پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1395/02/20
دفترهای نثر و شعر2
کل مطالب11
پیگیری کننده ها0
10
امتیاز4.27(از 11 نظر)
نظرات مرتبط11
نمایش شعرها1956
بازدید اعضا42

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 66
بازدید امروز 317
بازدید دیروز 2،842
کل بازدیدها 1،371،953
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

در ادامه سرعشق جناب اقاي دكتر محمدبيك زاده

عشق يعني كه نهان در خويش باش
عشق يعني مست دور انديش باش

عشق يعني كه خدا را بنده باش
گريه شو اما سراسر خنده باش

سربه سر با خد وخال دوست باش
هر زمان مطلوب حال دوست باش

با نداي عاشقي دلگرم شو
هر زمان از عشق گوي و نرم شو

عشق وقتي مي رسد دلشاد باش
از غم درد جهان آزاد باش

با نگاه مهرباني مست شو
نيستي بگذار با او هست شو

هستي دنيا به عشق روي اوست
عاشقي در سايه ابروي اوست

او كه مي آيد جهاني ديگر است
عشق خود در شهر ما پيغمبر است

بر لب عاشق غير از دوست نيست
عشق جان است عشق جان و پوست نيست

در مسير تند باد آرزوست
هر كه بي عشق است او بي آبروست

آبرو در جام جان عاشق است
چون بلور عشق عاشق صادق است

مستي خم تا شب ساغر نكوست
در صراط عاشقي باور نكوست

عشق وقتي مي رسد پرهيز نيست
غارت عشاق چون چنگيز نيست

لشكر عشاق در برجان مي زند
بي حيايي ها به ايمان مي زند

هر كسي جام مقدس مي زند
بي حيايي را فقط پس مي زند

هر كسي با عشق خود محشور شد
از ريا و رنگ دنيا دور شد

دور بايد شد از اين دنياي پست
چون وراي بودني ها دوست هست

دوست باشد در شب دلها عجيين
دوست باشد عشق چون ماء المعين

آب خضر جاودان در عاشقي است
ياد يار مهربان در عاشقي است

هر كه عاشق مي شود مجنون شود
چشم ليلا ديده و دلخون شود

هر كه عاشق مي شودجان ميدهد
در مسير عشق فرمان ميدهد

عشق وقتي مي رسد ليلا شوي
بوده مجنون هر كجا پيدا شوي

بوده مجنون هر كجا رسوا شوي
بوي مجنون بشنوي ليلا شوي

بوي عذرا بشنوي عاشق شوي
سحر جادو بشنوي وامق شوي

عشق دنياي عجيب زندگي است
عشق خود مفهوم سيب زندگي است

عشق چون گندم به آدم مي زند
هر كه عاشق نيست او دم مي زند

هر كه عاشق نيست باشد در هوس
چون هوس باشد سراسر چون قفس

نگذريم از عشق يكدم بي وضو
اي دل ديوانه از عشقت بگو

از صليب و خلوت زنّار ها
اعتراف مستي و اقرارها

درد عشق در بدون علت است
هر كه بي عشق است او در ذلت است

هر كه بي عشق است چون ديوارهاست
هر كه بي عشق است در پندار هاست

عاشقي در عالم حق اليقين
عاشقي يعني كه عاشق شو همين

عاشقي خورشيد خاورهاست دوست
عاشقي آغاز باورهاست دوست

عشق سرتاسر فقط لبخند اوست
دوستش دارد هرآنكس بوده دوست

بي محابا مست و سركش مي شود
برف اسفند است و آتش مي شود

زندگي منشور شور عشق اوست
عالم عاشق به نور عشق اوست

خواب شيرين عالم پرهيز نيست
برحذر هر كس كنون پرويز نيست

در ميان گريه هر كس شاد نيست
تيشه دارد هر كسي فرهاد نيست

شهر بايد با خبر گردد به عشق
ديده ها هر لحظه تر گردد به عشق

ديده تر آه پرسوز غم است
روزه ي خاموش درد مريم است

روزه خاموش يعني راستم
عشق باشد تا ابد درخواستم

اي فداي عشق جمله جان مان
اي فداي عاشقان ايمانمان

اي در اين دنيا بدون عشق مرگ
هر كه باشد بي جنون عشق مرگ

هر كه باشد به دمي عيسي خموش
هر كه دارد عشق گويد نوش نوش

45. اي تمام آستان ها ملك تو
اي نگاه مهربانها ملك تو

اي زده در سينه ها آتشكده
اي سراسر شور وشعر و فائده

مهر با تو مي زند ازخاورم
شور با تو مي دمد در باورم

لطف با تو مست مستم مي كند
«فارغ از جام الستم مي كند»

