پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1394/02/01
دفترهای نثر و شعر2
کل مطالب20
پیگیری کننده ها0
126
امتیاز4.39(از 96 نظر)
نظرات مرتبط283
نمایش شعرها15729
بازدید اعضا327

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 1
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 312
بازدید امروز 2،435
بازدید دیروز 3،515
کل بازدیدها 2،268،857
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

سر عشق

سر عشق

عشق، از اسرار حق است و نهان ،

تا مگر "ناصح" كند آن را بيان .


گرچه سر عشق ، در جان ماندني ست ،

ليك آثارش، ز سيما ، خواندني ست .


عشق را معشوق معنا مي كند ،

عاشق، ايقان را تمنا مي كند .


"از نيستان تا مرا ببريده اند " ،

عشق را، در عمق جانم ديده اند .


عشق بيرون از دو دنيا، باطل ست ،

هستي ي بي عشق، قولي عاطل ست .


اي خوش آن عشقي كه "مولانا" سرود ،

بر روان پاك او، صد ها درود .


("علت عاشق، ز علت ها جداست"،

"عشق اسطرلاب اسرار خداست "،


"هرچه گويم عشق را شرح و بيان "

" چون به عشق آيم، خجل باشم، از آن "،


" چون قلم، اندر نوشتن مي شتافت "،

" چون به عشق آمد، قلم در خود شكافت " ) .


ليك او را عشق ، در لفافه بود،

عشق بي معنا، ز مولا كي شنود؟


مر، نفرموده ست با قولي صحيح،

عشق با تقديس باشد، ني وقيح .


" عشق هايي كز پي ي رنگي بود! "،

" عشق نبود، عاقبت ننگي بود ،" ،


حال با " عطار"، كارم اوفتاد ،

درس ديگر از مرامش، دست داد .


" هفت شهر عشق را عطار گشت " ،

زآن سپس در سايه ي طوبي نشست .


( "گر تو هستي اهل عشق و مرد راه"،

" درد خواه و درد خواه و درد خواه "،


" قدسيان را ، عشق هست و درد نيست "،

" درد را جز آدمي، در خورد نيست "،


" گر همه زهر ست! از جان خوش ترست "،

" گرچه درد تو، ز درمان، خوش ترست "،


" ذرره اي عشق از همه آفاق به "،

" ذرره اي درد، از همه عشاق، به "،


" عشق چيست از خويش بيرون ،آمدن "،

" غرقه در دريا ي پر خون، آمدن "،


" عشق گوهر آتشي زد در دلم "،

" بس بود، اين آتش خوش حاصلم "،


" تفت اين آتش، چو سر بيرون كند "،

" سنگ ريزه، در درونم، خون كند "،


" چون الست عشق بشنيدي به جان "،

" از ، 'بلي' ي نفس ، بيزاري ستان "،


" چون 'بلي' ي نفس، گرداب بلاست "،

" كي شود! كار تو در گرداب، راست؟ "،


" عقل مادر زاد كن، با دل بدل"،

" تا يكي بيني، ابد را از ازل "،


" نامه ي عشق ازل بر پاي بند "،

تا ابد، آن نامه را نگشاي بند "،


" عشق را با كفر و با ايمان چكار؟ "،

" عاشقان را لحظه اي با جان چكار؟ "،


" لحظه اي، نه كافري داند، نه دين "،

" ذرره اي، نه شك شناسد، نه يقين "،


" عشق و افلاس است در همسايگي "،

" هست اين سرمايه ي سرمايگي "،


" عشق، از افلاس مي گيرد نمك "،

" عشق مفلس را سزد، بي هيچ شك "،


" عشق را بايد چو من، دل سوخته "،

" تو جهانداري دلي افروخته " ) .


عشق هم چون مهر حق ذاتي بود ،

از براي قرب ،مشكاتي بود .


مهر ابراهيم و اسماعيل خوان ،

ليك بنگر جهد شان در امتحان .


ذبح اسماعيل، ذبح نفس بود ،

تا بود لايق به استغنا ي جود .


خلقت عالم، براي آدم ست ،

ليك آدم نيست جز عشق الست.


من ، نه " آگاهم"، ز عشق و راز آن ،

نقل ها كردم، ز قول عارفان .


با مهر :

بختيار بختياري " آگاه " .
.

بختيار بختياري"آگاه"
پنجشنبه 20 اسفند 1394
امتیازات
19 4.23 50 1536 59
امتیاز بدهید:
نظرات
ابراهيم نصرالهي ابراهيم نصرالهي (نقد)
#1395/01/19 07:14:21 ق.ظ

پير ومرادم استاد ارجمند جناب بختياري عزيز   آگاه

اگر نبودند بزرگاني چون حضرتتان كه پاسدار ادبيات اصيل و گرانقدر مرز وبوم عزيزمان باشند شايد اين حركت بزرگ كه توسط استاد وسيدمان حضرت مجابي ايجاد گشته طرفي نمي بست

حقير به نوبه خود تقديرتان كرده وپيشاني بلندتان را بوسه مي زنم ودستمريزاد عرض ميكنم

اين حركت بزرگ باپشتيباني حضرتتان انشاالله جهانگير خواهد شد

درودتان باد


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به ابراهيم نصرالهي)
#1395/03/28 03:49:50 ب.ظ


::20::


سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، حضرت استاد نصرالهي ي عزيز :::20::



لطف حضور مهر گستر،  مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر،  مهر تاييد بهجت اثر حضرت تان را،


صميمانه پاس داشته،  بر الطاف حضرت تان مباهات مي كنم. ::20::



شكوه نگاه شريف تان بر دوام. ::20::



با مهر مستدام : ::20::


"  آگاه  " .


.



عبدالرسول بلاغي پور عبدالرسول بلاغي پور (در پاسخ به بختيار بختياري"آگاه")
#1395/04/31 02:20:02 ب.ظ

سلام استادبختياري گرامي


قبل از هرچيز فاجعه اسف بار مرگ فرزندتان راتسليت عرض ميكنم

باوربفرمائيدمن هم غمگين شدم

برايش فاتحه ميخوانم وبااجازه شما شب جمعه كمي قران براي شادي روح مرحوم

خواهم خواند


دعاميكنم شما نيز زنده باعزت باشيد




بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به عبدالرسول بلاغي پور)
#1395/05/08 02:53:18 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، 


حضرت آقاي بلاغي پور عزيز. 


سپاس گزار لطف همدلي ي حضرت تان هستم. 


براي شادي ارواح روي در نقاب خاك كشيده مان :


::20:: رحم الله من استمع دعا و قرء فاتحه مع الصلوات. ::20::


::20:: اللهم صل علي محمد و آل محمد. ::20::


با مهر :::20::


"  آگاه  " . 


.



