پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام
آمار مرتبط با شاعر
عضویت1394/02/01
دفترهای نثر و شعر2
کل مطالب20
پیگیری کننده ها0
126
امتیاز4.39(از 96 نظر)
نظرات مرتبط283
نمایش شعرها15703
بازدید اعضا327

دفترهای شعر
آخرین شعرها
مطالب دارای بیشترین بازدید
مطالب دارای بیشترین لایک
مطالب دارای بیشترین امتیاز
برخی بازدیدکنندگان آثار این هنرمند
خبرنامه ایمیلی
چنانچه مایلید آخرین مطالب سایت به صورت روزانه به ایمیل شما ارسال شود، لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید:
آمار
کاربر آنلاین 0
کاربر آنلاین مخفی 0
بازدید کننده آنلاین 31
بازدید امروز 2،560
بازدید دیروز 3،571
کل بازدیدها 2،261،097
آخرین تغییر سایت 1395/12/26

" بشر تنها"

اين سروده اولين شعر از اشعار چهار گانه ي فلسفي، در حكمت وحدت وجود و تبيين خير و كمال مطلق مي باشد. از بحث مفيد دوستان صميمانه استقبال مي نمايم . با مهر . بختياربختياري " آگاه ".
بشر از "صلح " ، با عصيان گري، پيكار، مي سازد. 

ز، ايمان سار وحي آميز دل، انكار، مي سازد. 


طراوت را اسير پنجه ي بيداد مي خواهد! 

خلاف آيينه وش، از عطر گلشن، خار مي سازد. 


فروغ روح بخش مهر را، با دست مي پوشد، 

به شام تيره ي خود روشني، از نار مي سازد. 


زبور وحي را از نغمه ي داوود مي گيرد، 

ز لحن بلبلانه، صوت بوتيمار، مي سازد. 


مودت را، به قربانگاه كينه باز مي خواند، 

عداوت را امير موكب احرار مي سازد. 


قرنفل را ز اعجاز شكفتن باز مي دارد!-2

شمايش را ز كاغذ، با نمايي تار مي سازد. 


حديث عشق را از دفتر احساس مي شويد، 

هوس را مي سرايد! نظم بي مقدار مي سازد. 


به كنج خلوتم، صاحبدلي " آگاه "، مي فرمود :

( بشر تنهاست، زيرا، جاي پل، ديوار مي سازد. )

1 - در حكمت اصالت هستي بر"جوهر " كه قائم به ذات خويش است، " بودن " بر خير مطلق مبتني ست. از كم رنگ شدن اين حضور، پديده هاي " عرض " ي ظاهر مي شوند كه فاقد هويت مستقل مي باشند. و ننهايتاً " شر " ،ناميده مي شوند، كه تابعي از متغير جوهر اند. 

* " نور "، خير مطلق و موجود است و قابل پيمايش. كه كم رنگ شدن آن، تاريكي و فقدان آن با نام " جعلي " " ظلمت " ، شناخته مي شود. 

** خمير مايه ي هستي، صلح است، كم رنگ شدن آن به هر دليل "عرضي " ، نام " جعلي " جنگ را مي گيرد.

2- اشاره به گل فروش هاي خياباني و گل سازي هاي كاغذي ست.


بختيار بختياري " آگاه "

بختيار بختياري"آگاه"
یکشنبه 24 آبان 1394
امتیازات
12 4.66 54 1795 33
امتیاز بدهید:
نظرات
علي اكبر فلسفين (فاضل ) علي اكبر فلسفين (فاضل ) (نقد)
#1394/09/14 01:58:44 ق.ظ

ادامه...

از اين جهت .از جنابعالي .وجناب مجابي بزرگوار و ديگر دوستان اديبمان تقاضا دارم.در اين مورد .نقد منصفانه 


كنند .تا حقير و ديگر دوستاني كه مثل حقير .طالب فهم مطالب هستند .دچار سردر گمي و يا خدايي ناكرده .


درگير شبهه نشويم...كه در اين مورد خ اص...اگر هر دو طرف نظر.به بحث بپردازند .مزيد امتنان خواهد بود..


كه علي الظاهر حضرتتان .قايل به وحدت وجود هستيد...و اگر اين توفيق نصيب ميشد  كه نظر مقابل شما هم


در سايت وجود داشته باشد .وهر كدام در مورد نظرات گهر بارتان توضيح دهيد .بسيار استفاده ميكرديم.


با سپاس فراوان::20::::20::::20::


علي اكبر فلسفين (فاضل ) علي اكبر فلسفين (فاضل ) (در پاسخ به علي اكبر فلسفين (فاضل ))
#1394/09/17 11:29:28 ب.ظ

ابزارك ها



چند وقتي است كه مباحث و جدل‌هاي علمي كه از گذشته‌هاي دور بين متكلمين و طرفداران فلسفه و عرفان وجود داشته، در فضاي مجازي زياد شده و سايت‌ها و وبلاگ‌هايي نيز در اين‌باره راه اندازي شده است.

در اين بين متاسفانه گاهي برخي از اين افراد از روي جهل و شايد خداي ناكرده غرض، طرف مقابل را تكفير مي‌كنند! و فضاي بحث و استدلال منطقي را آلوده مي‌سازند.

 

در اينجا توجه دوستان علاقمند [به خصوص متكلمين] را به توصيه‌هايي از حضرت روح الله جلب مي كنم:

 

"لازم نيست اگر انسان داراى علمى نشد از آن تكذيب كند و به صاحب آن علم جسارت نمايد. پيش عقل سليم همان طور كه تصديق بي‌تصور از اغلاط و قبايح اخلاقيه به شمار مي‌آيد، تكذيب بي‌تصور نيز همين طور، بلكه حالش بدتر و قبحش افزون است.

 

اگر خداى تبارك و تعالى از ما سؤال كند كه شما كه مثلا معنى «وحدت وجود» را به حسب مسلك حكما نمي‌دانستيد و از عالم آن علم و صاحب آن فن اخذ نكرديد و تعلم آن علم و مقدمات آن را نكرديد، براى چه كور كورانه آنها را تكفير و توهين كرديد، ما در محضر مقدس حق چه جوابى داريم بدهيم جز آنكه سر خجلت به زير افكنيم.

و البته اين عذر پذيرفته نيست كه «من پيش خود چنين گمان كردم».

 

هر علمى مبادى و مقدماتى دارد كه بدون علم به مقدمات، فهم نتيجه ميسور نيست، خصوصاً مثل چنين مسئله دقيقه كه پس از عمرها زحمت باز فهم اصل حقيقت و مغزاى آن به حقيقت معلوم نشود.

 

چيزى را كه چندين هزار سال است حكما و فلاسفه در آن بحث كردند و موشكافى نمودند، تو مي‌خواهى با مطالعه يك كتاب يا شعر مثنوى مثلا با عقل ناقص خود ادراك آن كنى!

 

البته نخواهى از آن چيزى ادراك كرد. رحم اللّه امرأ عرف قدره و لم يتعدّ طوره"

 

شرح چهل حديث، صفحه‌ي ??? 



بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به علي اكبر فلسفين (فاضل ))
#1394/10/03 02:38:28 ب.ظ

::20:: سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، 


جناب فلسفين عزيز :::20:: 


از نكته نظرات حكيمانه ي حضرت تان،  سپاس گزارانه،  تلمذ مي كنم. 


.

.

با مهر :::20:: 


" آگاه ".  



.



ولي الله فتحي        (فاتح) ولي الله فتحي (فاتح)
#1394/08/24 10:47:23 ب.ظ

سلام حضرت استاد آگاه عزيز


درودتان باد ..غزلي پر محتوا وزيبا سروديد


از گلشن ادبستانتان فيض بردم ...حق يارتان


::20::::25::::20::::25::::20::::25::::20::::25::::20::::25::::20::::25::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به ولي الله فتحي (فاتح))
#1394/08/25 01:06:57 ق.ظ


سلام بر گرامي برادر فاضل و بزرگوارم، 


حضرت استاد فتحي ي عزيز :::20:: 



سپاس گزار لطف حضور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان هستم. 



