پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1393/12/27
دفترهای نثر و شعر20
کل مطالب183
پیگیری کننده ها0
505
امتیاز4.31(از 462 نظر)
نظرات مرتبط1059
نمایش شعرها96141
بازدید اعضا1759

هم سرائی ها
دفترهای شعر
دفترهای نثر
آخرین شعرها
آخرین نثرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 117
بازدید امروز 2،652
بازدید دیروز 3،571
کل بازدیدها 2،261،189
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

پا بند صبح و شام

..................................................... به نام حضرت حق ................................................ خدا را شاكرم كه توفيقي عطا فرمود تا اين شعر را براي سومين " هم سرائي " تقديم شما سروران گرامي نموده و در خواست نمايم كه اين غزل در قالب " تركيب بند " سروده شده و عزيزان هم بايد در همين وزن ، يعني " مفاعيلن ، مفاعيلن ، مفاعيل و يا فعول " سروده ي خود را بسرايند و مصرع تركيب را با رديف و قافيه ي " ام كردند " بسرايند. شايان ذكر است كه موضوع اين شعر ، رنسانسِ انسان در عالم خلقت مي باشد كه با موضوعاتي مانند عشق ، كمال ، تربيت ، وفا ، يا هر موضوعي كه انسان را به سوي كمال سوق مي دهد مي توانند ابيات خود را بسرايند. از مشاركت و " هم سرائي " همه ي شاعران عزيز كمال قدرداني را دارم. . . .
.
.
.
1 - تلاطم در دل اوهام كردند
.
جهان را پخته وانگه خام كردند
.
.
2 - مِي از عشق خدا در جام كردند
.
به چشم عارفان ، گلفام كردند
.
.
.
(1) كه نه چرخ از نگاهي رام كردند
.
.
.
3 - ز ساقي پير عشق من خبر داد
.
فرس از مرزِ عقل من گذر داد
.
.
4 - به چشم دل ، نشانم آن گهر داد
.
ميِ نابي كه خوردم ، هدر داد
.
.
.
(2) به هُشياري مرا در دام كردند
.
.
.
5 - قرار اين دهر نافرجام نگرفت
.
امان نامه كس از ايّام نگرفت
.
.
6 - پيِ لرزنده بر سر بام نگرفت
.
از آن جانم به تن آرام نگرفت
.
.
.
(3) كه بر او ارجعي اعلام كردند
.
.
.
7 - بقا مي آفريند رنگ زردم
.
كند آتشفشاني آهِ سردم
.
.
8 - حلاوت دارد اينجا طَعم دردم
.
خلاف نفس خود رَه مي نوردم
.
.
.
(4) چو بيرون از خودم يك گام كردند
.
.
.
9 - منم قلاش و رند و عافيت سوز
.
ز كفرم دين و ايمان شد سيه روز
.
.
10 - چونان بد مستيم شد شعله افروز
.
كه هشيارم نسازد عقل مرموز
.
.
.
(5) مي و ميخانه از من وام كردند
.
.
.
11 - خرد را گفتم اينجا ناتواني
.
مثال ذره اي در بيكراني
.
.
12 - به بزم عاشقان زان لا مكاني
.
كه خط ديگري هرگز نخواني
.
.
.
(6) تو را پا بند صبح و شام كردند
.
.
.
13 - شهيدان راه نفساني بريدند
.
وصال جاوداني را خريدند
.
.
14 - به مقصود از سر همّت رسيدند
.
ولي آنجا مجابي را نديدند
.
.
.
(7) از آن عالم برون اين نام كردند
.
.
.
15 - جهان را عده اي بدنام كردند جناب آقاي قاسم پير نظر
.
منيّت پرچم هر بام كردند
.
.
16 - جسارت برتن ابهام كردند
.
سئوال پُخته را از خام كردند
.
.
.
(8) ستم راخادم ايام كردند
.
.
.
17 - خردپيشان قلم را برگزيدن
.
خدا را در دل ذرّه كشيدند
.
.
18 - ز چشم انداز هستي دل بريدند
.
به غير از او بسر شوري نديدند
.
.
.
(9) حقيقت را ، چون استشمام كردند
.
.
.
19 - زر اندوزان حماقت خيك كردند
.
من و مارا ز هم تفكيك كردند
.
.
20 - جدائي را رعايت نيك كردند
.
ره آزادگي باريك كردند
.
.
.
(10) منيّت را به خود فرجام كردند
.
.
.
21 - دلم ميخواست بودم چون مجابي
.
ولي من رودم ، او درياي آبي
.
.
22 - به سطحش پوچ پوچم چون حبابي
.
و او مي تابدم چون ماهتابي
.
.
.
(11) قلمها قصه را ادغام كردند
.

23 - اگر شاعر شدي از بدو آغاز .؟
.
به پيرامون خود ، بنكر غزلباز
.
.
24 - كسي ؛ مي ماند اين دوران سر افراز
.
كه بگشايد ز هر نا ممكني راز
.
.
.
(12) عدالت را خسان بد نام كردند
.
.
.
25 - نبايد بي تفاوت نوع خودرا
.
رها سازي ، نبيني آنچه شد را
.
.
26 - بياد آور شياطين اُحد را
.
و لعنت كن مدام آل سعود را
.
.
.
(13) كه مهمان را كفن احرام كردند
.
.
.
27 - چو شيران باش اگر ديدي غزالي
.
فتاده چنگ بي منطق شغالي
.
.
28 - چنان كن كه "سليم" لااُبالي
.
بياموزد فنون لايزالي
.
.
.
(14) كه از روز ازل اِنعام كردند
.
.
.
29 - من وتو ما اگر باشيم عجب نيست
.
هر آنكس شد امير عالي نصب نيست
.
.
30 - بجز مولا علي (ع) مير عرب نيست
.
جهان را اينهمه زشتي ؛ غضب نيست .؟
.
.
.
(15) كه نيمي از جهان را شام كردند
.
.
.