محمد بيك زاده محمد بيك زاده
#1394/12/21 12:11:59 ق.ظ

خوش و نغز دارد قلم رقص خويش

به دستان پر مهر آگاهمان


نگاران الفاظ چون ماه و خور

به دستش نشينند بر آسمان


برادرم ، استادم و مهربانم حضرت آگاه نازنين

              سلام بزرگوار : اشعار نغزتان در ادامة همسرايي سرّ عشق آنقدر شيوا و خوشايند مردم صاحب سخن است كه شوق سرودن را مي آفريند .

                                                                                                     ارادتمند: بيك زاده


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به محمد بيك زاده)
#1394/12/23 08:55:45 ب.ظ


::20::

سلام بر گرامي برادر فرهيخته ترينم،  حضرت استاد " ناصح " آداب آموزگارمان، 


و فرزانه سرسراي اين مبحث اساطيري ي معلق در : علم و شك و يقين.


كه بدون مداهنه،  به فخامت تمام،  از عهده ي اين امر شريف بر آمده، و: 


" فصل الخطاب "  "عشق" را،  تبيين فرموده ايد .


.

.

حقير نيز،  به تناسب بضاعت حقيقتاً اندكم،  در راستاي عرض


" لبيك" ، به سروده ي فاخر تان،  


با تجميع  و ترتيب آثاري چند،  از عارفان  بزرگ مان، 


مقوله ي : كلاف و پيرزن،  در  داستان حضرت يوسف"ع" ، و


پاي ملخ و مور و حضرت سليمان را"ع" ، را ، مستمسك جسارت در 


اين " همسرايي" ، قرار داده ام. 



شكوه تان بر دوام. ::20::


با مهر مستدام :::20:: 


"  آگاه " .

.

.



نسرين سادات غضنفري (نغمه) نسرين سادات غضنفري (نغمه)
#1394/12/21 03:14:10 ق.ظ

گرانقدر حضرت آگاه عزيزش 


ستودم به زيبايي در كلام شيوايتان 



 نقش زيبا زديد باقلم بر جام كلام 


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به نسرين سادات غضنفري (نغمه))
#1395/01/05 12:26:48 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي خواهر فرزانه ام، سركار علييه خانم غضنفري ي عزيز. 



ضمن سپاس از لطف حضور مهر گستر تان، 


خجسته عيد سعيد نوروز باستاني را، شادمانه ترين، 


و : 


فرخنده سال جديد را پر بركت ترين تان آرزو مندم. 



با مهر :::20::


" آگاه " .


.



حسين اسكندري "غريب" حسين اسكندري "غريب"
#1394/12/21 10:34:20 ب.ظ

دروووود استاد مهر وادبم جناب آگاه بزرگوار 


فيض بردم از اسرار عشقتان

سربلند و سرفراز باشيد


::20::::20::::20::::20::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به حسين اسكندري "غريب")
#1395/01/05 03:08:29 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، جناب آقاي اسكندري ي عزيز. 


لطف حضور مهر گستر و مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر تان را صميمانه پاس مي دارم. 



شكوه نگاه تان بر دوام. 


با مهر :::20::


" آگاه " .


.



نادر مسلمي ( قطره ) نادر مسلمي ( قطره )
#1394/12/23 10:10:42 ق.ظ

درود بر جناب بختياري استاد گرامي


هماره سربلند و سرفراز باشيد


پرچم كلك تان بر قله هاي شعر و ادب هماره برافراشته بماند


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به نادر مسلمي ( قطره ))
#1395/01/05 03:15:40 ب.ظ

::20::

با سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، حضرت استاد مسلمي ي عزيز. 



لطف حضور مهر ظهور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان را صميمانه پاس داشته، 



خجسته عيد سعيد نوروز باستاني را، شادمانه ترين، 


و : فرخنده سال جديد را پر بركت ترين تان آرزو دارم. 



با مهر :::20::


" آگاه " .


.



سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي
#1394/12/24 01:10:41 ق.ظ
 استاد و شاعر و  مدير مدبر گروه و الحق آگاهمان

 جناب آقاي مهندس بختيار بختياري "آگاه"

 سلام و درود بي كران بر شما باد.

::19::::19::::19::::19::::19::

  خداوند تبارك و تعالي را شاكرم كه يكبار ديگر توفيق هم سرائي در 

  محضر و كنارتان را به بنده اعطا فرمود و بسيار خورسندم كه باستحضار

 ساير عزيزان هم برسانم كه بي صبرانه در انتظار سَرسُرائي شما با موضوع

 وطن هستيم كه يقين دارم ، آن نيز خيلي زود به بار خواهد نشست .


::21::::21::::21::::21::::21::::21::::21::::21::

 اين حماسه اي ديگر  بر حق است تا شاعران برتر ، شكوفا و در اين راه

 شناسائي شده و ماندگار  شوند.

::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::
 
عزت و سربلندي شما را از درگاه ايزد منان خواهانم.

يا حق.

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::25::

بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به سيد عباس مجابي)
#1395/01/05 03:43:47 ب.ظ

::20::

با سلام بر ساحت مبارك گرامي استاد فرزانه، و ، فرهيخته سكاندار سفينه ي شعر و ادب امروز مان، 


سيد جليل القدر، حاج آقا مجابي ي بزرگوار. 



ضمن سپاس از لطف حضور مهر ظهور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان، 


در امتثال امر حضرت تان،  


مشغول سياه مشق نويسي در خصوص موضوع مقدس وطن هستم .


ان شاءالله،  در اولين فرصت تقديم نظر مبارك حضرت تان و ديگر دوستان فرزانه و فرهيخته مان خواهد شد. 



لطف تان را سپاس :::20::


"با مهر :::20::


" آگاه " .


.



علي اكبري ايرنجي(پاييز) علي اكبري ايرنجي(پاييز)
#1394/12/26 10:30:16 ق.ظ

درود استاد عزيزم جناب آگاه...::20::::20::::20::::20::::20::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به علي اكبري ايرنجي(پاييز))
#1395/01/05 03:51:57 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، جناب آقاي اكبري ي عزيز. 



لطف حضور مهر گستر تان را صميمانه پاس مي دارم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادمان ترين. 



با مهر :::20::


" آگاه " .


.



بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به علي اكبري ايرنجي(پاييز))
#1395/03/28 03:20:14 ب.ظ


::20::

سلام بر گرامي برادر ارجمندم، جناب آقاي ايرنجي ي عزيز :::20::


سپاس گزار لطف حضور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان هستم. 



با مهر :::20::


"  آگاه  ". 


.



جمشيد ملكي جمشيد ملكي
#1395/01/17 02:17:34 ب.ظ

::20::::20:: باسلام 

خدمت استادعزيزم جناب بختياري 

هزاران درود برانديشه هاي زيبايتان 

سروده بسيارناب وزيبايي ازشما 

خواندم وبسيارلذت بردم 

بسبارعالي بود



بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به جمشيد ملكي)
#1395/02/14 03:52:49 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر ارجمندم، جناب آقاي ملكي ي عزيز. 