شكوه نگاه تان بر دوام. 



با مهر : ::20:: 


" آگاه ". 

.

.



نسرين سادات غضنفري (نغمه) نسرين سادات غضنفري (نغمه)
#1394/08/25 02:34:56 ق.ظ

سلام استاد گرانمايه آگاه

مفتخر شدم به مهماني اين اثر ارزنده فاخر


جلوه ارايي كلام شيوا .شكوه اراستگي قلمتان 


را ستودم

با احترام::19::::19::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به نسرين سادات غضنفري (نغمه))
#1394/08/25 12:50:41 ب.ظ


::20:: 


سلام بر گرامي خواهر فرزانه ام، 


سيده خاتون جليل القدر، 


حضرت علييه خانم غضنفري ي عزيز. 



سپاس گزار بركت حضور و لطف تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان هستم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 



با مهر : ::20:: 



" آگاه ". 




نازي صالحي "صبور" نازي صالحي "صبور"
#1394/08/25 10:43:58 ق.ظ

سلام و هزاران درود 

محضر استاد والامقام و نيك انديش جناب بختيار بختياري (آگاه)

سروده فلسفي   حضرتعالي بازتاب تفكري عارفانه و عالمانه ست

برخاسته از انديشه اي فاخر و دلي  اهل معرفت 

مستفيض و محظوظ چكيده هاي كلك زرنگار و جوهره كلام حضرت تان


زلال هستي تان پيوسته جاري

با احترام صبور


 




بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به نازي صالحي "صبور")
#1394/08/25 08:03:46 ب.ظ


::20:: 


سلام بر گرامي دختر فرزانه ترينم، 


سركار علييه خانم صالحي ي عزيز .



سپاس گزار لطف حضور مهر گستر و مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر حضرت تان هستم. ::20:: 



صفا ي روح و شرافت قلم نجيب تان را صميمانه پاس مي دارم. 



شكوه نگاه تان بر دوام. 



با مهر :::20:: 


" آگاه ". 





اصغر فضل علي اصغر فضل علي
#1394/08/25 12:00:56 ب.ظ

با سلام و عرض ادب

جناب اقاي اگاه استاد گرامي

شعر زيبايتان بهره بردم

درود بر شما عزيزم

در پناه حق برقرار باشيد

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::19::::19::

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::19::::19::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به اصغر فضل علي)
#1394/08/25 08:24:47 ب.ظ

.
.
سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، ، حضرت فضل علي ي عزيز .


سپاس گزار لطف حضور و مهر مرور حضرت تان هستم. 


شكوفنده ترين باشيد و شادمان ترين. 


با مهر. 

" آگاه ". 



معصومه شعباني معصومه شعباني
#1394/08/25 08:32:03 ب.ظ

باسلام و درودفراوانه به استاد فرازنه و دانشمند جناب اقاي آگاه حظ وافربردم خيلي زيبا روان و دلنشين ونو بود مانا ونويساباشيداستاد


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به معصومه شعباني)
#1394/08/27 12:27:58 ق.ظ


::20::  

سلام بر گرامي دختر فرزانه ام،  حضرت علييه، سركار خانم شعباني ي عزيز .



سپاس گزار لطف حضور مهر گستر و مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر حضرت تان هستم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 


با مهر :::20:: 


" آگاه ". 




علي اكبري ايرنجي(پاييز) علي اكبري ايرنجي(پاييز)
#1394/08/26 04:30:14 ب.ظ

درود استاد عزيزم

الحق كه عالي سروده ايد....::20::::20::::20::::20::::20::::19::::19::::19::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به علي اكبري ايرنجي(پاييز))
#1394/08/27 12:39:13 ق.ظ


سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، حضرت ايرنجي ي عزيز .



لطف حضور مهر گستر و مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر تان را صميمانه پاس مي دارم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادمان ترين. 



با مهر. 


" آگاه ". 




فاطمه اكرمي فاطمه اكرمي
#1394/08/28 01:51:16 ق.ظ

سلام ودروداستاد

زيبا بود پر معني مي اموزم


الهي هيچكس تنها نباشد


تنها نيست  انشالله با ياري و همراهي مهربان يار

و به اسمان راه دارد دلي كه هست همرا هش. هميشگي يار

تنها ترين تنهاي عالم. هستي.  تنها نزاره.  توي تنهايي هامون


درودوقلمتان سبزباد بزرگوار. 


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به فاطمه اكرمي)
#1394/08/29 01:53:23 ب.ظ

.
.
سلام بر گرامي دختر فرزانه ام، سركار علييه خانم اكرمي ي عزيز. 
.
.
سپاس گزار لطف حضور و بركت تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان هستم. 
.
.

شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 
.
.
با مهر :

محبوبه شعباني محبوبه شعباني
#1394/08/28 11:27:17 ب.ظ

با سلام و درود فراوان محضر شما ارجمند  بسيار زيبا سروديد ممنون::19::...


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به محبوبه شعباني)
#1394/08/29 01:58:37 ب.ظ

.
.
::20::  
سلام بر گرامي دختر فرزانه ام، سركار علييه خانم اكرمي ي عزيز. 


لطف حضور مهر گستر و مهر تشويق شاعرانه ي ميمنت ثمر تان را صميمانه پاس مي دارم. 


شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 
.
.
با مهر :::20:: 
" آگاه ". 



فريدون چگيني فريدون چگيني
#1394/08/29 01:47:19 ب.ظ

استاد بزگوار.

درودي بيكران بر شما .

قلمتان توانا و بي نظير است.

حظي وافر و لذتي كامل بر من رسيد.

شعرتان مسيحاي جان است.

سپاستان باد.

بزرگوار مهربان پارسي.


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به فريدون چگيني)
#1394/08/29 02:39:20 ب.ظ


::20:: 

سلام بر گرامي برادر ارجمندم،  حضرت چگيني ي عزيز: ::20:: 


بركت حضور شريف تان را در اين سايت فاخر ادبي و مجموعه ي


شريف" همسرايي" ، گرامي داشته، 



لطف مرور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان را صميمانه پاس مي دارم. 



با مهر :::20:: 


" آگاه ".  





قمر الزمان درخشان قمر الزمان درخشان
#1394/08/29 06:33:31 ب.ظ

با سلام خدمت استاد گرانمايه آگاه گرامي. سروده بسيار عارفانه و در خور تامل است .....

استادآنچه مسلم است اينكه  :بشرذاتا  بسمت پليديو خود خواهي متمايل است و اگر...

ضمانت دين  ،وجدان ،واخلاق و نظارت اجتماعي بر او  موثر  نباشد. رو به فساد مي رود

ودست به كارهاي غير اخلاقي مي زند

با پوزش به شما استاد آگاه::20::::20::::20::::20::::20::::20::::19::::19::::19::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به قمر الزمان درخشان)
#1394/08/29 08:32:07 ب.ظ

.
.
::20:: 

سلام بر گرامي خواهر فرزانه ام، 

حضرت علييه،  سركار خانم درخشان عزيز:::20:: 


ضمن سپاس از بركت حضور مهر گستر تان، 

همان گونه كه استدعا داشته ام، 

چشم انتظار فتح باب بحث مفصلي در اين خصوص هستم :::20:: 


آن چه حقير باور دارم،  و براي تبيين آن مي كوشم :

اصالت انديشي ي فطرت خير است. 


هر گونه نا هنجاري ها ، "نا"  ، "هنجار" ي ست .


يعني اصل بر "هنجار" است،  فقدان آن با واژه ي

"نا هنجاري" ، ناميده شده است .
.
.
با مهر :::20:: 
.
" آگاه ". 



