر كرده

  • تشويقم كنيد

    جناب آقاي مهدي نجفلو * طنز مي خواهيد اگر از بنده تشويقم كنيد * پر شود مجلس ز صوت خنده تشويقم كنيد

  • امام رضا (ع)

    جناب آقاي مهدي نجفلو * ي در نابي از صدف مصطفي رضا (ع) * وي سبط با وفاي شه قل كفا رضا

  • مرحبا شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * اگر راضيست از دستت نگارت مرحبا شاعر * غزل يا مثنوي خواندي به يارت مرحبا شاعر

  • شعر يعني....

    جناب آقاي مهدي نجفلو *شعر يعني درد عشق و درد دل * گرمي غمخانه هاي سرد دل

  • زِ سَـرِ صِـدق ، نـظـر كـن بـه خـلايـق ،چـنـدي

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * يكـه بـيـهـوده بـه رسـوائـِي خـلـق مـيكـوشي * ايـن قـبـا خـويـش بـريـدي و خودت مي پوشي

  • رند خرابات

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * هم رند خراباتم ، هم ساقي ميخانه * هم ناصح مستانم ، هم حامي پيمانه

  • سرگشته ي عشق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * چندي است كه از دامن دلدار جدائيم * راضي شده بر قسمت و اين حكم خدائيم

  • به سر آمد انتظارم.

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * سحرم سپيده گشت و به سر آمد انتظارم * چو رود سرم به پايش ، دگر آرزو ندارم

  • جامه از بلا

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ما جامه از بلا به تن آورده دوختيم * دست از همه وجود كشيديم و سوختيم

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند *. جهان را پخته وانگه خام كردند

  • نام ديگر من

    جناب آقاي اله يار خادميان * تابه چشمت نگاه مي كردم * خويش را اشتباه مي كردم

  • آواز كلاغ

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) *" چرا اين خانه غمگين است؟ * هواي آن براي من چه سنگين است!

  • ناله هاي عشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اي سر زمين درد تو با من جفا كني * از ناله هاي عشق مراِكي جدا كني

  • مونس جان عاشقان

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * از نظرم نمي روي اي تو به دل قرار من * ِمهر تو از دلم كجا مي رود اي بهار من

  • لالايي

    سركار خانم زينب ميرزايي * شب كه ميشه ستاره ها * گروه گروهو بي صدا