تو كجاي اين شب بي كينه اي
اي هميشه عشق تو آيينه اي

اي هميشه دوست در جانم زده
اي به شهر لطف و ايمانم زده

مهربانم جان من قربان تو
پاك آزادم در اين زندان تو

شور شيدايي به جانم ريختي
لطف حق در گردنم آويختي

هرچه مي پرسم چه هستي كيستي
گاه هستي گاه گاهي نيستي

در دل ديوانه شور انداختي
درد را جسم دور انداختي

جمله درماني منم در كاستي
رك بگو گر بوعلي سيناستي

رك بگو مهمان قلب ساده اي
رك بگو سرشار شوق باده اي

رك بگو اي عشق در من چيستي
شب به درها مي زني پس كيستي

نور لبخندي به لعل آفتاب
چون پلنگي بر شب دردم بتاب

عشق اي مفهوم داغ زندگي
عشق اي شمع و چراغ زندگي

عشق در بطن است در دنياي ذات
فاعلاتن فاعلاتن فاعلات

maryam mazaheri
دوشنبه 14 تیر 1395
امتیازات
0 0 0 425 6
امتیاز بدهید:
نظرات
هنوز نظری برای این شعر داده نشده است. اولین نفری باشید که نظر می دهد!
مشخصات شعر
عنوان: در ادامه سرعشق جناب اقاي دكتر محمدبيك زاده
شاعر: maryam mazaheri
دفتر شعر: مظاهرنامه
زمان: 1395/04/14 - 03:29 ب.ظ
قالب: مثنوي
موضوع: عرفان

آمار مرتبط با شعر
تعداد کلمات-
تعداد حروف-
0
امتیاز0(از 0 نظر)
نظرات مرتبط0
تعداد نمایش425
بازدید اعضا6

اعضای بازدید کننده
  • من خودم تنهاي تنها ديده ام

    جناب آقاي محمد دري صفت * عاشقي كردم، ستمها ديده ام * دل شكستن ها و غمها ديده ام

  • باز آ

    جناب آقاي داود رزاقي راد * آخرين غنچه ي گلزاِر امامت باز آ * يوسف غاي ِب زهرا به سلامت باز آ

  • غزل ( 73 )

    جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * مي كشم درِد فراوان ِز تظُّلم ، چه كنم ؟ * گر به دوشم نكشم باِر تحّمل ، چه كنم ؟

  • آن شعله ِ عشق است

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * مهتابِ ُر َخت بر دل و اين ديده چه زيباست * هرجا سخن از چهره و آن رويِ فريباست

  • قصاب عدل

    جناب آقاي رشيد قاسمي(سراب) * دل كه با درد آشنا شد مي شود شور احتياج * هست چون ظلمت سرا را شمع پر نور احتياج

  • "" جوهــــر درون ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * در وجود هر انسان جــوهـــر است جــوهــر ذات درون فكـر سراست

  • پرواز سيمرغ

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) * دوباره فاجعه ، هشدار ، افسوس * دوباره بارش آوار ، افسوس

  • سرّ عشق (3)

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين حكايت كرد پيري راز دان * هـم هويدا كرد اسـرار نهـان 

  • پير رازدان (1)

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * - چون حكايت كرد پير رازدان * " هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سر عشق

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * عشق، از اسرار حق است و نهان * تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .

  • جناب آقاي نادر مسلمي ( قطره ) * در ازل هيچش نبود اندر جهان * عالم اندر ذات حق بودش نهان

  • سروده عشق

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) * " اين حكايت كرد پيري راز دان "* چون شنيدم آن حكايت را عيان

  • راز عشق

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" * "چون حكايت كرد پيري راز دان * پس هويدا كرد اسراري نهان "

  • سر عشق

    سركار خانم قمر الزمان درخشان * چون حكا يت كرد ، پيِر راز دان * هم هويد ا كرد ، ا سرا ر نها ن

  • سِرّ عشق ...(براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * چون حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار خانم زينب ميرزايي * بشنو اين دل چو حكايت مي كند * از من و سازم روايت مي كند

  • صداي عشق

    جناب آقاي اله يار خادميان * هست در گوشم صداِي ني هنوز * نغمه هاِي ساِز پي در پي هنوز

  • سِر عشق

    جناب آقاي علي ميرزايي وش * اين حكايت كرد پيري رازدان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • مثنوي عشق

    جناب آقاي حسن اسدي" شبديز " * شاعر اي غوغاي شورانگيز عشق * اي رها در موج آتش خيز عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي * مي نويسم چون زحّي لايزال * اين قلم گويا شود در قيل وقال