سعيد فرامرزي سعيد فرامرزي
#1394/09/01 08:49:21 ب.ظ

بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به سعيد فرامرزي)
#1394/09/02 01:23:51 ق.ظ
.
.
درود تان  باد :


مهر حضور شريف تان. 


با مهر : ::20:: 

" آگاه ".  
.
،

سعيد فرامرزي سعيد فرامرزي (در پاسخ به بختيار بختياري"آگاه")
#1394/09/02 11:39:48 ب.ظ

درود بر استاد بختياري بزرگوار ، پوزش حقير را براي كمرنگ شدن حضورم در جمع پاك همسرايان به كرامت عاليتان ببخشيد ، ان شاالله چندي ديگر از محضر بزرگان و اساتيدي چون شما جناب مجابي استاد فتحي و ساير عزيزان بهره بجويم . ::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به سعيد فرامرزي)
#1394/09/11 12:57:04 ب.ظ


سلام بر گرامي برادر ارجمندم، جناب آقاي فرامرزي ي عزيز. 



ضمن سپاس از لطف حضرت تان، 



چشم انتظار بركت حضور مهر آموز تان هستيم. 



با مهر :::20:: 


"آگاه " .





عنايت الله ايرانمنش عنايت الله ايرانمنش
#1394/09/03 12:42:35 ب.ظ

سلام به استاد عزيزم جناب آگاه

درود بر شما خيلي زيبا و عالي سروديد

بقول دوستان ايول داره

بهرمند شديم .....موفق باشيد

::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به عنايت الله ايرانمنش)
#1394/09/11 01:03:56 ب.ظ


سلام بر گرامي برادر ارجمندم، جناب آقاي ايران منش عزيز. 



سپاس گزار لطف حضور و مهر تشويق شاعرانه ي حضرت تان هستم. 



شكوه نگاه تان بر دوام. 



با مهر :::20:: 


" آگاه ". 




حسين ياسائي (محترم) حسين ياسائي (محترم)
#1394/09/03 06:20:09 ب.ظ

سلام و درودها محضر استاد علم و معرفت و عرفان جناب "آگاه" عزيز::20::::20::::20::::20::::20::


سروده زيباي شما در مباحث فلسفي شما را خواندم و حظ وافر بردم

::19::::19::::19::::19::::19::

جهان مادي كه در آن هستيم حدود 14 ميليارد سال پيش در يك انفجار بزرگي از يك نقطه پديدار گشت


"قبل" از آن چيزي وجود نداشت حتي زمان


"زمان" و "مكان" نيز از بودن يك "هست ديگر"  بوجود آمد


و "نور" بوجود آمد و "تاريكي يا ضلمت" هيچگاه نبوده است


قلم تان استوار و رقصان::20::::20::::20::::20::::20::




بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به حسين ياسائي (محترم))
#1394/09/11 01:10:26 ب.ظ


سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، 


حضرت آقاي ياسايي ي عزيز. 



ضمن سپاس از لطف حضور مهر گستر و تشويق شاعرانه ي ميمنت اثر تان، 



همين موضوع اشاره ي حضرت تان، 


مفهوم علمي ي "كن،  فيكون" شريف مي باشد. 



شكوه نگاه تان بر دوام. 



با مهر :::20:: 


" آگاه ". 




آزيتا احمدي آزيتا احمدي
#1394/09/03 10:11:46 ب.ظ

بشرتنهاست زيراجاي پل ديوار مي سازد

....

درودهابزرگمهر استادنيك انديش.بسيارزيباسروديدوقابل تامل تلخي را...قلم سبزتان نويسا.ديــــــرزي وهمواره شاد::19::::19::::19::::20::::20::::20::::20::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به آزيتا احمدي)
#1394/09/11 01:17:53 ب.ظ


سلام بر گرامي دختر فرزانه ام، 


سركار علييه خانم احمدي ي عزيز. 



سپاس گزار لطف حضور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان هستم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 



با مهر : ::20:: 


" آگاه ".  

.

.



علي روح افزا علي روح افزا
#1394/09/10 10:06:26 ق.ظ

درود بر جناب بختياري بزرگوار .

بسيار زيبا سروديد مهربان .


در پناه حق .......::20::::20::::19::::20::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به علي روح افزا)
#1394/09/11 01:23:31 ب.ظ


سلام بر گرامي برادر ارجمندم، جناب آقاي روح افزا ي عزيز. 



سپاس گزار لطف حضور موجب سرور حضرت تان هستم. 



شكوه نگاه تان مستدام. 



با مهر :::20:: 


" آگاه " .

.

.



صديقه اكبري (سوگند) صديقه اكبري (سوگند)
#1394/09/11 11:19:49 ب.ظ

با سلام

استاد گرانقدر

زيبا نگاشته ايد

 

 

در پناه خدا هميشه سلامت و شادكام باشيد، الهي آمين


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به صديقه اكبري (سوگند))
#1394/09/13 03:27:05 ب.ظ


::20:: 


با سلام و عرض خير مقدم بر گرامي دختر فرزانه ام، 



سركار علييه خانم اكبري ي عزيز. 



سپاس گزار لطف حضرت تان هستم. 



با مهر :::20:: 



" آگاه ". 




علي اكبر فلسفين (فاضل ) علي اكبر فلسفين (فاضل )
#1394/09/13 01:04:25 ق.ظ

درود بر استاد بختياري بزرگوار.



ببخشيد استاد.



اين شعر .اولين شعر جنابعاليست در اشعار چهارگانه ي فلسفي .؟



يا در كل تاريخ شعر .اولين است.


مانا باشيد و ماندگار .استاد


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به علي اكبر فلسفين (فاضل ))
#1394/09/13 03:34:43 ب.ظ


::20:: 


سلام بر گرامي برادر ارجمندم، 


حضرت فاضل اصفهاني ي عزيز. 



سرورم : 



حقير جهان بيني ي خويش را،  در قالب 4 سروده، 


تقديم داشته ام،  كه اين شعر گونه،  


اولين آن هاست .



صد البته،  در خصوص فلسفه و حكمت وحدت وجود ،



هزاران شعر و سروده ي ماندگار در تاريخ ادبيات مشعشع مان وجود دارد، 



كه اين چهار گانه،  جمعا"، در حد يك  "نقطه"  هم در برابر آن ها نيست .



با مهر :::20:: 



" آگاه ". 





علي اكبر فلسفين (فاضل ) علي اكبر فلسفين (فاضل )
#1394/09/14 01:50:06 ق.ظ

درود بر استاد ارجمندم .جناب ...آگاه...


ضمن تشكر از جواب متواضعانه ي حضرت عالي..


بر حسب وظيفه ي شاگردي خودم. هر شعري يا كلامي از بزرگان سايت همسرايي .همچون جنابعالي و استاد بزرگوار


سيد بزرگوار .كه مشاهده ميكنم.با لذت و عشق .مطالعه واستفاده ميبرم..اما در بعضي مواقع.چنان حقير زا مشغول 


مطالعه ميكند كه .مطالب زيادي را مرور ميكنم براي فهم مطالب شما بزرگان.كه يكي از راههاي مطالعه ي حقير .سوال از 


خود شماها ميباشد.كه بزرگواري فرموده .وجواب در خور مقام .ميدهيد.


اما به نظر ميرسد بعضي اشعار وسروده هاي نابتان اگر قرار باشد در سايت به نظر بنده ي و افرادي مثل حقير .كه تالب


فهم بيشتر هستيم قرار بگيرد.سوال و جواب .به درازا ميكشد .وموجب اطلاف وقت ديگر دوستان ميشود.كه از اين 


بابت معذرت ميخواهم.


امابعد.