سپاس گزار لطف حضور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان هستم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادمان ترين. 



با مهر :


فاطمه اكرمي فاطمه اكرمي
#1395/02/17 10:49:21 ق.ظ

سلام مهربان استادم

روزگارتان پراز قشنگي

زيبا نگاريتان ستودنيست

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::

عشق را عاشقان بايد تفسير كنن

عاشقي را عارفان تعبير كنن


عشق   دل هاي پاك   را بايد ستود

عاشقي زيبا ترين هديه اي بود


كه خداوند بر دل انسان سرود 

عاشقانه  پاك نيتش  را درود


ان غزل خوان دل زيباي عشق

عاشقي را بر دلها داده  سرمشق


عاجزم از عشق نگاري سرورم

عشق را در دل خود بايدپرورم

 

 تا تواني بار خدايا تو يار باش

عاشقانه خسته دل را  دلدار باش


عشق زيباترين  ايينه ي دل است

عشق  هم بر عاشقانش پرمشكل است 


عشق را بايد با وضو نامش نوشت

 عشق را دردلهاي  ناب بايد سرشت


عشق   شيرين  مادران چون هست ناب 

 به عشق فرزندان  مادر شد  بي تاب

::20::::20::::20::::20::بداهه::20::::20::::20::::20::::20::

ببخشيد مهربان پايين شعرتان خط خطي كردم چون خوب  شعرتون  خواننده مي كه ادمو موفق باشيد گراميترين::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به فاطمه اكرمي)
#1395/03/28 03:30:02 ب.ظ


::20::

سلام بر گرامي دختر فرزانه و "دل سرا"يم،  


سركار علييه خانم اكرمي ي هميشه عزيز ترين :::20::



سپاس گزار لطف حضور مهر گستر و مهر تقرير ابيات هنر پرور حضرت تان هستم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 



با مهر :::20::


"  آگاه  " .


.



آزيتا احمدي آزيتا احمدي
#1395/02/21 07:57:53 ب.ظ
گرچه سر عشق در جان ماندني ست
ليك آثارش زسيما خواندني ست
درودهابزرگمهراستادفرزانه.بسيارزيباسروديدوروان عارفانه عاشقانه اي دلنشين وقابل تامل را....قلم سبزتان نويسا ديـــرزي وهمواره شاد::19::::19::::20::::20::::20::::20::

بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به آزيتا احمدي)
#1395/03/28 03:56:37 ب.ظ


::20::

سلام بر گرامي دختر فرزانه ترينم، سركار علييه خانم احمدي ي عزيز :::20::



سپاس گزار لطف حضور، مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور و الطاف حضرت تان بر اين حقير هستم. 



شكوه نگاه تان بر دوام :::20::


با مهر :::20::


"  آگاه  ".  


.



مجيد مصطفوي (ماجد) مجيد مصطفوي (ماجد)
#1395/03/15 04:36:35 ق.ظ

سر عشقي اينچنين را بي گمان

عاشقي بايد كه گويد راز آن !


من چه گويم ؟ قاصرم از راز عشق

از همه اسرار و از آغاز عشق


عاشقي باشد مرام عاشقان

من چه گويم از همه اسرار آن؟


ليك ميدانم كه عاشق  بي نياز

باشد از هر خودپرستي در نماز


"ناصح"ي بايدكه  "آگاه"ي دهد

"فاتح"ي "ماجد" كه همراهي دهد 



درودها بر حضرت آگاه بزرگوار

برقرار باشيد انشاالله::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به مجيد مصطفوي (ماجد))
#1395/03/28 04:02:40 ب.ظ


::20::


سلام بر گرامي برادر فاضل و " ماجد " عزيز مان :::20::



ضمن سپاس از سروده ي فاخر تان :::20::


سپاس گزار لطف حضور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان هستم :::20::


با مهر :::20::


"  آگاه  " .


.




ياسر شفيعي ياسر شفيعي
#1395/03/27 02:35:50 ب.ظ

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::


درودها و سلامها خدمت استاد عزيزم جناب حضرت بختياري زاده گرانقدرم ::20::


طاعات و عبادات شما هموطن اديب و بزرگ شاعر ِ سرزمينم بهمراه اهل و خانواده ي محترم قبول درگاه حق باد .


شعري به غايت زيبا و دلربا بود و خوش معنا و وزين .



لذت بردم از رقص قلمتان و مستي ِ گلواژه هاي ِ نابتان


اميد بادابان ِ كشتي اشعار و آثارتان هماره برافراشته و سفينه ي معاني و كلامتان هميشه در ساحل ِ امن


مستقر باد .


بعد از مدتها با به آغوش ِ گرم كانون سايت همسرايي رسيده و بيت تازه ميكند تائب


اميد مورد قبول و پذيرش بزرگان ِ اهل علم و دانش قرار گرفته و در ليست دوستان ثبت و خواندني باشد اين بنده ي حقير .


با تشكر از اين اثر زيبا و دلچسب كه محتوايي غني و نقي داشت و كامل الاوصاف بود مرحبايتان مهربان برادر ارشدم .


پاينده و يابنده اديب مرد ِ ميهني .::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::19::::19::::19::::19::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به ياسر شفيعي)
#1395/03/28 04:13:35 ب.ظ


::20:: اللهم صل علي محمد و آل محمد. ::20::


چشمان منتظرمان، بر حضور حضرت شفيعي ي عزيز،  روشن باد. ::20::



ضمن سپاس از لطف حضور مهر گستر، مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر و،



بذل تقرير يادداشت بهجت اثر حضرت تان :::20::


چشم انتظار حضور جدي تر تان،  در اين ادبستان حقيقتاً فاخر،  هستيم. 



شكوه نگاه تان بر دوام :::20::



با مهر مستدام :::20::


"  آگاه  " .


.






ياسر شفيعي ياسر شفيعي (در پاسخ به بختيار بختياري"آگاه")
#1395/03/28 06:47:28 ب.ظ

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::


درود بر مهربان استاد و شفيق رفيق عزيزم


ممنون از ابراز لطف و محبت شما اديب مرد ِ انديشمند::20::



به روي ِ ديدگان اگر عمري و نفسي باقي ماند براي تائب خواهم بود در خدمت عزيزان و سعادتيست در ركاب شما


بزرگواران قلم زدن .


درود و بدرودتان ارجمند شاعر وزين قلم ::20::::20::::20::::20::


مهدي سيّدحسيني (بنده) مهدي سيّدحسيني (بنده)
#1395/04/15 12:11:01 ق.ظ

درود 
طاعاتتون قبول 
پيشاپيش عيد فطر مبارك


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به مهدي سيّدحسيني (بنده))
#1395/04/17 06:31:06 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر ارجمندم، جناب آقاي حسيني ي عزيز. 


ضمن سپاس از لطف حضرت تان، 



خجسته عيد سعيد فطر را،  بر شما و خانواده ي گرامي تان،  پر بركت ترين،  آرزو مندم. 