سيد عباس مجابي
سه شنبه 06 بهمن 1394
امتیازات
6 3.85 17 1041 25
امتیاز بدهید:
نظرات
ولي الله فتحي        (فاتح) ولي الله فتحي (فاتح)
#1394/11/07 06:48:30 ق.ظ

درودتان باد استاد بزرگوار ..بسيار زيبا 


::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20:: ::20::


سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي (در پاسخ به ولي الله فتحي (فاتح))
#1395/02/05 12:39:34 ق.ظ


با سلام و احترام


خدمت جناب آقاي ولي الله فتحي "فاتح"::19::::19::::19::::19::::19::


چون هميشه حاضر و باوفا چون رسم بزرگان چنين است


و شاعران از سلاله ي پاك همين طيف::21::::21::::21::::21::::21::


سربلند و پايدار و پيروز باشيد::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::


يا حق.::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::25::


مهدي نجفلو مهدي نجفلو
#1394/11/08 07:42:16 ب.ظ

بسيار خوشبختم كه در اين عمر كوتاهم با بزرگ مردي چون شما اشنا شدم درود بر شما استاد بزرگوار بسيار زيبا و قابل تامل ممنون از بزرگواريتان ارزوي سلامتي و سر بلندي دارم استاد سپاس



سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي (در پاسخ به مهدي نجفلو)
#1395/02/05 12:43:47 ق.ظ


با سلام و احترام


خدمت جناب آقاي مهدي نجفلو::19::::19::::19::::19::::19::


محبت شما وافر و بي انتهاست::21::::21::::21::::21::::21::


سربلند و پايدار و پيروز باشيد::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::


يا حق.::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::25::


آزيتا احمدي آزيتا احمدي
#1394/11/09 02:25:47 ب.ظ

درودهابزرگمهراستادفرزانه.عالي بودزيباوروان وقابل تامل....ديرزي وهمواره شاد::19::::19::::19::::20::::20::::20::::20::


سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي (در پاسخ به آزيتا احمدي)
#1395/02/05 12:52:32 ق.ظ


با سلام و احترام


خدمت سركار بانو آزيتا احمدي::19::::19::::19::::19::::19::


حضور و اظهار نظرتان را پاس مي داريم::21::::21::::21::::21::::21::


عزت شما را از درگاه ايزد منان خواهانم::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::


يا حق.::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::25::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه"
#1394/12/14 11:36:14 ق.ظ


::20:: 

سلام بر ساحت مبارك گرامي سكاندار شعر و ادب معاصر، 


سيد جليل القدر، حضرت استاد فرهيخته مان،  جناب حاج آقا مجابي ي عزيز، ::20::



درود ها تقديم روح عارفانه و قلم شاعرانه ي دل نشين تان، ::20::



شكوه تان بر دوام. ::20::


با مهر مستدام :::20::


" آگاه " . 


.



سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي (در پاسخ به بختيار بختياري"آگاه")
#1395/02/05 01:00:25 ق.ظ


سرور ارجمندم استاد و شاعر عالي مقام، مدير و مدبر گروه و سايت "هم سرائي"


جناب آقاي بختيار بختياري "آگاه"::19::::19::::19::::19::::19::


سلام و درود بي كران بر شما::21::::21::::21::::21::::21::


پيامتان گرما بخش محفلمان از لطف و توجهتان سپاسگذارم.


شاد باشيد و پاينده عزت و افتخارتان مستدام ::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::


يا حق.::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::25::


نادر مسلمي ( قطره ) نادر مسلمي ( قطره )
#1394/12/21 02:49:55 ق.ظ

درود بر استاد عالي قدر جناب مجابي بزرگوار


هماره قلمتان استوار باد


سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي (در پاسخ به نادر مسلمي ( قطره ))
#1395/02/05 01:03:41 ق.ظ

 

جناب آقاي نادر مسلمي "قطره"


سلام و درود بر شما ::19::::19::::19::::19::::19::


سپاس از حسن توجه حضرتعالي::21::::21::::21::::21::::21::


شاد و تندرست و پايدار باشيد::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::


يا حق.::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::25::


حسين اسكندري "غريب" حسين اسكندري "غريب"
#1395/02/30 12:07:55 ب.ظ

پابند


مرغ دلم سر به هوا گشته است
در هوس كرب و بلا گشته است

راهي گلهاي شقايق شده
خسته ترين مست حقايق شده

مست به عطر وحرم ياس شد
برده ي آزاده ي عباس شد

باز دلم سوي حرم ميرود
در طلب فضل و كرم ميرود

كرده هواي حرم ات يا علي (ع)
عشق زيارت كندم منجلي

عطر حرم مست و خرابم كند
از در عشقش نه جوابم كند

صحن حرم قبله ي مستانه است
بهر ِدلِ خسته ى ما خانه است

با دل بشكسته اگر پا نهي...
اشك روان ديده ي دريا نهي...