در مورد سروده ي مورد نظر..در حكمت وحدت وجود.وتبيين خير وكمال مطلق...كار خيلي پيچيده شده...ومن بيسواد 


دچار سر در گمي شده ام..كه اصلن وحدت وجود ..ارتباطش با خير مطلق..چه معنايي دارد؟..آيا چه كساني .قايل به وحدت 


وجود هستند .و چه كساني .وحدت وجود را رد ميكنند....آيا دسته ي اول مورد تاييد امامان معصوم هستند .يا دسته ي دوم؟


مجيد مصطفوي (ماجد) مجيد مصطفوي (ماجد)
#1394/09/14 11:40:33 ق.ظ

.

درودها حضرت آگاه

استاد بزرگوار و ارجمندم


انشاالله سالم و تندرست بمانيد

و ما هميشه از قلم پر بارتان بهره بريم


::20::::20::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به مجيد مصطفوي (ماجد))
#1394/10/03 02:56:29 ب.ظ


::20:: 

سلام بر گرامي برادر فاضل و ارجمندم، 


حضرت مصطفوي ي عزيز. 



سپاس گزار لطف حضور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان هستم. 



شكوه نگاه تان مستدام. 


با مهر :::20:: 


"آگاه ". 


،



سيد امير ميثم مرتضوي سيد امير ميثم مرتضوي
#1394/09/14 01:12:26 ب.ظ

سلام و عرض ادب جناب "آگاه" عزيز 


 زيبا و پر معنا سرود ه ايد 


كانال تلگرام سيد اميرميثم مرتضوي


telegram.me/asharseyedamirmeysammortazavi


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به سيد امير ميثم مرتضوي)
#1394/10/03 03:03:27 ب.ظ

::20:: 

سلام بر گرامي برادر ارجمندم، جناب آقاي مرتضوي ي عزيز. 



سپاس گزار لطف حضور و مهر حضرت تان هستم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادمان ترين. 



با مهر :::20:: 


"آگاه ".  





علي اكبر فلسفين (فاضل ) علي اكبر فلسفين (فاضل )
#1394/09/15 11:03:07 ق.ظ

1. "وحدت وجود" از بنيانى‏ترين معانى در عرفان است و در مكتب عرفايى چون ابن عربى اصل الاصول به شمار مى‏رود. طبق اين مبنى، "وجود" حقيقتى است واحد و ازلي، و آن جز خدا نيست و غير از او، وجود، حقيقتى ندارد، و هر چه به نظر مى‏آيد، در حقيقت، مظاهر گوناگون آن حقيقت واحده است، كه به صورت اشيا تجلى يافته است، و اينها همه عين آن وجود حقيقى واحد هستند.

2. براى وحدت وجود استدلال فلسفى هم شده است، هر چند كه اصل در اثبات آن ظاهراً متكى بر كشف و شهود است. اين استدلال مبتنى بر "اصالت وجود" و "اشتراك معنوى وجود" است. از جمله ادله اين است كه با توجه به اشتراك معنوى وجود، وجود بايد حقيقت واحدى باشد؛ زيرا انتزاع معناى واحد از حقايق مختلفه، امكان ندارد. نيز براى تأييد نظر وحدت وجود به قاعده‏ى "بسيط الحقيقه كل الاشياء" تمسك كرده‏اند.

3. در ميان فقها و متكلمان عده‏اى با نظريه وحدت وجود مخالفت كرده‏اند و بعضى آن را برابر با شرك مى‏دانند. و وجود خدا را از وجود اشيا جدا مى‏دانند و از نظر ايشان پاكى وجود خدا با آلودگى اشياي مادى قابل جمع نيست.

4. به نظر مى‏رسد كه مخالفت شديد عده‏اى از علما با عرفا و با نظريه وحدت وجود خصوصاً، به دليل سنگينى و عمق مطالب مطرح شده در عرفان و على الخصوص نظريه مذكور است به گونه‏اى كه عده‏اى مدعى عرفان نتوانسته‏اند به نحو احسن، مسئله را مطرح كنند، و عده‏اى نيز به دليل ضعف بنيّه ي علمى قابليت پذيرش آن مطلب دقيق را نداشته‏اند.

5. صدر المتألهين به عنوان يك فيلسوف عارف مسلك، تلاش در تنقيح معناى وحدت وجود و زدودن شبهات بر اثر سوء برداشت‏ها نموده است، از جمله در كتاب اسفار اربعه بين هستى ناب كه به هيچ قيدى مقيد نيست كه از آن به "ذات احديت" و امثال آن تعبير مى‏شود، و بين "ستى منبسط"كه بر هياكل ممكنات انبساط يافته است، تفاوت قايل شده و مراد عرفا از وحدت وجود و وجود مطلق را معناى اوّل مى‏داند نه دوم. و منشأ اشتباهات و انكارها و تكفيرها را اين خلط معانى مى‏داند.


علي اكبر فلسفين (فاضل ) علي اكبر فلسفين (فاضل ) (در پاسخ به علي اكبر فلسفين (فاضل ))
#1394/09/15 11:09:43 ق.ظ

از اين جهت .از دوستاني كه تمايل به شناخت عرفاني و فلسفي ....وحدت وجود دارند....ميتوانند به سادگي در اينترنت 


سرچ كنند . و موافقين و مخالفين وحدت وجود را بشناسند.و پي به افكار و عقايد انها ببرند.كه در اين خصوص.يكي از 


مخالفين وحدت وجود .حضرت ايت الله شيرازي هستند..كه همين جمله را كه سرچ كنيد .سخنراني ايشان را ميتوانند گوش

كنند.


علي اكبر فلسفين (فاضل ) علي اكبر فلسفين (فاضل ) (در پاسخ به علي اكبر فلسفين (فاضل ))
#1394/09/15 11:45:07 ق.ظ

دليل مخالفت فقها و متكلمان:

عده‏اى از فقها و متكلمان چه شيعه و چه سنى و چه حتى از متكلمان مسيحى، نسبت به عقايد عرفا و متصوفه، مخصوصاً عقيده به وحدت وجود ايراداتى گرفته‏اند. بعضى حتى عرفا را به خاطر بيان چنين نظرياتى تكفير كرده‏اند؛ زيرا چنين عقيده‏اى را متناقض با تعاليم الاهى مى‏دانسته‏اند، فى المثل "لا اله الا الله" را كه اوّلين شعار اسلام است با "لاوجود الا الله" در تضاد مى‏بينند؛ زيرا اولى دلالت دارد بر اين كه غير از خدا را، همچون بت‏ها والهه‏ها و معبودهاى ديگر، نبايد پرستش كرد، ولى شعار دوم مى‏گويد: هر چه هست، چه بت و چه صنم و چه هر معبود ديگر، خدا است و غير از خدا اصولاً چيز ديگرى نيست، بلكه خدا است كه در قالب هاى مختلف پرستيده مى‏شود. 

يا اين كه عرفا گفته‏اند: "سبحان من اظهر الاشياء و هو عينها"، ايراد گرفته‏اند كه مگر مى‏شود خدا عين موجودات گردد در حالى كه بعض موجودات پست وكثيف و آلوده و نجس‏اند؟ پس اين كلام عين كفر است. 

البته بايد گفت: كه يا بعضى از عرفا در بيان مقصود خود قصور داشته‏اند، و يا بعضى از منتقدان به كنه معناى كلامشان پى نبرده‏اند. و همين مسئله منشأ ايرادات و اشكالات شده است و سبب داوري هاى ضد و نقيض در مورد عرفا عموماً و ابن عربى خصوصاً شده است. بحث وحدت وجود بحث سنگين و دقيقى است كه نه هر كسى مى‏تواند بيان كاملى از آن ارايه نمايد و نه هر كس بيان آن را مى‏تواند هضم نمايد. 

صدر المتألهين يكى از كسانى است كه بحث وحدت وجود را سعى نموده تا كاملاً تحليل نمايد تا جلوى اشتباه از برداشت گرفته شود. 