با مهر :::20::


"  آگاه  " .


.



علي روح افزا علي روح افزا
#1395/04/16 10:43:48 ب.ظ

درود بر شما .

جناب بختياري بزرگوار .

بسيار زيبا و پرمحتوا سروديد .

پاينده باشيد .

عيدتان مبارك ...........::20::::20::::19::::19::::20::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به علي روح افزا)
#1395/04/17 06:36:00 ب.ظ


::20::


سلام بر گرامي برادر ارجمندم، جناب آقاي روح افزا ي عزيز. 



ضمن سپاس از لطف حضرت تان، 



خجسته عيد سعيد فطر را،  پر بركت ترين تان مسالت دارم. 



با مهر :::20::


"  آگاه  " .


.



فرخنده قرباني مقدم فرخنده قرباني مقدم
#1395/04/18 02:38:19 ب.ظ

شعرزيباييست استاد.پيروزباشيد


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به فرخنده قرباني مقدم)
#1395/05/08 02:58:51 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي دختر فرزانه ام، سركار علييه خانم قرباني ي عزيز. 


سپاس گزار لطف حضور حضرت تان هستم. 


شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 



با مهر :::20::


 "  آگاه  " .


.



زينب ميرزايي زينب ميرزايي
#1395/04/18 02:52:08 ب.ظ

استاد ارجمندم جناب آقاي مهندس بختيار بختياري "آگاه"


با سلام و احترام


شعر زيباي شما را خواندم و لذت بردم::20::::20::::20::::20::::20::




بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به زينب ميرزايي)
#1395/05/08 03:05:02 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي دختر فرزانه ترينم، 


سيده خاتون جليل القدر، سركار علييه خانم ميرزايي ي عزيز. 



سپاس گزار بركت حضور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور تان هستم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 



با مهر :::20::


"  آگاه  " .


.



احمد باباحاجياني احمد باباحاجياني
#1395/04/19 01:28:14 ب.ظ

شاعر اديشمند و توانا ، سلام و درود بر شما.
اشعار زيبا و دلنشين شما،ستودني  و سزاوار تقدير است. آگاه خداوند بصير،يار و ياورتان.


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به احمد باباحاجياني)
#1395/05/08 03:11:54 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر فاضل و هنرمندم،  جناب آقاي باباحاجياني ي عزيز. 



لطف حضور مهر گستر و مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر حضرت تان را صميمانه پاس مي دارم. 



شكوه نگاه تان بر دوام. 



با مهر :::20::


"  آگاه. " .


.



عبدالرسول بلاغي پور عبدالرسول بلاغي پور
#1395/05/01 11:58:02 ق.ظ

سلام 


من ازاتفاقي كه براي فرزندمرحومتان افتاد

خيلي ناراحت شدم

ومتاسف


اما مرگ براي انسان بزرگترين نعمت خداونداست استاد


فقط عذابش ما كه ميمانيم ميكشيم


من اين  مصيبت راتجربه كرده ام

وباشماهمدردي ميكنم


مصيبت كش همي داند ...كه درداين مصيبت چيست


زنده باعزت باشيد


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به عبدالرسول بلاغي پور)
#1395/05/08 03:18:14 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، جناب آقاي بلاغي پور عزيز. 



ضمن امتنان از لطف همدلي ي شريف تان. 



براي شادي ي روح عزيزان رخ در نقاب خاك كشيده مان :


::20:: رحم الله من استمع دعا و قرء فاتحه مع الصلوات. ::20::


::20:: اللهم صل علي محمد و آل محمد. ::20::



با  مهر :::20:: 


"  آگاه  " .


.



غلامعلي (فرهاد) فولادوند غلامعلي (فرهاد) فولادوند
#1395/05/05 12:28:28 ب.ظ

آگاه عزيز...آفرين..(من نه آگاهم......) شما آگاهيت عزيز.....> پيشكش به شما.


كاش من هم چون تو شيدا مي شدم

بي غم از امروزو فردا مي شدم

پا به پا رقصنده همپاي جنو ن

هر چه بودو هر چه بادا مي شدم

يا چنان شوري بجانم مي فتا د

قصه اي چون قيص ليلا  مي شدم

مي شدم چون تو عزيزم شاعري

درغزل همواره پــيـدا مي شدم.


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به غلامعلي (فرهاد) فولادوند)
#1395/05/08 03:26:59 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، جناب آقاي فولادوند عزيز. 



سپاس گزار لطف حضور مهر گستر، مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر و 


درج ابيات شكوفا اثر حضرت تان هستم. 



شكوه نگاه تان بر دوام. 



با مهر :::20::


"  آگاه  " .


.



غلامعلي (فرهاد) فولادوند غلامعلي (فرهاد) فولادوند
#1395/05/08 11:49:05 ق.ظ

آگاه عزيز به به ...چه زيبا سرودي( و زيباتر در استقبال وتظمين )....>پيشكش...>

من شنيدم بارها از ديگران ......كه تو آگاهي زعشق و سر آن.

با درود و قدر داني از زحمات شما ...فرهاد


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به غلامعلي (فرهاد) فولادوند)
#1395/05/08 03:28:49 ب.ظ

::20::

سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، جناب آقاي فولادوند عزيز. 



زيبايي ي نگاه شريف تان را سپاس. 



شكوه نگاه تان بر دوام. 



با مهر :::20::


"  آگاه  " .


.



امير حسين اميريان.د امير حسين اميريان.د
#1395/05/11 12:56:31 ق.ظ

درود استاد عزيز جناب اگاه بختياري


چون ديگر اثار حضرتعالي كه قبلا خوانده ام  اين شعر نيز دل از كف  مي برد . كلامتان سحر خود نشان ميدهد و بنده را شيفته مي كند . موسيقي كلام در اين نيمه شب تار بدستم كرد و غرق شده ام در لطافت  سخن و انديشه شما بزرگوار . و گلام اخر انكه  ....عشق را معشوق معنا مي كند . .و چنين است . درود بر شما


مختار فعلي (شاهد) مختار فعلي (شاهد)
#1395/05/21 01:16:55 ب.ظ
درود بر استاد ارجمندم جناب آگاه ترين اساتيد
حضرت بختياري گرانقدر 
عذر خواهي ميكنم من تازه متوجه ضايعه در گذشت فرزند گرامي تون شدم
از صميم قلب براشون غفران و رحمت الهي رو خواستارم
و سلامتي و طول عمر باعزت براي حضرت عالي از پرورگار متعال خواهانم
سعادتي بود سير در آثار عاشقان ادب ايران زمين آن هم با زبان سليس و فاخر حضرتتان
در پناه مهربان ترين يار
ايامتان سراسر مهر 

يا علي ::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::

اله يار خادميان اله يار خادميان
#1395/08/16 04:55:21 ب.ظ

 سلام و درود بر سرور ارجمند  دوست وبرادر عزيز   مهربان با مهر اگاه     فيض فزاينده از  اين