حاجت دل در حرمش ميدهد
مستي پي از كرمش ميدهد


عاشق بيت الحرمين گشته ام
سائلِ درگاه يقين گشته ام

بنده ي فرزانه ي دين گشته ام
گم شده ي پور امين گشته ام

مست و خرابات و غمين گشته ام
مست علي ، مست حسين گشته ام

عاشقم و عاشقم و  عاشقِ …
من پسر ام البنين گشته ام


بار خدايا تو هدايت بكن
دست مدد را تو عنايت بكن

گم شده ام حال و هوايم بده
خوار و ذليلم تو دوايم بده

مست بكن حال مرا يك نفس
مرغ دلم مرده درون قفس

در قفس آشفته نماند بسي
ميشكند درغم اين بي كسي

منجي عالم كه ظهورش بس است
دير نباشد همه دلواپس است

هادي اين راه خطرناك كو ؟
مرهم اين سينه ي پر چاك كو؟


منتقم حضرت زهرا (س) بيا
وارث و دردانه ي مولا بيا

كور شدم راه نشانم بده
دور شدم جاده اعيانم بده

عشق تو امشب زده است بر سرم
تشنه ترين ساقي بي كوثرم

دست تهي ، روي سياه است مرا
كوله ايي از بار گناه است مرا

زخم مرا كاش دوايي كني
نام مرا كرب و بلايي كني

باز هوايي شدن آغاز كرد
نام حسين در دلم اعجاز كرد

نام حسين زينت هر آدم است
عشق حسين شافع اجدادم است

در دلم افتاده هوايي عجيب
صحنِ طلايىِ امامِ "غريب"


حسين اسكندرى"غريب"



94/02/2 7در ركاب همسرايي پابند صبح و شام اثري از استاد عاليقدر جناب سيد عباس مجابي بزرگوار





سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي (در پاسخ به حسين اسكندري "غريب")
#1395/03/26 08:41:52 ب.ظ

برادر عزيز و گرامي ام جناب آقاي حسين اسكندري

سلام و درود بر شما.
::19::::19::::19::::19::::19::
ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و تشكر از " هم سرائي " خوبتان

 باستحضار ميرساند :
::21::::21::::21::::21::::21::::21::::21::::21::
شعر دلنشين شما را خواندم و لذت بردم. ولي متأسفانه شعر شما مثنوي بوده

 است ، در حاليكه اين " هم سرائي " تركيب بند بوده و در وزن مفاعيلن ، مفاعيلن

مفاعيل و يا فعولن سروده شده است و مصرع تركيب با قافيه و رديف " ام كردند " 

منظم گرديده است .

فلذا خواهشمند است مراتب را اصلاح فرمائيد.
::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::
ملتمس دعاي شما هستم.

يا حق.

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::25::


قاسم پيرنظر " سليم " قاسم پيرنظر " سليم "
#1395/03/19 07:40:31 ب.ظ

با عرض سلام وادب حضور سيد جليل القدر مان جناب حاج سيد عباس مجابي گرانقدر

بسيار  عالي  مستفيض شديم استاد  بزرگوارم


بروي چشم

اوامرتان را در در همسرايي اطاعت  در حد بضاعت ميكنم




سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي (در پاسخ به قاسم پيرنظر " سليم ")
#1395/03/26 08:46:43 ب.ظ

برادر عزيز و گرامي ام جناب آقاي قاسم پيرنظر


سلام و درود بر شما.
::19::::19::::19::::19::::19::
ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و خانواده ي محترمتان ،

::21::::21::::21::::21::::21::::21::::21::::21::
حضور و پيام گرمتان ، دلگرمي حقير است و آن را پاس مي دارم.

::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::
ملتمس دعاي پاكتان هستم.

يا حق.

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::20::

قاسم پيرنظر " سليم " قاسم پيرنظر " سليم "
#1395/03/20 07:10:59 ب.ظ

سلام استاد گرانقدرم سيد بزرگمهر  جناب مجابي 

پيرو فراخوان تان براي همسرايي

...............


اگرشاعرش

در ادامه پابند صبح وشام

**

جهان را عده اي بدنام كردند

منيّت پرچم هر بام كردند

جسارت برتن ابهام كردند

سئوال پُخته را از خام كردند


ستم راخادم ايام كردند


خردپيشان قلم را برگزيدن

خدا را در دل ذرّه كشيدند

ز چشم انداز هستي دل بريدند

به غير از او بسر شوري نديدند


حقيقت را ، چون استشمام كردند


زر اندوزان حماقت خيك كردند

من و مارا ز هم تفكيك كردند

جدائي را  رعايت نيك كردند

ره آزادگي باريك كردند


منيّت را به خود فرجام كردند


دلم ميخواست بودم چون مجابي

ولي من رودم ، او درياي آبي

به سطحش پوچ پوچم چون حبابي

و او مي تابدم چون ماهتابي


قلمها قصه را ادغام كردند


اگر شاعر شدي از بدو آغاز .؟

به پيرامون خود ، بنكر غزلباز

كسي ؛ مي ماند اين دوران سر افراز

كه بگشايد ز هر نا ممكني راز


عدالت را خسان بد نام كردند


نبايد بي تفاوت نوع خودرا

رها سازي ، نبيني آنچه شد را

بياد آور شياطين اُحد را

و لعنت كن مدام آل سعود را


كه مهمان را كفن احرام كردند


چو شيران باش اگر ديدي غزالي

فتاده چنگ بي منطق شغالي

چنان كن كه "سليم" لااُبالي

بياموزد فنون لايزالي


كه از روز ازل  اِنعام كردند


من وتو ما اگر باشيم عجب نيست

هر آنكس شد امير عالي نصب نيست

بجز مولا علي (ع) مير عرب نيست

جهان را اينهمه زشتي ؛ غضب نيست .؟


كه نيمي از جهان را شام كردند


پيرنظر "سليم"


در پناه حق باشيد ............................ ................::20::


سيد عباس مجابي سيد عباس مجابي (در پاسخ به قاسم پيرنظر " سليم ")
#1395/03/26 09:29:52 ب.ظ


 برادر عزيز و گرامي ام جناب آقاي قاسم پيرنظر


 سلام و درود بر شما.
::19::::19::::19::::19::::19::
 ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و تشكر از " هم سرائي " خوبتان ،

  باستحضار ميرساند :

::21::::21::::21::::21::::21::::21::::21::::21::
 جا دارد تا حرف حقي را عرض نمايم : و حق اين استكه : اين " هم سرائي " 

 زيباي شما بود كه بنده را تشويق نمود تا اين شعر را براي  " هم سرائي "

 قرار دهم.
 