وى در كيفيت سريان حقيقت وجود در موجودات متعين و حقايق خاص، مى‏گويد:

بدان كه اشيا در مقام هستى داراى سه مرتبه‏اند:

مرتبه‏ى اوّل: آن هستى ناب و به غير وابسته نبوده و به هيچ قيدى مقيد نيست. كه عرفا از آن به "ويت غيبية" و "غيب مطلق" و "ذات احدية" تعبير مى‏كنند و آن را نه اسمى است و نه نعتى، و نه متعلق معرفتى واقع مى‏شود.... 

مرتبه‏ى دوم: هستى متعلق به غير، كه همان وجود مقيد است به وصف زايد و منعوت به احكام محدود، مانند عقول و نفوس و افلاك و عناصر و مركبات، همچون انسان و جانوران و درخت و باد و موجودات خاص ديگر. 

مرتبه‏ى سوم: آن "وجود منبسط" مطلقى كه عموميت آن از نوع عموميت كليت نيست، بلكه به گونه‏اى ديگر است، از آن جهت كه وجود، محض تحصل و فعليت است و كلى خواه طبيعى باشد يا عقلى، در حال ابهام بوده و در تحصل و هستى خود نيازمند انضمام شى‏ء ديگر مى‏باشد. و وحدت اين وجود منبسط عددى نيست چون يك حقيقت است كه بر هياكل ممكنات انبساط يافته... و او اصل جهان است و فلك حيات است و عرش رحمان و "الحق المخلوق به" در تعابير صوفيه و حقيقة الحقايق است... بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به علي اكبر فلسفين (فاضل ))
#1394/10/03 03:07:04 ب.ظ



::20:: 

با سلام دوباره بر حضرت فلسفين عزيز. 



و ، سپاس از لطف حضور و درج نظر شريف  تحقيقي تان. 



با مهر :::20:: 


"آگاه " .




مهناز نصيرپور مهناز نصيرپور
#1394/09/16 03:57:47 ب.ظ

درود بر استاد بختياري بزرگوار

بعضي شعرها درياي عميق معناست و شعرهاي شما از اين دست هستند كه نشان از آگاهي شما دارند فقط شعر نيستند و چيدن واژه بلكه در هر بيت مفهومي ژرف را بيان مي كنند دست مريزاد::20::::20::


بختيار بختياري"آگاه" بختيار بختياري"آگاه" (در پاسخ به مهناز نصيرپور)
#1394/10/03 03:14:04 ب.ظ


::20:: 

سلام بر گرامي دختر فرزانه ام، 


سركار علييه خانم نصير پور عزيز. 



لطف حضور و مهر تشويق شاعرانه ي موجب سرور حضرت تان را، صميمانه پاس داشته و بر


اظهار لطف تان مباهات مي كنم. 



شكوفنده ترين باشيد و شادان ترين. 



با مهر :::20:: 


"آگاه ".  





مشخصات شعر
عنوان: " بشر تنها"
شاعر: بختيار بختياري"آگاه"
دفتر شعر: دل گويه هاي غزل گونه
زمان: 1394/08/24 - 03:56 ب.ظ
قالب: غزل

آمار مرتبط با شعر
تعداد کلمات-
تعداد حروف-
12
امتیاز4.66(از 9 نظر)
نظرات مرتبط54
تعداد نمایش1795
بازدید اعضا33

لایک دهندگان
امتیاز دهندگان
اعضای بازدید کننده
  • در مسير حق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ در مسير پويش حق شعر نابم ابتر است * گر چه هر شاعر خداي حرف و هم پيغمبر است

  • نداي عشق

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي _ نداي عشق سردادم كه عشقي جاوداني داد * گداي خانه اش گشتم ، ِمرا تاج كياني داد

  • از راه ميرسد

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ غنچه و گل نثار كن، چونكه ز راه ميرسد * سروَر عشق و دين ما، هور و چو ماه ميرسد

  • آبراه شعور.

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ بگير دست مرا اي تو عشق و زيبايي * كه بهتر از همه يارانِ دل فريبايي

  • شراب حكمت

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ سحر به زمزم مهتاب بوده اي با دل * صفا و لذّت كامش تو را بشد حاصل

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ خدا كند كه بهار دلت ، خزان نشود * گلي زباغ زند گيت ، خزان نشود

  • قسم

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ قسم بر ابر و مه ، بر باد و باران * به گلهاي لطيف و ، لاله زاران

  • بازتاب

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ اي دريغــــا سينه ها،پُر درد شد * رنگِ رخسارِ جمـــــاعت،زرد شد

  • سَفَر درزمان

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ پريشان ُشد َشبي،روح وروانم * شـدم دلتنـگِ جـمـعِ رفتگانم

  • روزِ غم

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ روزها ِي تار ،ِكي َسرميرسد * حالوروِز زارِكي َسرميرسد

  • غم نان...

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) _ امشب از حادثه قلبي نگران دارم من * چشم ياري ز خداي دگران دارم من

  • به داد من برسيد.

    جناب آقاي علي اكبري ايرنجي(پاييز) _ زآشنايان وفا نمي آيد،اي غريبان به داد من برسيد

  • هبوط آخرين برگ

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ پاييز آمد تا خبر از " او" بيارد * در كوچه هاي عاشقي باران ببارد

  • قصه ي عشق

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ غم تا رسيد ، اشك شقايق شراب شد * ني ناله كرد ، كوچه پر از اضطراب شد

  • هيچ كس ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ هيچ كس نيست كه از عشق تو دل خون نشود * سوي صحرا نرود همره مجنون نشود

  • اين دلم در ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ اين دلم در خم آن طره يار است هنوز * پيش چشمم همه وقت لاله عذار است هنوز

  • خوش آن ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ خوش آن آهو كه صيادش تو باشي * شود شيرين و فرهادش تو باشي

  • شفايم ده ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ شفايم ده كه بيمار تو هستم * زجان و دل خريدار تو هستم

  • الاهي ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ الاهي به ماه درخشان زيبا قسم * به دريا دهد جلوه اي خاص شبها قسم

  • آيين و آيينه ها قسمت چهار دهم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ امواج و طوفانست و توبرتكه چوبي * ساكت مباش هر چند در حال غروبي

  • ستاره

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ چه سخت است * انتظار چشمك از ستاره

  • صبح زيبا

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ بيا طلوع دميده صبح را رويا كنيم * تاوقت آن رسيده عشق را پيداكنيم

  • در هوايت

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ در هوايت بيقرارم جان جانانم ، كنون * روزگارم پر غم است اما پشيماننيستم

  • آسمان‌ دل

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ آسماناز دل خود ناوك مژگان ريزد * روشنايي همه جا نور شهابست امشب

  • شعر كوتاه 77

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ زمستان * به نگهبابي از

  • 76

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ به نجواي آب * صداي باد

  • وَمَا عَلَي الرَّسُولِ إلّا البَلَاغ

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ حضرت آقاي ترامپ اي الاغ * اي كه به هر ضرطه شوي تردماغ

  • جيغ بنفش

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ افتاده به دستان تو انگار دِرَفشي آنگونه كه از پاي گدا لنگه ي كفشي

  • دريغا باوري نابارور داريد و مي لوليد

    جناب آقاي ابراهيم حاج محمدي _ نگاه حسرت ما بر شما هر گاه مي افتد * شرر در كاختان از كوخ ما با آه مي افتد

  • سلطه جنون

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ تو نيستي و * دوباره گم شدم

  • مسيح

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اينك كه راز خود را * با تو

  • سكوت

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ آه دوباره سكوت * دوباره نگفتن

  • توبه

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اي بهتر از هر يار ديگر ياري ام كن * دل داده ام از كف بيا دلداري ام كن

  • رباعي-دام ريا

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * دست چپ من عليل و پايم لنگ است * زخمي به تنم به يادگار از جنگ است

  • رباعي طنز

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ هر چند هواي ميهنم ديجور است * مردم دلشان شكسته و رنجور است