 سروده ي ستودني نصيبم شد تا هميشه عزتت جاودانه باد امين يا رب آ لمين


مشخصات شعر
عنوان: سر عشق
شاعر: بختيار بختياري"آگاه"
دفتر شعر: دل گويه هاي غزل گونه
زمان: 1394/12/20 - 08:46 ب.ظ
قالب: مثنوي
مناسبت: در همسرايي با مثنوي ي فاخر " سر عشق" حضرت استاد ناصح .
موضوع: عرفان

آمار مرتبط با شعر
تعداد کلمات-
تعداد حروف-
19
امتیاز4.23(از 13 نظر)
نظرات مرتبط50
تعداد نمایش1536
بازدید اعضا59

لایک دهندگان
امتیاز دهندگان
اعضای بازدید کننده
  • در مسير حق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ در مسير پويش حق شعر نابم ابتر است * گر چه هر شاعر خداي حرف و هم پيغمبر است

  • نداي عشق

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي _ نداي عشق سردادم كه عشقي جاوداني داد * گداي خانه اش گشتم ، ِمرا تاج كياني داد

  • از راه ميرسد

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ غنچه و گل نثار كن، چونكه ز راه ميرسد * سروَر عشق و دين ما، هور و چو ماه ميرسد

  • آبراه شعور.

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ بگير دست مرا اي تو عشق و زيبايي * كه بهتر از همه يارانِ دل فريبايي

  • شراب حكمت

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ سحر به زمزم مهتاب بوده اي با دل * صفا و لذّت كامش تو را بشد حاصل

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ خدا كند كه بهار دلت ، خزان نشود * گلي زباغ زند گيت ، خزان نشود

  • قسم

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ قسم بر ابر و مه ، بر باد و باران * به گلهاي لطيف و ، لاله زاران

  • بازتاب

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ اي دريغــــا سينه ها،پُر درد شد * رنگِ رخسارِ جمـــــاعت،زرد شد

  • سَفَر درزمان

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ پريشان ُشد َشبي،روح وروانم * شـدم دلتنـگِ جـمـعِ رفتگانم

  • روزِ غم

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ روزها ِي تار ،ِكي َسرميرسد * حالوروِز زارِكي َسرميرسد

  • غم نان...

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) _ امشب از حادثه قلبي نگران دارم من * چشم ياري ز خداي دگران دارم من

  • به داد من برسيد.

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) _ زآشنايان وفا نمي آيد،اي غريبان به داد من برسيد

  • هبوط آخرين برگ

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ پاييز آمد تا خبر از " او" بيارد * در كوچه هاي عاشقي باران ببارد

  • قصه ي عشق

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ غم تا رسيد ، اشك شقايق شراب شد * ني ناله كرد ، كوچه پر از اضطراب شد

  • هيچ كس ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ هيچ كس نيست كه از عشق تو دل خون نشود * سوي صحرا نرود همره مجنون نشود

  • اين دلم در ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ اين دلم در خم آن طره يار است هنوز * پيش چشمم همه وقت لاله عذار است هنوز

  • خوش آن ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ خوش آن آهو كه صيادش تو باشي * شود شيرين و فرهادش تو باشي

  • شفايم ده ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ شفايم ده كه بيمار تو هستم * زجان و دل خريدار تو هستم

  • الاهي ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ الاهي به ماه درخشان زيبا قسم * به دريا دهد جلوه اي خاص شبها قسم

  • آيين و آيينه ها قسمت چهار دهم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ امواج و طوفانست و توبرتكه چوبي * ساكت مباش هر چند در حال غروبي

  • ستاره

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ چه سخت است * انتظار چشمك از ستاره

  • صبح زيبا

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ بيا طلوع دميده صبح را رويا كنيم * تاوقت آن رسيده عشق را پيداكنيم

  • در هوايت

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ در هوايت بيقرارم جان جانانم ، كنون * روزگارم پر غم است اما پشيماننيستم

  • آسمان‌ دل

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ آسماناز دل خود ناوك مژگان ريزد * روشنايي همه جا نور شهابست امشب

  • شعر كوتاه 77

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ زمستان * به نگهبابي از

  • 76

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ به نجواي آب * صداي باد

  • وَمَا عَلَي الرَّسُولِ إلّا البَلَاغ

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ حضرت آقاي ترامپ اي الاغ * اي كه به هر ضرطه شوي تردماغ

  • جيغ بنفش

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ افتاده به دستان تو انگار دِرَفشي آنگونه كه از پاي گدا لنگه ي كفشي

  • دريغا باوري نابارور داريد و مي لوليد

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ نگاه حسرت ما بر شما هر گاه مي افتد * شرر در كاختان از كوخ ما با آه مي افتد

  • سلطه جنون

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ تو نيستي و * دوباره گم شدم

  • مسيح

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اينك كه راز خود را * با تو

  • سكوت

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ آه دوباره سكوت * دوباره نگفتن

  • توبه

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اي بهتر از هر يار ديگر ياري ام كن * دل داده ام از كف بيا دلداري ام كن

  • رباعي-دام ريا

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * دست چپ من عليل و پايم لنگ است * زخمي به تنم به يادگار از جنگ است

  • رباعي طنز

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ هر چند هواي ميهنم ديجور است * مردم دلشان شكسته و رنجور است

  • آرزوي غزل

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ عشق پرواز بلندى ست مرا پر بدهيد * به من انديشه ى از مرز فراتر بدهيد

  • طنز-سوت بلبلي

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ شاهدي مي گفت:شبها با فلاني مي پري * با كبوتربازهاي آنچناني مي پري

  • وصيّت

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * وصيّتم به شما ب ّچه هاي خوب اين است

  • رضايت معبود

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ ستاره ها همه غمگين و ماه ، حزن آلود * نشسته بردل خورشيد آسمانها دود

  • رباعي

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ در باغ غزل كه جستجو مي كرديم * گلهاي قشنگ را كه بو مي كرديم

  • باران عشق

    جناب آقاي محمدحسين بخشي _ زير باران عشق،شايق باش * مثل پروانه وشقايق باش

  • اناري ترين شب

    جناب آقاي محمدحسين بخشي _ اي اناري ترين شب پاييز * اي بهاري ترين شب دلها

  • پنديات ، غزل ششم

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) _ صنما چهره به اهريمن دنيا مَِنما * به سرا ِي گذرا ، عر ِض تمّنا منما

  • شيرازه عشق

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) _ چه سازم چون دلي بيتاب دارم * نگاري نقره چون مهتاب دارم

  • سرمه عشق

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) * دل در گرو سرو خرامان سيه موي * جان در طلب برق دو چشمان چو آهوي

  • رويان

    جناب آقاي اكبر رشنو _ مرا * درآشفتگي هاي آغوش دشت

  • گذر

    جناب آقاي اكبر رشنو _ زير چشم مهر * يكريز آبان بود

  • نفس

    جناب آقاي اكبر رشنو _ به شوقت ! * افتاده ز پا ، مي د و م به سر

  • انفجار نور

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ در انفجار نور ناگاه * بشكوفد آواِر تباهي

  • " نخله ي فرهنگ"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" _ قامت نخله ي فرهنگ، شكست * نغمه بر ناي شباهنگ، شكست

  • انتظار

    جناب آقاي وفا صداقت _ هرجمعه هواي يار دارد د ِل ما * با ياد رخش قرار ، دارد د ِل ما

  • خاطرات عيني يكي از جبهه هاي دفاع مقدس

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي _ بيا بشنو زبان حال بنده * بگويم خاطراتي را، ز جبهه

  • سرود ميلاد حضرت عباس عليه السلام

    جناب آقاي سيروس بداغي _ شب ميلاد بهترين اربابه * همون كه ساق ِي صهباي نابه

  • غم بدل....