::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::::22::
  از " هم سرائي " شما كمال قدرداني را دارم.

 ملتمس دعاي شما هستم.

يا حق.

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::25::::20::::20::::20::::20::::20::::20::

علي اكبري ايرنجي(پاييز) علي اكبري ايرنجي(پاييز)
#1395/04/09 07:51:49 ب.ظ
جناب آقاي مجابي استاد بزرگوارم خدمتتون عرض سلام دارم و ايام مبارك ماه رمضان را خدمتتون تبريك عرض ميكنم اميدوارم در اين روزها و شبهاي عزيز همواره سالم و سرحال باشيد و بنده رو هم از دعاي خيرتون بي نصيب نكنيد.

بابت همسرائي جديد بهتون تبريك ميگم و افتخار ميكنم كه در ركاب شما بنده هم شاگردي خواهم كرد
با كسب اجازه بنده هم حتما در همسرائي شما و بقيهء دوستان شركت خواهم كرد اميدوارم اين دوري و ديركرد بنده رو به پاي بي ادبي و كم محلي حقير نگذاريد گرفتاريهايي هست كه واقعا دست و پا گيره و حقير شرمندهء بزرگواري شما هستم
اميد كه بتونم جبران كنم.
يا حق...
::20::::20::::20::::20::::20::::20::


مشخصات شعر
عنوان: پا بند صبح و شام
شاعر: سيد عباس مجابي
دفتر شعر: جاده ي دل
زمان: 1394/11/06 - 11:01 ب.ظ
قالب: ترجيع بند

آمار مرتبط با شعر
تعداد کلمات-
تعداد حروف-
6
امتیاز3.85(از 7 نظر)
نظرات مرتبط17
تعداد نمایش1041
بازدید اعضا25

لایک دهندگان
امتیاز دهندگان
اعضای بازدید کننده
  • در مسير حق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ در مسير پويش حق شعر نابم ابتر است * گر چه هر شاعر خداي حرف و هم پيغمبر است

  • نداي عشق

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي _ نداي عشق سردادم كه عشقي جاوداني داد * گداي خانه اش گشتم ، ِمرا تاج كياني داد

  • از راه ميرسد

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ غنچه و گل نثار كن، چونكه ز راه ميرسد * سروَر عشق و دين ما، هور و چو ماه ميرسد

  • آبراه شعور.

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ بگير دست مرا اي تو عشق و زيبايي * كه بهتر از همه يارانِ دل فريبايي

  • شراب حكمت

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ سحر به زمزم مهتاب بوده اي با دل * صفا و لذّت كامش تو را بشد حاصل

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ خدا كند كه بهار دلت ، خزان نشود * گلي زباغ زند گيت ، خزان نشود

  • قسم

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ قسم بر ابر و مه ، بر باد و باران * به گلهاي لطيف و ، لاله زاران

  • بازتاب

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ اي دريغــــا سينه ها،پُر درد شد * رنگِ رخسارِ جمـــــاعت،زرد شد

  • سَفَر درزمان

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ پريشان ُشد َشبي،روح وروانم * شـدم دلتنـگِ جـمـعِ رفتگانم

  • روزِ غم

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ روزها ِي تار ،ِكي َسرميرسد * حالوروِز زارِكي َسرميرسد

  • غم نان...

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) _ امشب از حادثه قلبي نگران دارم من * چشم ياري ز خداي دگران دارم من

  • به داد من برسيد.

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) _ زآشنايان وفا نمي آيد،اي غريبان به داد من برسيد

  • هبوط آخرين برگ

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ پاييز آمد تا خبر از " او" بيارد * در كوچه هاي عاشقي باران ببارد

  • قصه ي عشق

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ غم تا رسيد ، اشك شقايق شراب شد * ني ناله كرد ، كوچه پر از اضطراب شد

  • هيچ كس ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ هيچ كس نيست كه از عشق تو دل خون نشود * سوي صحرا نرود همره مجنون نشود

  • اين دلم در ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ اين دلم در خم آن طره يار است هنوز * پيش چشمم همه وقت لاله عذار است هنوز

  • خوش آن ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ خوش آن آهو كه صيادش تو باشي * شود شيرين و فرهادش تو باشي

  • شفايم ده ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ شفايم ده كه بيمار تو هستم * زجان و دل خريدار تو هستم

  • الاهي ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ الاهي به ماه درخشان زيبا قسم * به دريا دهد جلوه اي خاص شبها قسم

  • آيين و آيينه ها قسمت چهار دهم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ امواج و طوفانست و توبرتكه چوبي * ساكت مباش هر چند در حال غروبي

  • ستاره

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ چه سخت است * انتظار چشمك از ستاره

  • صبح زيبا

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ بيا طلوع دميده صبح را رويا كنيم * تاوقت آن رسيده عشق را پيداكنيم

  • در هوايت

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ در هوايت بيقرارم جان جانانم ، كنون * روزگارم پر غم است اما پشيماننيستم

  • آسمان‌ دل

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ آسماناز دل خود ناوك مژگان ريزد * روشنايي همه جا نور شهابست امشب

  • شعر كوتاه 77

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ زمستان * به نگهبابي از

  • 76

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ به نجواي آب * صداي باد

  • وَمَا عَلَي الرَّسُولِ إلّا البَلَاغ

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ حضرت آقاي ترامپ اي الاغ * اي كه به هر ضرطه شوي تردماغ

  • جيغ بنفش

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ افتاده به دستان تو انگار دِرَفشي آنگونه كه از پاي گدا لنگه ي كفشي

  • دريغا باوري نابارور داريد و مي لوليد

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ نگاه حسرت ما بر شما هر گاه مي افتد * شرر در كاختان از كوخ ما با آه مي افتد