  • ساغر عشق

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) * اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسراري نهان

  • سر عشق

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" با صبوري عشق معنا مي شود * ِسر آن در دل هويدا مي شود

  • "" سِر عــــشق ""

    سركار خانم شهين قطبي " شهيــنا پارســــي " * حال اين دل را ،خــدا دانـــد و بــــس * رمـز و راز عـــشق،او خوانـــد نه كـــس

  • سر عشق

    جناب آقاي ساسان جهانبين * اي تو درانديشه هاي ميَنوي * كي كجاانديشه ي ما مي شوي

  • سر عشق (براي همسرايي جديد)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) * عشق يعني يك قدم تا نيستي * فارغ از هر هستي و هر چيستي

  • عشق

    سركار خانم فاطمه اكرمي * گوهر كمياب اين دنيا ست ؛ عشق * هديه ي االله ، بر دل هاست ؛ عشق

  • سر عشق

    جناب آقاي هيرش حسيني * يك حكايت گويمت اين بار من * از غم عشقت شدم بيمار من

  • شركت در همسرايي سرورانم در باب سر عشق

    سركار خانم راشين فروزان مهر * ...اين حكايت كرد پير راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان

  • سرعشق....مربوط به مسابقه

    سركار خانم فرشته محمودي * دل كه اسرارش همه باشدعيان * رازهاي سينه گردد پس بيان

  • ميلادِعشق

    جناب آقاي غلامحسن جعفرزاده پيرموسايي * چونكه دل در بند او شد مبتلا" * آدمي شد مبتلاي صد بلا"

  • عشق حق

    سركار خانم زهرا امروزيان * تاكه دل در بند او شد مبتلا * آدمي شد مبتلاي صد بلا

  • سر عشق/در ادامه شعر همسرائي استاد بيكزاده( ماجراي عاشق شدن شاهزادهء روم به امام حسن عسگري( ع))

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * چون حكايت كرد پيري رازدان * راز عشق آسماني هم بدان

  • در ادامه ي " هم سرائي " سر عشق جناب آقاي دكتر محمد بيك زاده

    سركار بانو مريم مظاهري * عشق يعني كه نهان در خويش باش * عشق يعني مست دور انديش باش

  • « سر عشق »

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي * اول از هر نكته با نام خدا * آورم حمد وثنايش را بجا ،

  • سر عشق

    جناب آقاي صادق صفرزاده * راز خلقت را خدا داند و بس * آفريده دٌر افشان در قفس

  • سر عشق

    سركار خانم سيمين ميرآفتاب * اين حكايت كرد پيري رازدان * تا شوم آگاه ز اسرار نهان

  • سر عشق

    سركار خانم سروناز زنديه دولابي * با تو مستم ؟مسِت مست از باده ام * من براي عاشقي آماده ام ...

  • سرّ عشق

    جناب آقاي غلامعلي (فرهاد) فولادوند * يك شبي دل در برم بيدار بود * حرف عشق و صحبت از دلدار بود

  • سر عشق

    سركار خانم آفرين ولي پور (نرگس) * «اين حكايت كرد پيري راز دان * هم هويدا كرد اسرار نهان »

  • سرعشق

    جناب آقاي علي اكبر فلسفين (فاضل ) * چون هو يدا كرد پير راز دان * بر ملا شد كل اسرار جهان .

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • سوگند نامه 8 و ختم سوگندنامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * الهي به پيدا و پنهانيت * به خم در خم راه ربانيّت

  • مناجاتنامه 5 و ختم مناجات نامه

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز بسم االله آرم مناجات را * جناب آقاي سيد عباس مجابي * ز جان برَكنمَشطح و طامات را *

  • محمّد ، رهبرعشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * يگانهُدِّر عالم خلقت محّمد است * يگانه نور عالم ظلمت محّمد است

  • انتظار نامه

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) * تا باغ ياس موطن گلهاي احمر است * عالم به عطر سيرهء احمد معطر است

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.

  • ماه پنهان

    جناب آقاي محمد بيك زاده * فكر اين افسرده دل اندر سر تو هست ؟ نيست * دل گـراني مـاه مـن در باور تو هـسـت ؟ نيسـت

  • شهريار رفت

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * فصل خزان رسيد و شكوه بهار رفت ، * پژمرد گل به گلشن و شور هزار رفت .