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ غم بدل نيست مرا چونكه تودلدار مني * هركجا مينگرم باز خريدار مني

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ كشتي شكست و ، بادبان افتاد درآب * بنياد عمر و زندگاني ، رفته در خواب

  • فصل باران

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) _ مي دانستي؟ قرار است باران بيايد...

  • چه بسا سر كه براي تو بر يدم عمري

    جناب آقاي اله يار خادميان _ به غزل خانه ي چشمت گرويدم عمري * به خطا رفتي و ناِز تو كشيدم عمري

  • بوسه ي سرخابي-غزل عنابي-هزاران درد پنهاني

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ لحظه هايت آبي * خالي از بي تابي

  • چرخ روزگار ...

    سركار خانم ميترا دلفان آذري _ جام عمرم پر شد و سپيد گشت ... * ز چرخ روز گار دمارم ..

  • " نگاهِ ماه "

    جناب آقاي علي روح افزا _ با جامه ي راه راه ، راه افتادم * با آت ِش درد و آه ، راه افتادم

  • حَرَم قوشو "كبوترحرم"

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" _ سوويرم بير قوش اولام عالم معناني گَزم * پَر آچام گوي أوزونه ساحل و درياني

  • عروس چمن

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اي عروس چمن اي دختررز بر پا خيز * تا به يغما نبرد بار وبرت را پاييز

  • زيباتر از زندگي

    جناب آقاي حسين رسومي _ شنيدم كه سهراب مي گفت * تا شقايق هست زندگي بايد كرد

  • مريد گريه هاي مرتدم

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ به زير سينه هاي تاك * شراب شعر مكيده باورم

  • شعر كوتاه 75

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ در جستجويش به آن دنيا رفت

  • اربعين

    جناب آقاي محمدرضا اميري _ آن دشمني كه بوده حسين، در كمين تو * اكنـون كجـاست ؟ تا كه ببـيند مَكين تو

  • شهر جمله هاي بي ريا

    جناب آقاي بهمن نوري قاضي كند _ قبل از حرف زدن؛ اول سلام كن، تا همه ترست فرو بريزد.

  • بوالهوس

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ بوالهوس را بنگر حال و هوايي دارد * هر زمان كعبه اي و تازه خدايي دارد

  • معلم

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ چگونه جوهر مركب ، برتر از خون شهيد شد ؟

  • ساقي بده آن جام را

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ من را تماشا مي كنند ساقي بده آن جـام را * هنگامه اي ديگر رسيد تا چون كند فرجـام را

  • علي فاتح مطلق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ بگشا به نهانخانه ي دل باب علي را * آميخته ي جان كن همه آداب علي را

  • پند صاحب نظران

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ پند صاحب نظران ، نـيـك مـرا در گـوش اسـت * يك دمي جـسم به جان من و تـو روپـوش اسـت

  • رند خرابات

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ هم رند خراباتم ، هم ساقي ميخانه * هم ناصح مستانم ، هم حامي پيمانه

  • سرگشته ي عشق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ چندي است كه از دامن دلدار جدائيم * راضي شده بر قسمت و اين حكم خدائيم

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • راز

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ تا در جهان نا ِم تو نيكو جاري و ساريست * در لفِظمان گفتاِر نا مفهو ِم پنداريست

  • تهمتن عشق

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ دمي كه خنده به رخساِر يار بنشيند * جهان بخندد و فص ِل بهار بنشيند

  • مرده ريگ خدا

    جناب آقاي محمد بيك زاده * طرب نمانده به گيتي ، طرب فزايي نيست * براق تيز تكي ، مرد ره گشايي نيست

  • اجيران چشمت

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ فتواي اهل فقه به چشمت اجيرتر * چشمت ز هر امير به عالم اميرتر

  • لهيبِ چشم

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ چنان لهيب زچشمت فتاده در تنِ من * كه سوزِ سينه به آتش كشانده پيراهن

  • زلزله غوعا كرد

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ خون دلها گشته بر ايران ما * زخم تن فرياد كرمانشاه شد

  • خون گريه كن

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ اي اسمان خون گريه كن بر اين دل بي تاب من شد نينوا راهي گشا بر دلبر ناياب من

  • عشق ولايت

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ بر خيز كه عيد امد ، از يار نويد امد * شد هلهله اي برپا تا ،عيد سعيد امد

  • مي بينم

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اين چه شرميست كز آن روي شما مي بينم * اين چه شوريست در آن زلف دو تا مي بينم

  • دام گيسو

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ طعنه ها بر دانه دارد خال هندوي شما * دام ها مي گستراند جعد گيسوي شما

  • قمار عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ چه خطا نمودم آيا كه دلت زما بريدي * همه عمر من دويدم تو به مقصدت رسيدي

  • خال هندو

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اگر لبهاي مشتاقم رسد بر خال هندويت * به مضرابي به رقص آرم يكايك تار گيسويت

  • قرمانروايي

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ عاشقم در سايه عشقت خدايي ميكنم * اعتبارم گشته اي فرمانروايي ميكنم

  • رخ زيبا

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ گر نپوشاند دلارايم رخ زيباي خود * ماه از شرمش بپوشاند سرو سيماي خود

  • سلطه جنون

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ تو نيستي ، تو نيستي ، تو نيستي و ، دوباره گم شدم

  • زلزله غوعا كرد

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ خوندلها گشته بر ايران ما * زخم تن فرياد كرمانشاه شد

  • خون گريه كن

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ اي اسمان خون گريه كن بر اين دل بي تاب من شد نينوا راهي گشا بر دلبر ناياب من

  • لرزيد

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ لرزيد و لرزاند * تمام قلبهاي مهرباني كه

  • مناظره دانشجو و مسول (طنز)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ "گفتم غـــــــم تو دارم - گفتــا غمت سرآيد" * "گفتم كه مــــــــاه من شو - گفتا اگر برآيد"

  • قلب هاي آبي ( فروغ چشمان زيباي تو )

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ فروغ چشمان زيباي تو را * روزي ، به شعري ناب

  • القدس لنا

    جناب آقاي اسماعيل عليخاني _ سيد حسن عزيز ما گفت * با تيغ زبان قبيله اي را

  • اي واي....