  • آرزوي غزل

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ عشق پرواز بلندى ست مرا پر بدهيد * به من انديشه ى از مرز فراتر بدهيد

  • طنز-سوت بلبلي

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ شاهدي مي گفت:شبها با فلاني مي پري * با كبوتربازهاي آنچناني مي پري

  • وصيّت

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * وصيّتم به شما ب ّچه هاي خوب اين است

  • رضايت معبود

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ ستاره ها همه غمگين و ماه ، حزن آلود * نشسته بردل خورشيد آسمانها دود

  • رباعي

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ در باغ غزل كه جستجو مي كرديم * گلهاي قشنگ را كه بو مي كرديم

  • باران عشق

    جناب آقاي محمدحسين بخشي _ زير باران عشق،شايق باش * مثل پروانه وشقايق باش

  • اناري ترين شب

    جناب آقاي محمدحسين بخشي _ اي اناري ترين شب پاييز * اي بهاري ترين شب دلها

  • پنديات ، غزل ششم

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) _ صنما چهره به اهريمن دنيا مَِنما * به سرا ِي گذرا ، عر ِض تمّنا منما

  • شيرازه عشق

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) _ چه سازم چون دلي بيتاب دارم * نگاري نقره چون مهتاب دارم

  • سرمه عشق

    جناب آقاي ايمان كاظمي (متخلص به ايمان) * دل در گرو سرو خرامان سيه موي * جان در طلب برق دو چشمان چو آهوي

  • رويان

    جناب آقاي اكبر رشنو _ مرا * درآشفتگي هاي آغوش دشت

  • گذر

    جناب آقاي اكبر رشنو _ زير چشم مهر * يكريز آبان بود

  • نفس

    جناب آقاي اكبر رشنو _ به شوقت ! * افتاده ز پا ، مي د و م به سر

  • انفجار نور

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ در انفجار نور ناگاه * بشكوفد آواِر تباهي

  • " نخله ي فرهنگ"

    جناب آقاي بختيار بختياري"آگاه" _ قامت نخله ي فرهنگ، شكست * نغمه بر ناي شباهنگ، شكست

  • انتظار

    جناب آقاي وفا صداقت _ هرجمعه هواي يار دارد د ِل ما * با ياد رخش قرار ، دارد د ِل ما

  • خاطرات عيني يكي از جبهه هاي دفاع مقدس

    جناب آقاي ماشاالله پوردامغان اعمي _ بيا بشنو زبان حال بنده * بگويم خاطراتي را، ز جبهه

  • سرود ميلاد حضرت عباس عليه السلام

    جناب آقاي سيروس بداغي _ شب ميلاد بهترين اربابه * همون كه ساق ِي صهباي نابه

  • غم بدل....

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ غم بدل نيست مرا چونكه تودلدار مني * هركجا مينگرم باز خريدار مني

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ كشتي شكست و ، بادبان افتاد درآب * بنياد عمر و زندگاني ، رفته در خواب

  • فصل باران

    جناب آقاي فرزين خورشيدوند(بي تخلص) _ مي دانستي؟ قرار است باران بيايد...

  • چه بسا سر كه براي تو بر يدم عمري

    جناب آقاي اله يار خادميان _ به غزل خانه ي چشمت گرويدم عمري * به خطا رفتي و ناِز تو كشيدم عمري

  • بوسه ي سرخابي-غزل عنابي-هزاران درد پنهاني

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ لحظه هايت آبي * خالي از بي تابي

  • چرخ روزگار ...

    سركار خانم ميترا دلفان آذري _ جام عمرم پر شد و سپيد گشت ... * ز چرخ روز گار دمارم ..

  • " نگاهِ ماه "

    جناب آقاي علي روح افزا _ با جامه ي راه راه ، راه افتادم * با آت ِش درد و آه ، راه افتادم

  • حَرَم قوشو "كبوترحرم"

    جناب آقاي حسين اسكندري "غريب" _ سوويرم بير قوش اولام عالم معناني گَزم * پَر آچام گوي أوزونه ساحل و درياني

  • عروس چمن

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اي عروس چمن اي دختررز بر پا خيز * تا به يغما نبرد بار وبرت را پاييز

  • زيباتر از زندگي

    جناب آقاي حسين رسومي _ شنيدم كه سهراب مي گفت * تا شقايق هست زندگي بايد كرد

  • مريد گريه هاي مرتدم

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ به زير سينه هاي تاك * شراب شعر مكيده باورم

  • شعر كوتاه 75

    جناب آقاي عبدالملك خُرمالي _ در جستجويش به آن دنيا رفت

  • اربعين

    جناب آقاي محمدرضا اميري _ آن دشمني كه بوده حسين، در كمين تو * اكنـون كجـاست ؟ تا كه ببـيند مَكين تو

  • شهر جمله هاي بي ريا

    جناب آقاي بهمن نوري قاضي كند _ قبل از حرف زدن؛ اول سلام كن، تا همه ترست فرو بريزد.

  • بوالهوس

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ بوالهوس را بنگر حال و هوايي دارد * هر زمان كعبه اي و تازه خدايي دارد

  • معلم

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ چگونه جوهر مركب ، برتر از خون شهيد شد ؟

  • ساقي بده آن جام را

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ من را تماشا مي كنند ساقي بده آن جـام را * هنگامه اي ديگر رسيد تا چون كند فرجـام را

  • علي فاتح مطلق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ بگشا به نهانخانه ي دل باب علي را * آميخته ي جان كن همه آداب علي را

  • پند صاحب نظران

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ پند صاحب نظران ، نـيـك مـرا در گـوش اسـت * يك دمي جـسم به جان من و تـو روپـوش اسـت

  • رند خرابات

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ هم رند خراباتم ، هم ساقي ميخانه * هم ناصح مستانم ، هم حامي پيمانه

  • سرگشته ي عشق

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ چندي است كه از دامن دلدار جدائيم * راضي شده بر قسمت و اين حكم خدائيم

  • پا بند صبح و شام

    جناب آقاي سيد عباس مجابي _ تلاطم در دل اوهام كردند * جهان را پخته وانگه خام كردند

  • راز

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ تا در جهان نا ِم تو نيكو جاري و ساريست * در لفِظمان گفتاِر نا مفهو ِم پنداريست

  • تهمتن عشق

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ دمي كه خنده به رخساِر يار بنشيند * جهان بخندد و فص ِل بهار بنشيند

  • مرده ريگ خدا

    جناب آقاي محمد بيك زاده * طرب نمانده به گيتي ، طرب فزايي نيست * براق تيز تكي ، مرد ره گشايي نيست

  • اجيران چشمت

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ فتواي اهل فقه به چشمت اجيرتر * چشمت ز هر امير به عالم اميرتر

  • لهيبِ چشم

    جناب آقاي محمد بيك زاده _ چنان لهيب زچشمت فتاده در تنِ من * كه سوزِ سينه به آتش كشانده پيراهن

  • زلزله غوعا كرد

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ خون دلها گشته بر ايران ما * زخم تن فرياد كرمانشاه شد

  • خون گريه كن

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ اي اسمان خون گريه كن بر اين دل بي تاب من شد نينوا راهي گشا بر دلبر ناياب من

  • عشق ولايت

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ بر خيز كه عيد امد ، از يار نويد امد * شد هلهله اي برپا تا ،عيد سعيد امد

  • مي بينم

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اين چه شرميست كز آن روي شما مي بينم * اين چه شوريست در آن زلف دو تا مي بينم

  • دام گيسو

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ طعنه ها بر دانه دارد خال هندوي شما * دام ها مي گستراند جعد گيسوي شما

  • قمار عشق

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ چه خطا نمودم آيا كه دلت زما بريدي * همه عمر من دويدم تو به مقصدت رسيدي

  • خال هندو

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ اگر لبهاي مشتاقم رسد بر خال هندويت * به مضرابي به رقص آرم يكايك تار گيسويت