  • سلطه جنون

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ تو نيستي و * دوباره گم شدم

  • مسيح

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اينك كه راز خود را * با تو

  • سكوت

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ آه دوباره سكوت * دوباره نگفتن

  • توبه

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اي بهتر از هر يار ديگر ياري ام كن * دل داده ام از كف بيا دلداري ام كن

  • رباعي-دام ريا

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * دست چپ من عليل و پايم لنگ است * زخمي به تنم به يادگار از جنگ است

  • رباعي طنز

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ هر چند هواي ميهنم ديجور است * مردم دلشان شكسته و رنجور است

  • آرزوي غزل

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ عشق پرواز بلندى ست مرا پر بدهيد * به من انديشه ى از مرز فراتر بدهيد

  • طنز-سوت بلبلي

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ شاهدي مي گفت:شبها با فلاني مي پري * با كبوتربازهاي آنچناني مي پري

  • وصيّت

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * وصيّتم به شما ب ّچه هاي خوب اين است

  • رضايت معبود

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ ستاره ها همه غمگين و ماه ، حزن آلود * نشسته بردل خورشيد آسمانها دود

  • رباعي

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ در باغ غزل كه جستجو مي كرديم * گلهاي قشنگ را كه بو مي كرديم

  • باران عشق

    جناب آقاي محمدحسين بخشي _ زير باران عشق،شايق باش * مثل پروانه وشقايق باش

  • اناري ترين شب

    جناب آقاي محمدحسين بخشي _ اي اناري ترين شب پاييز * اي بهاري ترين شب دلها

  • پنديات ، غزل ششم

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) _ صنما چهره به اهريمن دنيا مَِنما * به سرا ِي گذرا ، عر ِض تمّنا منما

  • شيرازه عشق

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) _ چه سازم چون دلي بيتاب دارم * نگاري نقره چون مهتاب دارم

  • سرمه عشق

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) * دل در گرو سرو خرامان سيه موي * جان در طلب برق دو چشمان چو آهوي

  • رويان

    جناب آقاي اكبر رشنو _ مرا * درآشفتگي هاي آغوش دشت

  • گذر

    جناب آقاي اكبر رشنو _ زير چشم مهر * يكريز آبان بود

  • نفس

    جناب آقاي اكبر رشنو _ به شوقت ! * افتاده ز پا ، مي د و م به سر

  • انفجار نور

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ در انفجار نور ناگاه * بشكوفد آواِر تباهي

  • " نخله ي فرهنگ"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" _ قامت نخله ي فرهنگ، شكست * نغمه بر ناي شباهنگ، شكست

  • انتظار

    جناب آقاي وفا صداقت _ هرجمعه هواي يار دارد د ِل ما * با ياد رخش قرار ، دارد د ِل ما

  • خاطرات عيني يكي از جبهه هاي دفاع مقدس

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي _ بيا بشنو زبان حال بنده * بگويم خاطراتي را، ز جبهه

  • سرود ميلاد حضرت عباس عليه السلام

    جناب آقاي سيروس بداغي _ شب ميلاد بهترين اربابه * همون كه ساق ِي صهباي نابه

  • غم بدل....

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ غم بدل نيست مرا چونكه تودلدار مني * هركجا مينگرم باز خريدار مني

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ كشتي شكست و ، بادبان افتاد درآب * بنياد عمر و زندگاني ، رفته در خواب

  • فصل باران

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) _ مي دانستي؟ قرار است باران بيايد...

  • چه بسا سر كه براي تو بر يدم عمري

    جناب آقاي اله يار خادميان _ به غزل خانه ي چشمت گرويدم عمري * به خطا رفتي و ناِز تو كشيدم عمري

  • بوسه ي سرخابي-غزل عنابي-هزاران درد پنهاني

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ لحظه هايت آبي * خالي از بي تابي

  • چرخ روزگار ...

    سركار خانم ميترا دلفان آذري _ جام عمرم پر شد و سپيد گشت ... * ز چرخ روز گار دمارم ..

  • " نگاهِ ماه "

    جناب آقاي علي روح افزا _ با جامه ي راه راه ، راه افتادم * با آت ِش درد و آه ، راه افتادم

  • حَرَم قوشو "كبوترحرم"

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" _ سوويرم بير قوش اولام عالم معناني گَزم * پَر آچام گوي أوزونه ساحل و درياني

  • عروس چمن

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اي عروس چمن اي دختررز بر پا خيز * تا به يغما نبرد بار وبرت را پاييز

  • زيباتر از زندگي

    جناب آقاي حسين رسومي _ شنيدم كه سهراب مي گفت * تا شقايق هست زندگي بايد كرد

  • مريد گريه هاي مرتدم

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ به زير سينه هاي تاك * شراب شعر مكيده باورم

  • شعر كوتاه 75

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ در جستجويش به آن دنيا رفت

  • اربعين

    جناب آقاي محمدرضا اميري _ آن دشمني كه بوده حسين، در كمين تو * اكنـون كجـاست ؟ تا كه ببـيند مَكين تو

  • شهر جمله هاي بي ريا

    جناب آقاي بهمن نوري قاضي كند _ قبل از حرف زدن؛ اول سلام كن، تا همه ترست فرو بريزد.