    جناب آقاي اسماعيل عليخاني _ خانمي را ديدم * آبرومند، نجيب

  • توصبح صادق عشقي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ سحر شدست و چها چشمِ انتظار بيا * تو صبح صادق عشقي به اين ديار بيا

  • عطش دارم

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ به يادت شد دگرگون دل ، عجب شوري و غوغايي * كه دل با ياد م َهرويان، كشد آخر به رسوايي

  • تشكر از موسسه نور گستر گلها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ همه جا نور تو گسترده و همت داري _ همه جا گل شده اي وه تو چه حشمت داري

  • اي حسين

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اي حسين ، خون زچو ايثار تو افشان گرديد درد هر كس رِه آن يار به سامان گرديد

  • طبيب

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * شراب ناب بريز از چو جام شهنوشت * كه تا به صبح سلامت شوم هم آغو َشت

  • ضمير درون

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ من در آن فكرم، ز غوغاها ز آن سوداي دل * گاه مي سوزم من از اين عشق بي پرواي دل

  • فرصت خوب

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ ربَّنا ما َدِر كويَت به ندا آمدهايم ما به آن درگه عشقت به صفا آمدهايم

  • بندگي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ با نيايش بايدت تا سركشي هر جام را * با نوازش بايدت آرام گيري كام را

  • بندگي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ با نيايش بايدت تا سركشي هر جام را * با نوازش بايدت آرام گيري كام را

  • اين بلا زلزله بود ؟

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ واي لرزيد زمين * آه ازين روز غمين

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ كاش دست همگان ، بذر صداقت مي كاشت * توي قلب و دل ما ، رسم رفاقت مي كاشت

  • بختك

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ فكندي مثل بختك ، ناوگان ها * به رو ِي آ بي يِ آ را ِم ، د ريا

  • زن ايراني

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ هان اي ز ِن خو ِب ،آسيايي * اي همسِر پا ِك ، آريايي

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ حيف از آن عمر و نو جواني بود * چون به غفلت گذشت خيلي زود

  • تك بيت ها

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ شرم از ميان چو رفت ! بايد رسانه كرد * وقتي عدو حنجر كودك ، نشانه كرد

  • تو مرو از بر ما

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ آمد ي خسته و بي تاب و پريش * از سفر باز به كاشانه ي خويش

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ مرا تا به كُجا مي برد ، جو ا ني ِي من * برفت ازسرم آن ، شوِر زندگاني ِي من

  • دوبيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ گاهگاهي ماه ، نجو ا مي كند * با سرود عشق ، ا غو ا مي كند

  • سفر

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ غمگين ازين ، سكوت * دلگير ازين ، ركود

  • يك نَفَس عشق

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ بهترينم،سينه اي ازعشق،سرشارم بده * مرهمي بهِر د ِل بيتــاب و بيمــارم بده

  • ناسپاسي

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ دل كه باشد بي محبت ، يار ميخواهد چه كار * سنگ باشد جاي دل،دلـــدار ميخواهد چه كار

  • رخ يار

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ سر َزنَد اي كاش خورشيِد رخ زيبا ِي تو * تا ببينم سير، لبخنِد گُل سيمـاي تو

  • عشق نافرمان من

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ ا مسيحاي نگاهت ، واژه هايم جان گرفت * باز از آهنگ لبهايت ، غزل فرمان گرفت

  • روياي كال

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ شعر من نجواي غم آلود بغض ياس هاست * نبض تبدار غزل ، در رويش احساس هاست

  • تنديس اشك

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ پاييز آمد اشك هايم در تلاشند * تا روي تقديرم غبار غم بپاشند

  • عرصه ي عشق

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ "هر كه در اين حلقه ، مقرب تر است * جام بلا ، بيشترش مي دهند "

  • صداي پاي تپش

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ ترديد نگاه تو ، سرآغاز تپش ها * پس لرزه ي چشمان تو ابراز تپش ها

  • حضرت پاييز

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ مي رسد قافله ي شور و نواي پاييز * مي خزد در غزلم ، خش خش پاي پاييز

  • آرامگاه اشك

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ سرفصل جنجالي ترين پرونده ي عشق * كابوس تكرار سقوط از اوج روياست

  • عاقبت پايان

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ عاقبت پايان اين شبهاي تارم ميرسد * بوي خوش در هر مكان از لاله زارم ميرسد

  • بداهه تقديم رضا (ع)

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ مرغ دلم باز هوايش رضا(ع) * پر بكشد سوي رضا(ع) در هوا

  • خود پسندان ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ خود پسندان را بكوي عشق ديگر راه نيست * راه كوي عشق همواراست ديگر چاه نيست

  • نزد طبيب ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ نزد طبيب رفتم ؛ گفتا توئي سلامت * چون درد خويش گفتم ؛ گفتا مكن شكايت

  • آرزو هست ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ آرزو هست سلامت همه شب خانه روم * قدمي چند زنم بادل ديوانه روم

  • دوستان خوب ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ دوستان خوب نگاهي به رخ يار كنيد * بعد از آن چاره درد من ناچار كنيد

  • دوريت آتش ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ دوريت آتش سوزنده بجانم كه مپرس * از فراقت همه اوقات فغانم كه مپرس

  • روي بنما كه ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ روي بنما كه مرا تاب توان اين همه نيست * دردلم غير غمت آه و فغان اين همه نيست

  • باغ پر گل ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ باغ پر گل شد ؛ بيا اينك تماشا كن دمي * روح خودرا همچنان گلها تو زيبا كن دمي

  • خنده هاي خالي از ترفند شيطاني چه شد

    جناب آقاي اله يار خادميان _ چهره هاي خرم وبزم چراغاني چه شد * شب نشيني هاي لذت بخش طولاني چه شد

  • مرگ شاهينم به دنبال كبوتر نيستم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ مر ِگ شاهينم به د نبا ِل كبوتر نيستم * همسفر با اي ِل پس ِت فتنه گسترنيستم

  • قانون جهان به دست مست افتاده

    جناب آقاي اله يار خادميان _ بر سازه وسازمان گسست افتاده * پُست اُمرا به مَرد پَست افتاده

  • خيالات و محا لات و فسون نيست

    جناب آقاي اله يار خادميان _ نمي گنجد كسي در باورِمن * به جز معشوق زيبا منظِر من

  • جبر را بايد فرد بگذاشت

    جناب آقاي اله يار خادميان _ هيچ كس با امِر بي منشور، همراِه تو نيست * گركسي تسليم شد با زور ، همراه تو نيست

  • مرغ بي سر

    جناب آقاي اله يار خادميان _ و پيوستي به ياران خدايي * رسيدي تا به ركن روشنايي

  • انقلاب خون

    جناب آقاي اله يار خادميان _ اي اما ِم انقلاب و خون سلام * كُشته ي لب تشنه بر هامون سلام