  • قرمانروايي

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ عاشقم در سايه عشقت خدايي ميكنم * اعتبارم گشته اي فرمانروايي ميكنم

  • رخ زيبا

    جناب آقاي ابراهيم نصرالهي _ گر نپوشاند دلارايم رخ زيباي خود * ماه از شرمش بپوشاند سرو سيماي خود

  • سلطه جنون

    سركار خانم نازي صالحي "صبور" _ تو نيستي ، تو نيستي ، تو نيستي و ، دوباره گم شدم

  • زلزله غوعا كرد

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ خوندلها گشته بر ايران ما * زخم تن فرياد كرمانشاه شد

  • خون گريه كن

    سركار خانم نسرين سادات غضنفري (نغمه) _ اي اسمان خون گريه كن بر اين دل بي تاب من شد نينوا راهي گشا بر دلبر ناياب من

  • لرزيد

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ لرزيد و لرزاند * تمام قلبهاي مهرباني كه

  • مناظره دانشجو و مسول (طنز)

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ "گفتم غـــــــم تو دارم - گفتــا غمت سرآيد" * "گفتم كه مــــــــاه من شو - گفتا اگر برآيد"

  • قلب هاي آبي ( فروغ چشمان زيباي تو )

    جناب آقاي مجيد مصطفوي (ماجد) _ فروغ چشمان زيباي تو را * روزي ، به شعري ناب

  • القدس لنا

    جناب آقاي اسماعيل عليخاني _ سيد حسن عزيز ما گفت * با تيغ زبان قبيله اي را

  • اي واي....

    جناب آقاي اسماعيل عليخاني _ خانمي را ديدم * آبرومند، نجيب

  • توصبح صادق عشقي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ سحر شدست و چها چشمِ انتظار بيا * تو صبح صادق عشقي به اين ديار بيا

  • عطش دارم

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ به يادت شد دگرگون دل ، عجب شوري و غوغايي * كه دل با ياد م َهرويان، كشد آخر به رسوايي

  • تشكر از موسسه نور گستر گلها

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ همه جا نور تو گسترده و همت داري _ همه جا گل شده اي وه تو چه حشمت داري

  • اي حسين

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * اي حسين ، خون زچو ايثار تو افشان گرديد درد هر كس رِه آن يار به سامان گرديد

  • طبيب

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) * شراب ناب بريز از چو جام شهنوشت * كه تا به صبح سلامت شوم هم آغو َشت

  • ضمير درون

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ من در آن فكرم، ز غوغاها ز آن سوداي دل * گاه مي سوزم من از اين عشق بي پرواي دل

  • فرصت خوب

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ ربَّنا ما َدِر كويَت به ندا آمدهايم ما به آن درگه عشقت به صفا آمدهايم

  • بندگي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ با نيايش بايدت تا سركشي هر جام را * با نوازش بايدت آرام گيري كام را

  • بندگي

    جناب آقاي ولي الله فتحي (فاتح) _ با نيايش بايدت تا سركشي هر جام را * با نوازش بايدت آرام گيري كام را

  • اين بلا زلزله بود ؟

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ واي لرزيد زمين * آه ازين روز غمين

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ كاش دست همگان ، بذر صداقت مي كاشت * توي قلب و دل ما ، رسم رفاقت مي كاشت

  • بختك

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ فكندي مثل بختك ، ناوگان ها * به رو ِي آ بي يِ آ را ِم ، د ريا

  • زن ايراني

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ هان اي ز ِن خو ِب ،آسيايي * اي همسِر پا ِك ، آريايي

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ حيف از آن عمر و نو جواني بود * چون به غفلت گذشت خيلي زود

  • تك بيت ها

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ شرم از ميان چو رفت ! بايد رسانه كرد * وقتي عدو حنجر كودك ، نشانه كرد

  • تو مرو از بر ما

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ آمد ي خسته و بي تاب و پريش * از سفر باز به كاشانه ي خويش

  • دو بيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ مرا تا به كُجا مي برد ، جو ا ني ِي من * برفت ازسرم آن ، شوِر زندگاني ِي من

  • دوبيت

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ گاهگاهي ماه ، نجو ا مي كند * با سرود عشق ، ا غو ا مي كند

  • سفر

    سركار خانم قمر الزمان درخشان _ غمگين ازين ، سكوت * دلگير ازين ، ركود

  • يك نَفَس عشق

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ بهترينم،سينه اي ازعشق،سرشارم بده * مرهمي بهِر د ِل بيتــاب و بيمــارم بده

  • ناسپاسي

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ دل كه باشد بي محبت ، يار ميخواهد چه كار * سنگ باشد جاي دل،دلـــدار ميخواهد چه كار

  • رخ يار

    جناب آقاي سليمان محمدحسني _ سر َزنَد اي كاش خورشيِد رخ زيبا ِي تو * تا ببينم سير، لبخنِد گُل سيمـاي تو

  • عشق نافرمان من

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ ا مسيحاي نگاهت ، واژه هايم جان گرفت * باز از آهنگ لبهايت ، غزل فرمان گرفت

  • روياي كال

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ شعر من نجواي غم آلود بغض ياس هاست * نبض تبدار غزل ، در رويش احساس هاست

  • تنديس اشك

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ پاييز آمد اشك هايم در تلاشند * تا روي تقديرم غبار غم بپاشند

  • عرصه ي عشق

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ "هر كه در اين حلقه ، مقرب تر است * جام بلا ، بيشترش مي دهند "

  • صداي پاي تپش

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ ترديد نگاه تو ، سرآغاز تپش ها * پس لرزه ي چشمان تو ابراز تپش ها

  • حضرت پاييز

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ مي رسد قافله ي شور و نواي پاييز * مي خزد در غزلم ، خش خش پاي پاييز

  • آرامگاه اشك

    جناب آقاي محمد جوكار ( ياس خيال ) _ سرفصل جنجالي ترين پرونده ي عشق * كابوس تكرار سقوط از اوج روياست

  • عاقبت پايان

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ عاقبت پايان اين شبهاي تارم ميرسد * بوي خوش در هر مكان از لاله زارم ميرسد

  • بداهه تقديم رضا (ع)

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ مرغ دلم باز هوايش رضا(ع) * پر بكشد سوي رضا(ع) در هوا

  • خود پسندان ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ خود پسندان را بكوي عشق ديگر راه نيست * راه كوي عشق همواراست ديگر چاه نيست

  • نزد طبيب ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ نزد طبيب رفتم ؛ گفتا توئي سلامت * چون درد خويش گفتم ؛ گفتا مكن شكايت

  • آرزو هست ...

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ آرزو هست سلامت همه شب خانه روم * قدمي چند زنم بادل ديوانه روم

  • دوستان خوب ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ دوستان خوب نگاهي به رخ يار كنيد * بعد از آن چاره درد من ناچار كنيد

  • دوريت آتش ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ دوريت آتش سوزنده بجانم كه مپرس * از فراقت همه اوقات فغانم كه مپرس

  • روي بنما كه ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ روي بنما كه مرا تاب توان اين همه نيست * دردلم غير غمت آه و فغان اين همه نيست

  • باغ پر گل ..