  • بوالهوس

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ بوالهوس را بنگر حال و هوايي دارد * هر زمان كعبه اي و تازه خدايي دارد

  • معلم

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ چگونه جوهر مركب ، برتر از خون شهيد شد ؟

  • ساقي بده آن جام را

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ من را تماشا مي كنند ساقي بده آن جـام را * هنگامه اي ديگر رسيد تا چون كند فرجـام را

  • علي فاتح مطلق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ بگشا به نهانخانه ي دل باب علي را * آميخته ي جان كن همه آداب علي را

  • پند صاحب نظران

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ پند صاحب نظران ، نـيـك مـرا در گـوش اسـت * يك دمي جـسم به جان من و تـو روپـوش اسـت

  • رند خرابات

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ هم رند خراباتم ، هم ساقي ميخانه * هم ناصح مستانم ، هم حامي پيمانه

  • سرگشته ي عشق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ چندي است كه از دامن دلدار جدائيم * راضي شده بر قسمت و اين حكم خدائيم

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • راز

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ تا در جهان نا ِم تو نيكو جاري و ساريست * در لفِظمان گفتاِر نا مفهو ِم پنداريست

  • تهمتن عشق

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ دمي كه خنده به رخساِر يار بنشيند * جهان بخندد و فص ِل بهار بنشيند

  • مرده ريگ خدا

    جناب آقاي محمد بيك زاده * طرب نمانده به گيتي ، طرب فزايي نيست * براق تيز تكي ، مرد ره گشايي نيست

  • اجيران چشمت

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ فتواي اهل فقه به چشمت اجيرتر * چشمت ز هر امير به عالم اميرتر

  • لهيبِ چشم

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ چنان لهيب زچشمت فتاده در تنِ من * كه سوزِ سينه به آتش كشانده پيراهن

  • زلزله غوعا كرد

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ خون دلها گشته بر ايران ما * زخم تن فرياد كرمانشاه شد

  • خون گريه كن

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ اي اسمان خون گريه كن بر اين دل بي تاب من شد نينوا راهي گشا بر دلبر ناياب من

  • عشق ولايت

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ بر خيز كه عيد امد ، از يار نويد امد * شد هلهله اي برپا تا ،عيد سعيد امد

  • مي بينم

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اين چه شرميست كز آن روي شما مي بينم * اين چه شوريست در آن زلف دو تا مي بينم

  • دام گيسو

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ طعنه ها بر دانه دارد خال هندوي شما * دام ها مي گستراند جعد گيسوي شما

  • قمار عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ چه خطا نمودم آيا كه دلت زما بريدي * همه عمر من دويدم تو به مقصدت رسيدي

  • خال هندو

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اگر لبهاي مشتاقم رسد بر خال هندويت * به مضرابي به رقص آرم يكايك تار گيسويت

  • قرمانروايي

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ عاشقم در سايه عشقت خدايي ميكنم * اعتبارم گشته اي فرمانروايي ميكنم

  • رخ زيبا

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ گر نپوشاند دلارايم رخ زيباي خود * ماه از شرمش بپوشاند سرو سيماي خود

  • سلطه جنون

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ تو نيستي ، تو نيستي ، تو نيستي و ، دوباره گم شدم

  • زلزله غوعا كرد

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ خوندلها گشته بر ايران ما * زخم تن فرياد كرمانشاه شد

  • خون گريه كن

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ اي اسمان خون گريه كن بر اين دل بي تاب من شد نينوا راهي گشا بر دلبر ناياب من

  • لرزيد

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ لرزيد و لرزاند * تمام قلبهاي مهرباني كه

  • مناظره دانشجو و مسول (طنز)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ "گفتم غـــــــم تو دارم - گفتــا غمت سرآيد" * "گفتم كه مــــــــاه من شو - گفتا اگر برآيد"

  • قلب هاي آبي ( فروغ چشمان زيباي تو )

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ فروغ چشمان زيباي تو را * روزي ، به شعري ناب

  • القدس لنا

    جناب آقاي اسماعيل عليخاني _ سيد حسن عزيز ما گفت * با تيغ زبان قبيله اي را

  • اي واي....

    جناب آقاي اسماعيل عليخاني _ خانمي را ديدم * آبرومند، نجيب

  • توصبح صادق عشقي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ سحر شدست و چها چشمِ انتظار بيا * تو صبح صادق عشقي به اين ديار بيا

  • عطش دارم

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ به يادت شد دگرگون دل ، عجب شوري و غوغايي * كه دل با ياد م َهرويان، كشد آخر به رسوايي

  • تشكر از موسسه نور گستر گلها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ همه جا نور تو گسترده و همت داري _ همه جا گل شده اي وه تو چه حشمت داري

  • اي حسين

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اي حسين ، خون زچو ايثار تو افشان گرديد درد هر كس رِه آن يار به سامان گرديد

  • طبيب

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * شراب ناب بريز از چو جام شهنوشت * كه تا به صبح سلامت شوم هم آغو َشت

  • ضمير درون

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ من در آن فكرم، ز غوغاها ز آن سوداي دل * گاه مي سوزم من از اين عشق بي پرواي دل

  • فرصت خوب

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ ربَّنا ما َدِر كويَت به ندا آمدهايم ما به آن درگه عشقت به صفا آمدهايم

  • بندگي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ با نيايش بايدت تا سركشي هر جام را * با نوازش بايدت آرام گيري كام را

  • بندگي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ با نيايش بايدت تا سركشي هر جام را * با نوازش بايدت آرام گيري كام را

  • اين بلا زلزله بود ؟

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ واي لرزيد زمين * آه ازين روز غمين

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ كاش دست همگان ، بذر صداقت مي كاشت * توي قلب و دل ما ، رسم رفاقت مي كاشت

  • بختك

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ فكندي مثل بختك ، ناوگان ها * به رو ِي آ بي يِ آ را ِم ، د ريا

  • زن ايراني

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ هان اي ز ِن خو ِب ،آسيايي * اي همسِر پا ِك ، آريايي

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ حيف از آن عمر و نو جواني بود * چون به غفلت گذشت خيلي زود

  • تك بيت ها

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ شرم از ميان چو رفت ! بايد رسانه كرد * وقتي عدو حنجر كودك ، نشانه كرد