  • آثار ما

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * دل هاي خويش پاك ز انوار ما كنيد * باراِن عشق را درَرِه ايثار ما كنيد

  • شعر ناب

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * آن سان كه شعر ناب، مرا مست مي كند. * كي، شاهد وشراب، مرا مست مي كند؟

  • بانو

    جناب آقاي محمد بيك زاده * بانوي لطف و خوبي و اشعار ناب تو * قلاش و رند و لاابالي و مرد شراب من

  • گرداب زمان

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * در عالم حيراني ، گرداب زمان بينم * آشفته در آن حلقه ، از پير و جوان بينم

  • فتنه

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اي فتنه كجا رفتي و دل را به كه دادي * سر در رِه دل ، دل سِر عشق كه نهادي

  • گوهر لفظ دري

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اين زمان پيغمبري را اينچنين آورده ام * گوهر لفظ دري را بر زمين آورده ام

  • خواجة لولاك

    جناب آقاي محمد بيك زاده * اي اهل زمين جان جهان را پسر آمد * وز قامت او سرو سهي نوحه گر آمد

  • آئينه

    جناب آقاي محمد بيك زاده * آئينه ام گرفته غبارم مكدرم * درياي قلزمم تلاطم طوفان برابرم

  • بانو

    جناب آقاي محمد بيك زاده * بانوي لطف و خوبي و اشعار ناب تو * قلاش و رند و لاابالي و مرد شراب من

  • عروس شعر

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * تو از تبلور عشقم، نشانه خواهي بود * تو در هميشه ي دل، جاودانه خواهي بود .

  • سپهر عاطفه

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * سپهر عاطفه امشب، ستاره باران شد * ز فيض عشق، سراي شرف، چراغان شد .

  • " جهان پر نيرنگ " .

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * جهان، آميزه اي از ريب و رنگ ست * زمان، چون چشم بوتيمار ، تنگ ست .

  • " بشر تنها"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" * بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد * ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد.

  • داغ سنگين است ...

    جناب آقاي رضا محمدصالحي * غم جـدا مي پـرورم حيرت جدا ، اين روزهــا * چيست ايـن پنهان مرا بغض و رثا، اين روزها

  • دلواپسي

    جناب آقاي رضا محمدصالحي * نـبـودن هـاي تـو دلـواپـسي را بـيشـتر كـرده * غمت چشـم غـزل را –خانـه ات آباد - تر كرده

  • تشويقم كنيد

    جناب آقاي مهدي نجفلو * طنز مي خواهيد اگر از بنده تشويقم كنيد * پر شود مجلس ز صوت خنده تشويقم كنيد

  • امام رضا (ع)

    جناب آقاي مهدي نجفلو * ي در نابي از صدف مصطفي رضا (ع) * وي سبط با وفاي شه قل كفا رضا

  • مرحبا شاعر

    جناب آقاي مهدي نجفلو * اگر راضيست از دستت نگارت مرحبا شاعر * غزل يا مثنوي خواندي به يارت مرحبا شاعر

  • شعر يعني....

    جناب آقاي مهدي نجفلو *شعر يعني درد عشق و درد دل * گرمي غمخانه هاي سرد دل

  • زِ سَـرِ صِـدق ، نـظـر كـن بـه خـلايـق ،چـنـدي

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * يكـه بـيـهـوده بـه رسـوائـِي خـلـق مـيكـوشي * ايـن قـبـا خـويـش بـريـدي و خودت مي پوشي

  • رند خرابات

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * هم رند خراباتم ، هم ساقي ميخانه * هم ناصح مستانم ، هم حامي پيمانه

  • سرگشته ي عشق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * چندي است كه از دامن دلدار جدائيم * راضي شده بر قسمت و اين حكم خدائيم

  • به سر آمد انتظارم.

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * سحرم سپيده گشت و به سر آمد انتظارم * چو رود سرم به پايش ، دگر آرزو ندارم

  • جامه از بلا

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * ما جامه از بلا به تن آورده دوختيم * دست از همه وجود كشيديم و سوختيم

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي * تلاطم در دل اوهام كردند *. جهان را پخته وانگه خام كردند

  • نام ديگر من

    جناب آقاي اله يار خادميان * تابه چشمت نگاه مي كردم * خويش را اشتباه مي كردم

  • آواز كلاغ

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) *" چرا اين خانه غمگين است؟ * هواي آن براي من چه سنگين است!

  • ناله هاي عشق

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اي سر زمين درد تو با من جفا كني * از ناله هاي عشق مراِكي جدا كني

  • مونس جان عاشقان

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * از نظرم نمي روي اي تو به دل قرار من * ِمهر تو از دلم كجا مي رود اي بهار من

  • لالايي

    سركار خانم زينب ميرزايي * شب كه ميشه ستاره ها * گروه گروهو بي صدا