    جناب آقاي احمد رشيدي مقدم (گمنام) _ باغ پر گل شد ؛ بيا اينك تماشا كن دمي * روح خودرا همچنان گلها تو زيبا كن دمي

  • خنده هاي خالي از ترفند شيطاني چه شد

    جناب آقاي اله يار خادميان _ چهره هاي خرم وبزم چراغاني چه شد * شب نشيني هاي لذت بخش طولاني چه شد

  • مرگ شاهينم به دنبال كبوتر نيستم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ مر ِگ شاهينم به د نبا ِل كبوتر نيستم * همسفر با اي ِل پس ِت فتنه گسترنيستم

  • قانون جهان به دست مست افتاده

    جناب آقاي اله يار خادميان _ بر سازه وسازمان گسست افتاده * پُست اُمرا به مَرد پَست افتاده

  • خيالات و محا لات و فسون نيست

    جناب آقاي اله يار خادميان _ نمي گنجد كسي در باورِمن * به جز معشوق زيبا منظِر من

  • جبر را بايد فرد بگذاشت

    جناب آقاي اله يار خادميان _ هيچ كس با امِر بي منشور، همراِه تو نيست * گركسي تسليم شد با زور ، همراه تو نيست

  • مرغ بي سر

    جناب آقاي اله يار خادميان _ و پيوستي به ياران خدايي * رسيدي تا به ركن روشنايي

  • انقلاب خون

    جناب آقاي اله يار خادميان _ اي اما ِم انقلاب و خون سلام * كُشته ي لب تشنه بر هامون سلام

  • غم زمزمه در گوشم كرد

    جناب آقاي اله يار خادميان _ اشك جاري شد و غم زمزمه در گوشم كرد * دست مهر آمد و با عشق درآغوشم كرد

  • سبزي ما را نمي خواهند آتش زا ده ها

    جناب آقاي اله يار خادميان _ با حضورت خاطرات خسته اي را شاد كن * بزم ها را مثل بزم نيمه ي. خرداد. كن

  • ايين و ايينه ها قسمت دواز دهم

    جناب آقاي اله يار خادميان _ از بندگي تا صدر اقايي رسيديم * وقتي كه دست از ننگ خود خواهي كشيديم

  • ماه صفر-ابري آبان ماه

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ گرفته بغض تنهايي گلويم را * من از ماِه َصف َر بدجور بيزارم

  • ماه صفر-ابري آبان ماه

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ گرفته بغض تنهايي گلويم را * من از ماه صفر بدجور بيزارم

  • پرنده-دوزخ پاييز

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ -از ذهنم پرنده مي رويد * وقتي به نيلي چشمانت مي انديشم

  • حسينيه ي قلب من

    سركار خانم مهناز نصيرپور _ حسينيه ي قلب من * پر از مرثيه ي يادت

  • چاي

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ يكي از دوستان ناب من امروز * دعوتم كرده تا به باغشان برويم

  • تو مي آمدي

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اين صحنه از عشق تو * بود نقش ضميرم

  • چشمه ي چشمان تو

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ اي چشمه ي چشمان تو آبشخور جانم * بگذار كه در سايه ي لطف تو بمانم

  • عوض گرديده است

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ رنگ چشم هايت عوض گرديده است * طرز انشايت عوض گرديده است

  • صورت ومعنا

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ روي از تو گرداندم چرا * كردم چه كاري اشتباه

  • كي خواهي آمد

    جناب آقاي الياس اميرحسني _ چشم انتظارم،كي خواهي آمد * بس بي قرارم،كي خواهي آمد

  • حفظ حقوق حيوانات

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) * هوا ابري ، غبارآلوده و سرد _ دو چشمم را خبرهايي كه تركرد

  • تقديم به سالار شهيدان اباعبدا... الحسين ع

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ دشمن كه قصد غارت اموال خانه كرد _ تيري به قلب خيمه ات آقا روانه كرد

  • شعر پرواز

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ بعد مرگم همه را خ ّرم و شاداب كنيد _ تا مرا بر حرم يار شرفياب كنيد

  • "يا حسين"

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مانده ام حسرت به دل بر خاك پاكت يا حسين * كي نصيبم مي شود افتم به خاكت يا حسين

  • سلامٌ عليك

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مظهر احساس سلا ٌم عليك * عطر گل ياس سلا ٌم عليك

  • سكوت سرد

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ نه از آتشفشان لشكراشرار مي ترسم * نه از رفتن به جنگ نرم استكبار مي ترسم

  • تك بيت

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ تا غروب زندگي خورشيد عالمتاب باش

  • مهرباني

    جناب آقاي مهدي سيّدحسيني (بنده) _ مثل مرغي در قفس بيزارم از اين زندگي

  • " نگاهِ ماه "

    جناب آقاي علي روح افزا _ با جامه ي راه راه ، راه افتادم * با آت ِش درد و آه ، راه افتادم

  • " اِشغالگر "

    جناب آقاي علي روح افزا * در عش ِق تو با آنكه سبك بال شدم * با آمدنت عجيب خوشحال شدم

  • زمزم صلح وصفا

    جناب آقاي محمدحسين بخشي - اي كاش! تنها داور دلها،خدا بود * دنياي دلها،زمزم صلح وصفا بود

  • تاج پاييز

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * فصل قشنگ پاييز با مهر نسبتي داشت * آبان به كوچه سر زد در آسمان گلي كاشت

  • سبزيم به يلداها

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * ما دوستتان داريم امروز و چه فرداها * هرچند كه پنهان است امروز چه پيداها

  • كشور خودمختار دل

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * كلبه ي زيباي دل را حاجت ديوار نيست * آسمان عاشقان آبيست ،هرگز تار نيست

  • مرام گل

    جناب آقاي محمدحسين بخش * شكست چيني دل،درمرام گلها نيست

  • انقلاب احساس

    جناب آقاي محمدحسين بخشي * چايي بريز اي دوست در استكان احساس

  • بسيم

    جناب آقاي اكبر رشنو * چقدر سومنات فرو ريخت * از تب ّسمت!

  • نشان

    جناب آقاي اكبر رشنو * فقط ، آيه ، آيه ، نگاه تو بود * بر ظهرشرف

  • يكي

    جناب آقاي اكبر رشنو * همپاي نسيم * به تو! مي د و م

  • يك نفس تا عشق

    جناب آقاي اكبر رشنو * اربعين: همين زير چشم سنگ * چشمه جوشيده

  • اربعين در آيينه ها

    جناب آقاي اكبر رشنو * شرحي از شرحه شرحه ام * در دل سنگواره نيست

  • هيچ...

    جناب آقاي اكبر رشنو * و اما " پاييز " زخم تنهاي درخت نيست

  • هرگز!

    جناب آقاي اكبر رشنو * لختي بودن!َ * چه حادثه كه از سرم نگذشت

  • دنياي من

    جناب آقاي مقصود دهميري * عشق من نابترين خلقت دنيا هستي * محشري،در دل من دائم و برپا هستي

  • خيانت(1)

    جناب آقاي مقصود دهميري * باز تصوير لبت فتنه به اشعارم زد * گره هي پشت گره بر دل و بر كارم زد

  • خداي احساسم

    جناب آقاي مقصود دهميري * هوس شور كرده ام با تو ،سجده گاهم كمان ابرويت * قبله ام گوشه اي ز لبهايت،جانمازم حرير گيسويت

  • رضاي من رضاي تو....

    جناب آقاي مقصود دهميري * منم ز پا به سر گناه. اميد بر رضاي تو * دخيل بسته ام به صحن و حكمت و سراي تو

  • عشق محمّد

    سركار خانم مينو حسيني * شده اندوه وغمت ، بيشتر از ، َحد باشد * غيرغم ، هرچه رهاورد به دل ، َرد باشد

  • نقش واژه ها

    سركار خانم مينو حسيني * روي نقش واژه ها ، ديدي چه شكاكم هنوز * همچو موسيق ِي جان ، درگير ادراكم هنوز

  • اِفيون حسرت

    سركار خانم مينو حسيني * تا خيالاتت غزل شد ، هر ورق مستانه تر از قلم خون ميچكد ، چون ديده ي ُدردانه تر

  • آمدي ناز كني...

    سركار خانم مينو حسيني * آمدي ناز كني ، ناز من ، اين ناز ... نشد * خواستم تا بكشم ناز تو را ، باز ... نشد

  • لحظه ي ديدار

    سركار خانم مينو حسيني * اين جهان گرد است و سهمم، مستطيلي بيش نيست * فرصتي ديگر نمانده است و ، كسي هم كيش نيست