  • تو مرو از بر ما

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ آمد ي خسته و بي تاب و پريش * از سفر باز به كاشانه ي خويش

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ مرا تا به كُجا مي برد ، جو ا ني ِي من * برفت ازسرم آن ، شوِر زندگاني ِي من

  • دوبيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ گاهگاهي ماه ، نجو ا مي كند * با سرود عشق ، ا غو ا مي كند

  • سفر

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ غمگين ازين ، سكوت * دلگير ازين ، ركود

  • يك نَفَس عشق

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ بهترينم،سينه اي ازعشق،سرشارم بده * مرهمي بهِر د ِل بيتــاب و بيمــارم بده

  • ناسپاسي

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ دل كه باشد بي محبت ، يار ميخواهد چه كار * سنگ باشد جاي دل،دلـــدار ميخواهد چه كار

  • رخ يار

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ سر َزنَد اي كاش خورشيِد رخ زيبا ِي تو * تا ببينم سير، لبخنِد گُل سيمـاي تو

  • عشق نافرمان من

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ ا مسيحاي نگاهت ، واژه هايم جان گرفت * باز از آهنگ لبهايت ، غزل فرمان گرفت

  • روياي كال

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ شعر من نجواي غم آلود بغض ياس هاست * نبض تبدار غزل ، در رويش احساس هاست

  • تنديس اشك

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ پاييز آمد اشك هايم در تلاشند * تا روي تقديرم غبار غم بپاشند

  • عرصه ي عشق

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ "هر كه در اين حلقه ، مقرب تر است * جام بلا ، بيشترش مي دهند "

  • صداي پاي تپش

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ ترديد نگاه تو ، سرآغاز تپش ها * پس لرزه ي چشمان تو ابراز تپش ها

  • حضرت پاييز

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ مي رسد قافله ي شور و نواي پاييز * مي خزد در غزلم ، خش خش پاي پاييز

  • آرامگاه اشك

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ سرفصل جنجالي ترين پرونده ي عشق * كابوس تكرار سقوط از اوج روياست

  • عاقبت پايان

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ عاقبت پايان اين شبهاي تارم ميرسد * بوي خوش در هر مكان از لاله زارم ميرسد

  • بداهه تقديم رضا (ع)

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ مرغ دلم باز هوايش رضا(ع) * پر بكشد سوي رضا(ع) در هوا

  • خود پسندان ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ خود پسندان را بكوي عشق ديگر راه نيست * راه كوي عشق همواراست ديگر چاه نيست

  • نزد طبيب ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ نزد طبيب رفتم ؛ گفتا توئي سلامت * چون درد خويش گفتم ؛ گفتا مكن شكايت

  • آرزو هست ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ آرزو هست سلامت همه شب خانه روم * قدمي چند زنم بادل ديوانه روم

  • دوستان خوب ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ دوستان خوب نگاهي به رخ يار كنيد * بعد از آن چاره درد من ناچار كنيد

  • دوريت آتش ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ دوريت آتش سوزنده بجانم كه مپرس * از فراقت همه اوقات فغانم كه مپرس

  • روي بنما كه ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ روي بنما كه مرا تاب توان اين همه نيست * دردلم غير غمت آه و فغان اين همه نيست

  • باغ پر گل ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ باغ پر گل شد ؛ بيا اينك تماشا كن دمي * روح خودرا همچنان گلها تو زيبا كن دمي

  • خنده هاي خالي از ترفند شيطاني چه شد

    جناب آقاي اله يار خادميان _ چهره هاي خرم وبزم چراغاني چه شد * شب نشيني هاي لذت بخش طولاني چه شد

  • مرگ شاهينم به دنبال كبوتر نيستم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ مر ِگ شاهينم به د نبا ِل كبوتر نيستم * همسفر با اي ِل پس ِت فتنه گسترنيستم

  • قانون جهان به دست مست افتاده

    جناب آقاي اله يار خادميان _ بر سازه وسازمان گسست افتاده * پُست اُمرا به مَرد پَست افتاده

  • خيالات و محا لات و فسون نيست

    جناب آقاي اله يار خادميان _ نمي گنجد كسي در باورِمن * به جز معشوق زيبا منظِر من

  • جبر را بايد فرد بگذاشت

    جناب آقاي اله يار خادميان _ هيچ كس با امِر بي منشور، همراِه تو نيست * گركسي تسليم شد با زور ، همراه تو نيست

  • مرغ بي سر

    جناب آقاي اله يار خادميان _ و پيوستي به ياران خدايي * رسيدي تا به ركن روشنايي

  • انقلاب خون

    جناب آقاي اله يار خادميان _ اي اما ِم انقلاب و خون سلام * كُشته ي لب تشنه بر هامون سلام

  • غم زمزمه در گوشم كرد

    جناب آقاي اله يار خادميان _ اشك جاري شد و غم زمزمه در گوشم كرد * دست مهر آمد و با عشق درآغوشم كرد

  • سبزي ما را نمي خواهند آتش زا ده ها

    جناب آقاي اله يار خادميان _ با حضورت خاطرات خسته اي را شاد كن * بزم ها را مثل بزم نيمه ي. خرداد. كن

  • ايين و ايينه ها قسمت دواز دهم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ از بندگي تا صدر اقايي رسيديم * وقتي كه دست از ننگ خود خواهي كشيديم

  • ماه صفر-ابري آبان ماه

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ گرفته بغض تنهايي گلويم را * من از ماِه َصف َر بدجور بيزارم

  • ماه صفر-ابري آبان ماه

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ گرفته بغض تنهايي گلويم را * من از ماه صفر بدجور بيزارم

  • پرنده-دوزخ پاييز

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ -از ذهنم پرنده مي رويد * وقتي به نيلي چشمانت مي انديشم