  • غم زمزمه در گوشم كرد

    جناب آقاي اله يار خادميان _ اشك جاري شد و غم زمزمه در گوشم كرد * دست مهر آمد و با عشق درآغوشم كرد

  • سبزي ما را نمي خواهند آتش زا ده ها

    جناب آقاي اله يار خادميان _ با حضورت خاطرات خسته اي را شاد كن * بزم ها را مثل بزم نيمه ي. خرداد. كن

  • ايين و ايينه ها قسمت دواز دهم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ از بندگي تا صدر اقايي رسيديم * وقتي كه دست از ننگ خود خواهي كشيديم

  • ماه صفر-ابري آبان ماه

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ گرفته بغض تنهايي گلويم را * من از ماِه َصف َر بدجور بيزارم

  • ماه صفر-ابري آبان ماه

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ گرفته بغض تنهايي گلويم را * من از ماه صفر بدجور بيزارم

  • پرنده-دوزخ پاييز

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ -از ذهنم پرنده مي رويد * وقتي به نيلي چشمانت مي انديشم

  • حسينيه ي قلب من

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ حسينيه ي قلب من * پر از مرثيه ي يادت

  • چاي

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ يكي از دوستان ناب من امروز * دعوتم كرده تا به باغشان برويم

  • تو مي آمدي

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اين صحنه از عشق تو * بود نقش ضميرم

  • چشمه ي چشمان تو

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اي چشمه ي چشمان تو آبشخور جانم * بگذار كه در سايه ي لطف تو بمانم

  • عوض گرديده است

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ رنگ چشم هايت عوض گرديده است * طرز انشايت عوض گرديده است

  • صورت ومعنا

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ روي از تو گرداندم چرا * كردم چه كاري اشتباه

  • كي خواهي آمد

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ چشم انتظارم،كي خواهي آمد * بس بي قرارم،كي خواهي آمد

  • حفظ حقوق حيوانات

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * هوا ابري ، غبارآلوده و سرد _ دو چشمم را خبرهايي كه تركرد

  • تقديم به سالار شهيدان اباعبدا... الحسين ع

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ دشمن كه قصد غارت اموال خانه كرد _ تيري به قلب خيمه ات آقا روانه كرد

  • شعر پرواز

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ بعد مرگم همه را خ ّرم و شاداب كنيد _ تا مرا بر حرم يار شرفياب كنيد

  • "يا حسين"

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مانده ام حسرت به دل بر خاك پاكت يا حسين * كي نصيبم مي شود افتم به خاكت يا حسين

  • سلامٌ عليك

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مظهر احساس سلا ٌم عليك * عطر گل ياس سلا ٌم عليك

  • سكوت سرد

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ نه از آتشفشان لشكراشرار مي ترسم * نه از رفتن به جنگ نرم استكبار مي ترسم

  • تك بيت

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ تا غروب زندگي خورشيد عالمتاب باش

  • مهرباني

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مثل مرغي در قفس بيزارم از اين زندگي

  • " نگاهِ ماه "

    جناب آقاي علي روح افزا _ با جامه ي راه راه ، راه افتادم * با آت ِش درد و آه ، راه افتادم

  • " اِشغالگر "

    جناب آقاي علي روح افزا * در عش ِق تو با آنكه سبك بال شدم * با آمدنت عجيب خوشحال شدم

  • زمزم صلح وصفا

    جناب آقاي محمدحسين بخشي - اي كاش! تنها داور دلها،خدا بود * دنياي دلها،زمزم صلح وصفا بود

  • تاج پاييز

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * فصل قشنگ پاييز با مهر نسبتي داشت * آبان به كوچه سر زد در آسمان گلي كاشت

  • سبزيم به يلداها

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * ما دوستتان داريم امروز و چه فرداها * هرچند كه پنهان است امروز چه پيداها

  • كشور خودمختار دل

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * كلبه ي زيباي دل را حاجت ديوار نيست * آسمان عاشقان آبيست ،هرگز تار نيست

  • مرام گل

    جناب آقاي محمدحسين بخش * شكست چيني دل،درمرام گلها نيست

  • انقلاب احساس

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * چايي بريز اي دوست در استكان احساس

  • بسيم

    جناب آقاي اكبر رشنو * چقدر سومنات فرو ريخت * از تب ّسمت!

  • نشان

    جناب آقاي اكبر رشنو * فقط ، آيه ، آيه ، نگاه تو بود * بر ظهرشرف

  • يكي

    جناب آقاي اكبر رشنو * همپاي نسيم * به تو! مي د و م

  • يك نفس تا عشق

    جناب آقاي اكبر رشنو * اربعين: همين زير چشم سنگ * چشمه جوشيده

  • اربعين در آيينه ها

    جناب آقاي اكبر رشنو * شرحي از شرحه شرحه ام * در دل سنگواره نيست

  • هيچ...

    جناب آقاي اكبر رشنو * و اما " پاييز " زخم تنهاي درخت نيست

  • هرگز!

    جناب آقاي اكبر رشنو * لختي بودن!َ * چه حادثه كه از سرم نگذشت

  • دنياي من

    جناب آقاي مقصود دهميري * عشق من نابترين خلقت دنيا هستي * محشري،در دل من دائم و برپا هستي

  • خيانت(1)

    جناب آقاي مقصود دهميري * باز تصوير لبت فتنه به اشعارم زد * گره هي پشت گره بر دل و بر كارم زد

  • خداي احساسم

    جناب آقاي مقصود دهميري * هوس شور كرده ام با تو ،سجده گاهم كمان ابرويت * قبله ام گوشه اي ز لبهايت،جانمازم حرير گيسويت

  • رضاي من رضاي تو....

    جناب آقاي مقصود دهميري * منم ز پا به سر گناه. اميد بر رضاي تو * دخيل بسته ام به صحن و حكمت و سراي تو

  • عشق محمّد

    سركار خانم مينو حسيني * شده اندوه وغمت ، بيشتر از ، َحد باشد * غيرغم ، هرچه رهاورد به دل ، َرد باشد

  • نقش واژه ها

    سركار خانم مينو حسيني * روي نقش واژه ها ، ديدي چه شكاكم هنوز * همچو موسيق ِي جان ، درگير ادراكم هنوز

  • اِفيون حسرت

    سركار خانم مينو حسيني * تا خيالاتت غزل شد ، هر ورق مستانه تر از قلم خون ميچكد ، چون ديده ي ُدردانه تر

  • آمدي ناز كني...

    سركار خانم مينو حسيني * آمدي ناز كني ، ناز من ، اين ناز ... نشد * خواستم تا بكشم ناز تو را ، باز ... نشد

  • لحظه ي ديدار

    سركار خانم مينو حسيني * اين جهان گرد است و سهمم، مستطيلي بيش نيست * فرصتي ديگر نمانده است و ، كسي هم كيش نيست