  • حسينيه ي قلب من

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ حسينيه ي قلب من * پر از مرثيه ي يادت

  • چاي

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ يكي از دوستان ناب من امروز * دعوتم كرده تا به باغشان برويم

  • تو مي آمدي

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اين صحنه از عشق تو * بود نقش ضميرم

  • چشمه ي چشمان تو

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اي چشمه ي چشمان تو آبشخور جانم * بگذار كه در سايه ي لطف تو بمانم

  • عوض گرديده است

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ رنگ چشم هايت عوض گرديده است * طرز انشايت عوض گرديده است

  • صورت ومعنا

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ روي از تو گرداندم چرا * كردم چه كاري اشتباه

  • كي خواهي آمد

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ چشم انتظارم،كي خواهي آمد * بس بي قرارم،كي خواهي آمد

  • حفظ حقوق حيوانات

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * هوا ابري ، غبارآلوده و سرد _ دو چشمم را خبرهايي كه تركرد

  • تقديم به سالار شهيدان اباعبدا... الحسين ع

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ دشمن كه قصد غارت اموال خانه كرد _ تيري به قلب خيمه ات آقا روانه كرد

  • شعر پرواز

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ بعد مرگم همه را خ ّرم و شاداب كنيد _ تا مرا بر حرم يار شرفياب كنيد

  • "يا حسين"

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مانده ام حسرت به دل بر خاك پاكت يا حسين * كي نصيبم مي شود افتم به خاكت يا حسين

  • سلامٌ عليك

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مظهر احساس سلا ٌم عليك * عطر گل ياس سلا ٌم عليك

  • سكوت سرد

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ نه از آتشفشان لشكراشرار مي ترسم * نه از رفتن به جنگ نرم استكبار مي ترسم

  • تك بيت

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ تا غروب زندگي خورشيد عالمتاب باش

  • مهرباني

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مثل مرغي در قفس بيزارم از اين زندگي

  • " نگاهِ ماه "

    جناب آقاي علي روح افزا _ با جامه ي راه راه ، راه افتادم * با آت ِش درد و آه ، راه افتادم

  • " اِشغالگر "

    جناب آقاي علي روح افزا * در عش ِق تو با آنكه سبك بال شدم * با آمدنت عجيب خوشحال شدم

  • زمزم صلح وصفا

    جناب آقاي محمدحسين بخشي - اي كاش! تنها داور دلها،خدا بود * دنياي دلها،زمزم صلح وصفا بود

  • تاج پاييز

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * فصل قشنگ پاييز با مهر نسبتي داشت * آبان به كوچه سر زد در آسمان گلي كاشت

  • سبزيم به يلداها

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * ما دوستتان داريم امروز و چه فرداها * هرچند كه پنهان است امروز چه پيداها

  • كشور خودمختار دل

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * كلبه ي زيباي دل را حاجت ديوار نيست * آسمان عاشقان آبيست ،هرگز تار نيست

  • مرام گل

    جناب آقاي محمدحسين بخش * شكست چيني دل،درمرام گلها نيست

  • انقلاب احساس

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * چايي بريز اي دوست در استكان احساس

  • بسيم

    جناب آقاي اكبر رشنو * چقدر سومنات فرو ريخت * از تب ّسمت!

  • نشان

    جناب آقاي اكبر رشنو * فقط ، آيه ، آيه ، نگاه تو بود * بر ظهرشرف

  • يكي

    جناب آقاي اكبر رشنو * همپاي نسيم * به تو! مي د و م

  • يك نفس تا عشق

    جناب آقاي اكبر رشنو * اربعين: همين زير چشم سنگ * چشمه جوشيده

  • اربعين در آيينه ها

    جناب آقاي اكبر رشنو * شرحي از شرحه شرحه ام * در دل سنگواره نيست

  • هيچ...

    جناب آقاي اكبر رشنو * و اما " پاييز " زخم تنهاي درخت نيست

  • هرگز!

    جناب آقاي اكبر رشنو * لختي بودن!َ * چه حادثه كه از سرم نگذشت

  • دنياي من

    جناب آقاي مقصود دهميري * عشق من نابترين خلقت دنيا هستي * محشري،در دل من دائم و برپا هستي

  • خيانت(1)

    جناب آقاي مقصود دهميري * باز تصوير لبت فتنه به اشعارم زد * گره هي پشت گره بر دل و بر كارم زد

  • خداي احساسم

    جناب آقاي مقصود دهميري * هوس شور كرده ام با تو ،سجده گاهم كمان ابرويت * قبله ام گوشه اي ز لبهايت،جانمازم حرير گيسويت

  • رضاي من رضاي تو....

    جناب آقاي مقصود دهميري * منم ز پا به سر گناه. اميد بر رضاي تو * دخيل بسته ام به صحن و حكمت و سراي تو

  • عشق محمّد

    سركار خانم مينو حسيني * شده اندوه وغمت ، بيشتر از ، َحد باشد * غيرغم ، هرچه رهاورد به دل ، َرد باشد

  • نقش واژه ها

    سركار خانم مينو حسيني * روي نقش واژه ها ، ديدي چه شكاكم هنوز * همچو موسيق ِي جان ، درگير ادراكم هنوز

  • اِفيون حسرت

    سركار خانم مينو حسيني * تا خيالاتت غزل شد ، هر ورق مستانه تر از قلم خون ميچكد ، چون ديده ي ُدردانه تر

  • آمدي ناز كني...

    سركار خانم مينو حسيني * آمدي ناز كني ، ناز من ، اين ناز ... نشد * خواستم تا بكشم ناز تو را ، باز ... نشد

  • لحظه ي ديدار

    سركار خانم مينو حسيني * اين جهان گرد است و سهمم، مستطيلي بيش نيست * فرصتي ديگر نمانده است و ، كسي هم كيش نيست